تروما به ستون فقرات

شایعترین علت آسیب به ستون فقرات تصادف با خودرو است. تصادفات 50 درصد همه آسیبهای ستون فقرات را تشکیل می دهند. علت شایع دوم سقوط است و زخم ناشی از چاقو و گلو و شیرزدن از عوامل مهم دیگر این نوع حوادث است.


شایعترین علت آسیب به ستون فقرات تصادف با خودرو است. تصادفات 50 درصد همه آسیبهای ستون فقرات را تشکیل می دهند. علت شایع دوم سقوط است و زخم ناشی از چاقو و گلو و شیرزدن از عوامل مهم دیگر این نوع حوادث است.


نگاهی به آنچه در بیمارستانها و به خصوص مراکز اورژانس می گذرد نشان می دهد که پرستاران باید بیشتر با خدمات مربوط به اولویت بندی بیماران فوریتی یا GENERAL SERVAY آشنا شوند.



یکی از مواردی که در سوختگی اهمیت دارد محاسبه مایع بیمار است. برای محاسبه مایع مورد نیاز بیمار باید علاوه بر مایع نگهدارنده، مقدار مایع از دست رفته در بیمار را اندازهگیری کرده و به نگهدارنده افزود.
برای برآورد مایع از دست رفته فرمولهای زیادی وجود دارد بفرض فرمول پارکلند که در آن 4 برابر وزن فرد در سطح سوختگی وی افزوده شده و میزان کمبود گفته میشود.
Replacement fluid= 4 mL × Weight(Kg) × % burning area
سطح سوختگی را بر اساس بخشی از پوست که دچار سوختگی درجه 2 و 3 شده است، محاسبه میشود. نیمی از مایع در ظرف 8 ساعت اولیه و مابقی در ظرف 16 ساعت بعد تجویز میشود.
مثال:
مرد 70 کیلوگرمی با سوختگی 25 درصد به اورژانس آمده است. میزان مایع تجویزی چقدر است؟
میزان مایع از دست رفته:
4×70×25= 7000 cc
3500 سی سی در 8 ساعت اول و همین میزان در 16 ساعت بعد باید برود.
مایع نگهدارنده بیمار 2.5 لیتر است که حدود 850 سی سی آن در 8 ساعت اول میرود.
نتیجه آنکه برای بیمار باید 3350 سی سی در 8 ساعت اولیه و 5150 سی سی در 16 ساعت بعد باید برود. بنابراین بیمار در 8 ساعت ابتدایی هر ساعت به 420 سی سی و در 16 ساعت بعد به هر ساعت 320 سی سی مایع لازم دارد.
طي اين مدت در استراحت مطلق به سر میبرد. بررسیهای لازم در اورژانس شروع شد. برای عكسبرداری از ریه به واحد سیتی اسكن انتقال داده شد. نتیجه آمبولی ریه گزارش شد.
آمبولی ناشی از ایجاد تودهای غیرقابل حل (لخته) در جریان خون است كه در اثر حركت میتواند به جایی دوردست نقل مكان كرده و نشانههاي خود را نشان دهد. این لختهها در پا بروز میكند و اگر لخته به قلب برسد، از طریق قلب به ریه فرستاده میشود. به دلیل باریكی رگهای خونرسان به ریه، لخته متحرك در اینجا گیر میافتد.
آمبولی میتواند ناشی از علل متفاوتی باشد. مهمترین علت آن بیحركتی (مسافرت طولانی) است. علل دیگر شامل بدخیمیها (سرطانها)، بارداری، گچگیری برای شكستگی، استراحت بیش از 2 روز، جراحی یا بستری در بیمارستان، اختلال در ضربان قلب، چاقی، بارداری، مصرف قرصهای ضد بارداری و فشارخون است. تعدادی از بیماران با توجه به سابقه خانوادگی، بدون نیاز به عوامل نامبرده، مستعد تولید لخته هستند.
در صورت بروز لخته، بسته به محل بروز لخته و محل گیرافتادگی، علائم بروز میكند. وقتی كه لخته در پا بروز میكند، عمدتاً با درد و تورم همراه است. بخشي از بیماران در این مرحله و با شكایت از تورم یا درد پا مراجعه میكنند. زمانی كه این لخته از اندامهای تحتانی به سمت قلب میرود ممكن است در ریه گیر بیفتد. به دنبال گیر افتادن در ریه، خون بخشی كه لخته در آن مستقر شده كاهش مییابد. علائم ناشی از كاهش خونرسانی به ریه شامل تنگی نفس ناگهانی و درد قفسه سینه است. دیگر علائم آمبولی ریه شامل تپش قلب، غش و سرفه است كه گاهی با خون همراه است.
در بیمارانی كه شرایط خطر لازم برای بروز آمبولی را دارند، باید با بروز هریك از علائم یادشده به خطر بروز لخته و آمبولی شك كرد. این بیماران را بايد به سرعت به بیمارستان انتقال داد.
برای شناسایی لخته در اندامهای تحتانی از نوع خاصی سونوگرافی (داپلر) استفاده میشود. برای مشاهده لخته درون عروق ریوی از سیتی اسكن استفاده میشود.
پس از اطمینان از بروز لخته باید درمان جهت پاكسازی لخته انجام داد. درمان با داروهای ضد انعقاد انجام میشود. داروهایی همچون هپارین و وارفارین در این شرایط كاربرد دارد. نكات مهم در افرادی كه وارفارین مصرف میكنند:
ـ هرگز خودسرانه دارویی را به درمان خود اضافه نكنید. بسیاری از داروها میتواند با وارفارین تداخل داشته و اثر آن را كاهش یا افزایش دهد.
ـ در صورت مراجعه به پزشك به هر دلیل دیگر، حتماً پزشك خود را نسبت به مصرف این دارو آگاه كنید.
ـ آزمایشهاي درخواستی برای كنترل میزان اثربخشی دارو را مرتب انجام دهید و پزشك خود را از نتیجه آزمایش آگاه كنید.
دكتر بهروز هاشمي / متخصص طب اورژانس


او كارگر ساختماني بود كه شرحي از زخم جزئي در حين كار را ميداد كه خودبهخود جوش خورده بود. بتدريج حال بيمار بحراني شد و با تشخيص كزاز در بخش مراقبتهاي ويژه بستري شد. زخمي ساده كه مراقبت مناسب نداشت، با عارضه كزاز بيمار را به سر حد مرگ كشاند.
كزاز از بيماريهاي قابل پيشگيري است. واكسيناسيون روش مطمئن و كارآمدي است كه در ايران توسط خانههاي بهداشت در سطح وسيع در حال انجام است. علت بروز كزاز به عدم واكسيناسيون دقيق و بموقع برميگردد.


بسياري از مردم به دنبال سقوط، تصادف و ديگر حوادث دچار شكستگي در اندامها ميشوند. گاهي آنقدر شكستگي واضح است كه هم بيمار و هم همراهان قادر به تشخيص هستند و گاهي حتي پزشك در تشخيص مردد ميماند.
برخي بيماران از اين كه بارها مجبورند از استخوان آسيبديده عكس بگيرند، گله ميكنند. گرافي(عكس) براي تعيين نوع درمان كاربرد دارد. براساس ميزان جابهجايي استخواني، زاويه ايجاد شده مابين قطعات شكسته و تعداد قطعات شكسته نوع درمان (گچ به تنهايي يا جراحي) تعيين ميشود، اما چرا بعد از جااندازي دوباره بايد عكس گرفت؟
جااندازي چه در اورژانس و چه در اتاق عمل با مشاهده دقيق امتداد استخوانها صورت نميگيرد. در واقع پزشك براساس لمس اندام و استخوان از روي پوست و با دادن مانورهايي خاص اقدام به جااندازي ميكند. براساس ميزان جابهجايي، ميزان نيروي وارده براي جااندازي، استخوانهاي جابهجا شده به هم نزديك شده و گاهي در محل دقيق قرار ميگيرند. در عكسي كه مجددا درخواست ميشود، به بررسي وضعيت استخوانها بعد از جااندازي پرداخته ميشود. اگر وضعيتي كه استخوانها در آن قرار دارند، پذيرفته باشد، بيمار مرخص ميشود؛ در غير اين صورت، ممكن است بيمار به اتاق عمل منتقل شود.
اما اگر جابهجايي استخواني وجود نداشته باشد، شكستگي در مراحل اوليه قابل تشخيص نيست، پس از حدود 2 هفته استخوان شروع به تغيير جهت جوشخوردگي ميكند و همين تغييرات باعث رويت شكستگي در گرافي مجدد ميشود. گاهي هم قبل از باز كردن گچ دوباره از بيمار ميخواهند كه از استخوان آسيبديده عكس بگيرد، علت اين است كه معمولا ميزان زمان لازم براي جوشخوردگي در استخوانها براساس سن، استخوان درگير و نوع شكستگي قابل ارزيابي است. با وجود اين، بسياري از شرايط (وضعيت تغذيه، تحرك، ژنتيك) ميتوانند زمان لازم را افزايش بدهند. لذا درخواست گرافي براي اطمينان از جوشخوردگي كامل است.
دكتر بهروز هاشمي / متخصص طب اورژانس
مسموميتها انواع مختلفي دارند. مسموميتهاي گوارشي، تنفسي، تماسي و تزريقي. بيش از 80 درصد مسموميتها از نوع گوارشي بوده و سم از طريق دهان وارد بدن ميشود.
و ...
بسياري از ما با صحنههاي حادثهاي روبهرو شدهايم. در اين ميان، افرادي با گوشي همراه از حادثه و افراد مصدوم فيلم يا عكس ميگيرند! عدهاي در تلاش براي كمك به مجروحان هستند. از توقف بيمورد برخي خودروها راهبندان شده است و حتي اگر آمبولانسي هم در همان اطراف باشد، نميتواند خود را به صحنه برساند.
دوري از خطر تنها براي امدادگر نيست و شامل جلوگيري از آسيب بيشتر براي مصدوم و ممانعت از بروز آسيب به ناظران نيز ميشود. بسياري از ما با حس انساندوستانه شرقيمان به سراغ مجروح ميرويم، اما همين اقدام ميتواند شروعي براي حادثهاي جديد باشد. تصور كنيد كه رانندهاي در حين عبور از كنار صحنه حادثه به تماشا مشغول ميشود و حواسش به شما كه در محل هستيد، نيست. اگر مصدوم در وسط خيابان است ورود به خيابان معادل تصادفي ديگر است كه مصدوم آن شما هستيد. درواقع نهتنها كمكي نكردهايد بلكه نياز به خدمات امدادي را به 2 برابر افزايش دادهايد.در اكثر نقاط دنيا براي حوادث شماره تلفني پيشبيني شده است كه در آن به گروههاي امدادي (پليس، آتشنشاني و خدمات پزشكي) اطلاعرساني ميشود. در واقع پليس وظيفه دارد امنيت محل را تامين كرده و از بروز حادثه براي ديگران جلوگيري كند. از آتشنشاني براي خروج مصدوم در صورتي كه در محل خطرناكي قرار گرفته باشد يا نياز به امكانات خاص جهت خارج كردن مصدوم باشد، استفاده ميشود. در انتها آمبولانس براي ارائه درمان اوليه و انتقال به مركزي نزديك و مناسب براي بيمار است.
با توجه به وجود گروههاي امدادرساني در كشور ما، نخستين اقدام در مواجهه با يك تصادف بنا بر نياز و شرايط آن حادثه، تماس با شمارههاي 110، 115 و 125 بوده كه به ترتيب مربوط به پليس، اورژانس پيشبيمارستاني و آتشنشاني است. تاكنون هيچ شمارهاي در كشورمان ايجاد نشده است كه خود به تنهايي تمام گروههاي لازم را فعال كند.حال اگر در صحنه حادثه پليس يا افرادي هستند كه ميتوانند امنيت محل حادثه را برقرار كنند، شما حق داريد كه وارد صحنه شويد؛ در غير اين صورت دخالت شما مولد حادثهاي جديد است.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
شكستگيهاي استخوان صورت اغلب در تصادفات شديد رخ ميدهد و معمولا چهره افراد را بدشكل ميكند. در اين نوع شكستگيها، امكان تغيير شكل بيني، پيشاني، كاسه چشم، آروارهها و گونه وجود دارد. شايعترين اين آسيبها شكستگي يا دررفتگي استخوان آرواره تحتاني است. در واقع استخوانهاي چهره 14 قطعه است كه 13 قطعه آن به جمجمه چسبيده و بيحركت است و يك قطعه يعني آرواره پاييني متحرك و به ضربه حساستر است. شكل استخوان فك به گونهاي است كه بر اثر وارد شدن ضربه به يك طرف ممكن است سمت مقابل دچار شكستگي شود. البته ضربه مستقيم به نوك چانه ميتواند عاملي براي شكستگي فك در هر دو طرف باشد.
علائم و نشانهها
تورم، بدشكلي صورت، كبودي زير پوستي (خونمردگي)، خونريزي از بيني و دهان، اختلال در تكلم، ناتواني در جويدن و بلع، عدم حركت فك، اختلال در تنفس، درد و تهوع هنگام حركت فك، لقي يا شكستگي دندان، التهاب و كبودي داخل و خارج دهان و آبريزش از دهان ازجمله علائم شايع اين شكستگي است. بد نيست بدانيد انسداد راه تنفسي بر اثر خونريزي، عدم تخليه بزاق و تورم بافتهاي مجاري تنفسي خطر اصلي اين نوع شكستگي است.
اقدامات اوليه
1 ـ در مصدوم دچار شكستگي صورت به شكستگي جمجمه، گردن و ضربه مغزي مشكوك شويد. بنابراين از تكان دادن مصدوم بپرهيزيد.
2 ـ مصدوم را در وضعيت نشسته بيحركت كنيد. در صورت آسيب آرواره تحتاني از او بخواهيد تا سرش را رو به جلو نگه دارد. اين وضعيت به تخليه خون و بزاق كمك كرده و از انسداد مجاري تنفسي جلوگيري ميكند. اگر مصدوم بيهوش بود اولين اقدام پاك كردن و باز كردن راه تنفسي اوست. دو انگشت نشانه و مياني خود را با يك گاز استريل يا كيسه نايلون بپوشانيد. سپس محتويات دهان مصدوم را از بالا به پايين و سپس خارج دهان برانيد. به دندانهاي مصنوعي بيمار توجه كنيد. چنانچه دندانهاي مصنوعي فاقد شكستگي هستند آنها را خارج نكنيد.
3 ـ براي كاهش درد و تورم ناشي از ضربه از كمپرس سرد استفاده كنيد.
4 ـ يك تكه پارچه تميز يا پوششي نرم به مصدوم بدهيد تا آن را با دست خود محكم روي فك قرارداده و آروارهها را با آن ثابت نگه دارد. فك مصدومي را كه دچار استفراغ يا مشكل تنفسي است بانداژ نكنيد. بانداژ موجب عدم تخليه استفراغ و ورود محتويات جامد به مجاري تنفسي و نايژهها شده و خطر اختلال تنفسي را افزايش ميدهد.
5 ـ اگر همراه با آسيبديدگي فك زخمي در دهان ايجاد شده روي زخم را يك گاز تميز گذاشته و با انگشت به مدت 10 دقيقه فشار دهيد.
6 ـ هر چه سريعتر مصدوم را به بيمارستان برسانيد.
از زمانی كه خون از اهدا كننده گرفته میشود تا زمانی كه خون به فرد نیازمند تزریق میشود، اگر خطایی رخ بدهد میتواند به عوارض مرگبار منجر شود. حدود 10 درصد افرادی كه خون دریافت میكنند، دچار عارضه میشوند هرچند در ایران به دلیل عدم ثبت عوارض و پیگیری آن، آماری در دست نیست.
اغلب تصور عوارض ناشی از تزریق خون به انتقال بیماریهایی همچون ایدز و هپاتیت مربوط است، اما واقعیت چیز دیگری است. تزریق خون به خودی خود دارای عوارض فراوانی است كه ناشی از واكنش بدن گیرنده به خون غریبه است. عوارض تزریق خون به 2 دسته تقسیم میشوند: عوارض حاد و عوارض تاخیری.
هر عارضهای كه طی مدت تجویز خون تا 24 ساعت پس از آن رخ میدهد به عنوان عارضه حاد ناشی از خون تلقی میشود تا خلافش ثابت شود. عوارض تاخیری ناشی از دریافت دراز مدت خون و تجمع آهن در قلب و كبد یا واكنشهای حساسیتی تاخیری است.برخلاف نظر عموم مردم كه تزریق خون را به دلیل بیماریهای عفونی (ایدز و هپاتیت) نمیپسندند، پزشكان از عوارض خطرناك و مرگبار ناشی از تزریق خون میهراسند.
این واكنشها بسیار وسیع است، اما ممكن است علائم اولیه یكسانی داشته باشد. ممكن است در حین تجویز فرد دچار علائم جزیی همچون تب و كهیر تا علائم شدیدی همچون تنگینفس و شوك شود. واكنش فرد گیرنده و اختلال خونی بروز كرده در نوع علائم تاثیرگذار است. علائم عمومی شامل تب و لرز، درد در هر بخشی از بدن و احساس گرما در رگ تزریقی است. علائم تنفسی شامل سرفه، خسخس سینه، تنگینفس و حتی قطع نفس است. اثرات قلبی تداخل میتواند به افزایش یا كاهش ضربان قلب و افت فشارخون منجر شود. علائم گوارشی شامل درد شكم، تهوع، استفراغ و اسهال خونی است. از نظر ادراری ممكن است تغییر رنگ یا كاهش در حجم ادرار دیده شود. در پوست بیمار ممكن است ضایعات پوستی گذرا یا ماندگار كه با خارش همراه است بروز كند. عدهای از بیماران دچار گزگز در دست و پاها میشوند. در مواردی خونریزی خودبهخود دیده شده است. در صورتی كه در حال دریافت خون هستید و هر كدام از علائم ناشی از واكنش حاد را مشاهده كردید، فورا به پزشك اطلاع دهید. لازم است پزشك بسرعت خون را قطع كند و برای بیمار مایعات وریدی بگذارد. باید خون تجویزی به همراه نمونهای از خون و ادرار بیمار گرفته شده و برای بررسی علت بروز واكنش به بانك خون ارسال شود.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

چه بايد كرد؟
1 ـ مصدوم را به پشت بخوابانيد و قسمتهاي مختلف شكم او را به آرامي با نوك انگشتان فشار دهيد. به دنبال درد، حساسيت به لمس، سختي يا سفتي عضلاني در شكم او باشيد. شكم طبيعي نرم و حساس به فشار و لمس نيست.
2 ـ اگر يكي از علائم فوق را مشاهده كرديد منتظر استفراغ مصدوم باشيد. او را به پهلو بخوابانيد تا مواد خارج شده از معده موجب انسداد مجاري تنفسي نشود.
3 ـ به مصدوم آب يا غذا ندهيد. اگر مصدوم دچار خونريزي داخل شكمي باشد به دليل خون از دست رفته، بزودي تشنه ميشود. در صورتي كه به او آب داده شود جريان خون به سمت دستگاه گوارش منحرف شده و علاوه بر آنكه بر شدت خونريزي داخل شكمي افزوده ميشود، حجم خون موجود در مغز، قلب و كليهها براي تامين خون سراسر بدن به حداقل رسيده و فرد دچار نارسايي در عملكرد اين اعضا ميشود. بنابراين بهترين كار براي رفع تشنگي مصدوم، مرطوب كردن مكرر دهان و لبهاي اوست. بگذاريد مصدوم پارچه تميزي كه در آب خيس شده را بمكد تا عطش او به حداقل برسد.
4 ـ اگر در شكم مصدوم شيئي فرو رفته، هرگز آن را درنياوريد. با يك پانسمان حجيم يا پارچهاي تميز در اطراف شيء آن را در محل خود ثابت كنيد.
5 ـ معمولا در برخي تصادفات رانندگي احتمال پاره شدن شكم و بيرون زدن رودهها وجود دارد. ديدن اين صحنه گرچه براي ناظر حادثه بسيار ناراحتكننده است، ولي بايد بدانيد كه اين جراحت، خطر چنداني براي مصدوم ندارد. مهمترين اقدام، اين است كه مصدوم را طوري قرار دهيد كه سر و شانههايش كمي بالاتر از بدن قرار گيرد. هرگز سعي نكنيد كه رودهها را داخل شكم برگردانيد، چراكه با اين كار عفونت يا آسيب بيشتري به رودهها وارد ميشود. فقط روي جراحت را با يك پانسمان يا پارچه تميز بپوشانيد و از اعمال فشار خودداري كنيد.


اما همیشه این سوال مطرح است كه مقادیر طبیعی فشار خون، ضربان قلب و... چه میزانی است؟ مقادیر طبیعی علائم حیاتی بسته به سن، جنس، نژاد، شرایط زیستمحیطی و بارداری تغییر میكند. فراموش نكنید كه در شرایط حاد، مواردی همچون اضطراب و درد نیز میتواند مزید بر علت شوند.
فشار خون با 2 عدد بیان میشود. عددی بزرگ و در كنار آن عددی كوچك. عدد بزرگتر بیانكننده فشار وارده به رگ در زمان انقباض قلب است، در حالی كه عدد كوچكتر فشار وارد بر رگ در زمان استراحت قلب را نشان میدهد. در بالغان برای عدد بالاتر، محدوده 90 تا 140 میلیمتر جیوه و برای عدد كوچكتر، محدوده 60 تا 90 میلیمتر جیوه به عنوان محدوده طبیعی نامبرده میشود.
بسیاری از افراد طبیعی دارای تفاوت در فشار 2 بازوی خود هستند. این تفاوت زمانی كه بیش از 20شود و فرد دچار درد قفسه سینه باشد، اهمیت پیدا میكند و باید ارزیابی شود. برای ضربان قلب در بزرگسالان نيز محدوده 60 تا 100 ضربان در دقیقه طبیعی عنوان میشود. از طرفی اغلب متخصصان قلب، محدوده 50 تا 90 ضربان را به عنوان محدوده طبیعی قبول دارند. بسیاری از افراد ورزشكار كه به صورت حرفهای ورزش میكنند ممكن است ضربان نرمال قلب آنها پایین باشد و بیماری هم محسوب نشود كه با توجه به فیزیك بدنی و توانایی قلب آنها طبيعي است.
تعداد تنفس طبیعی در افراد بالغ در محدوده 16 تا 24 است، هر چند اجماعی در مورد آن وجود ندارد.
بارداری عامل مهمی در تغییر علائم حیاتی است. ضربان قلب زن باردار حدود 10 تا 15 درصد بیشتر از فرد غیرباردار است. رحم زن باردار روی عروق لگنی فشار وارد میكند و باعث میشود تا خون براحتی از اندامهای تحتانی و شكم به قلب باز نگردد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
ستون فقرات از مجموعهای استخوان کوچک به نام مهره تشکیل شده است. در مرکز این مهرهها در طول ستون فقرات کانالی وجود دارد که مجموعهای از رشتههای عصبی به نام نخاع از میان آن عبور کرده که بسیاری از اعمال بدن را کنترل میکند. حال اگر فردی در اثر وقوع حادثهای آسیب زا دچار شکستگی ستون فقرات شود، در اثرحرکت نابجا ممکن است قطعات شکسته استخوان مهرهها به داخل طناب یا اعصاب نخاعی نفوذ و موجب اختلالات حسی و حرکتی شده و مصدوم را تا آخر عمر از سطح شکستگی به پایین فلج کند. بنابراین به محض دیدن مصدوم اقدام به حرکت یا انتقال او نکنید و در هر حادثهای مشکوک به آسیب ستون فقرات باشید. حمل مصدوم باید توسط افراد آموزش دیده و با مهارتهای خاصی انجام شود. از بیرون کشیدن مصدوم از داخل خودروهای تصادفی نیز خودداری کنید.
اگر مصدوم جراحتی نداشت، ولی دراکثر اندامها احساس درد، ضعف، سوزش، بیحسی و سوزن شدن داشت یا در دفع ادرار بیاختیار بود و مشکلات تنفسی داشت، اقدامات زیر را تا رسیدن اورژانس 115 انجام دهید:
1ـ در هر حادثهای از مصدوم یا اطرافیان او نوع و شدت حادثه را بپرسید. سقوط از ارتفاع، افتادن از اسب یا موتورسیکلت، خم شدن بیش از حد به جلو یا عقب، ضربه، نفوذ جسمی نافذ به داخل ستون مهرهها، آسیبهای سر و صورت و تصادفات رانندگی همگی از جمله مواردی هستند که باید به آسیب ستون فقرات مشکوک شد .
2 ـ مصدوم را در وضعیت خوابیده به طوری که صورت به طرف بالا باشد بیحرکت کنید. سر را در امتداد تنه در یک خط قرار دهید و به مصدوم اجازه خم کردن یا چرخاندن سر را ندهید.
3 ـ از مصدوم بخواهید دست شما را بفشارد یا انگشتان دست یا پایش را به آرامی تکان دهد. عدم توانایی در انجام این امور نشاندهنده آسیب نخاعی است.
4ـ اگر مصدوم دچاراختلال تنفسی بود با رعایت موارد بهداشتی به او تنفس دهان به دهان یا دهان به بینی بدهید.
5 ـ در محیط سرد به احتمال زیاد مصدوم دچار لرز، کاهش دمای بدن، افت فشار خون و پریشانی میشود، برای گرم کردن او از هر پوششی که در دسترس است استفاده کنید.
6 ـ اگر شدت حادثه شما را گیج کرده و قادر به انجام کاری نیستید، حداقل تا رسیدن آمبولانس سر مصدوم را در امتداد تنهاش با دست ثابت نگه دارید و اگر کسی در محل حضور داشت از او بخواهید که پاهای مصدوم را نگهدارد. اگر هم فرد کمکدهندهای نبود از آتل خودی استفاده کنید. زانو ورانهای مصدوم را با یک تکه پارچه، شال، روسری یا باند محکم به هم ببندید. بهتر است دستهای مصدوم را نیز به تنهاش ثابت کنید.
سمي مهلك 3 نفري را كه شب در منزل گذرانده بودند به دام مرگ كشيد. علت فوت مسموميت با گاز مونوكسيدكربن عنوان شد؛ همان گازي كه به دليل مرگ و مير بالا و عدم شناسايي فيزيكي به نام قاتل خاموش شناخته ميشود و عامه مردم آن را به نام گازگرفتگي ميشناسند.
استفاده از گاز شهري، گازوئيل و چوب به عنوان مواد سوختي براي ايجاد گرما در خانههاي ما ايرانيان رايج است. در صورتي كه اين مواد به صورت ناقص بسوزد گازي به نام مونوكسيد كربن توليد ميكند كه عامل گازگرفتگي است. گاز مونوكسيد كربن فاقد بو و رنگ است، به همين دليل افرادي كه در معرض اين گاز قرار ميگيرند تا قبل از بروز علائم هيچ اطلاعي از برخورد با آن ندارند.
مونوكسيد كربن پس از جذب در خون به پروتئين حمل اكسيژن (هموگلوبين) ميچسبد؛ ولي براحتي جدا نميشود. توان اتصالي بالاي گاز به هموگلوبين باعث كاهش انتقال اكسيژن و كمبود اكسيژن در بافتها و اعضا منجر به بروز علائم مسموميت ميشود.
علائم رايج در نوع خفيف مسموميت شامل سردرد، تهوع، استفراغ، درد عضلاني و گيجي است. اين علائم غير اختصاصي بوده و ممكن است پزشك و بيمار را گمراه كند. در واقع تا زماني كه به آن فكر نشود و دليلي براي امكان بروز آن نباشد، ممكن است با بيماريهاي عفوني و يا گوارشي اشتباه شود. گاهي به دليل غيراختصاصي بودن و عدم توجه به احتمال مسموميت، بيمار مجدد در محيط آلوده قرار ميگيرد و ممكن است اين بار به مسموميت شديد يا مرگ منجر شود. در موارد شديد مسموميت، تشنج، افت شديد هوشياري، توقف قلبي ـ تنفسي و حتي مرگ ممكن است رخ بدهد.
يكي از مشكلات گازگرفتگي بروز علائم عصبي ـ رواني تأخيري است. اين علائم پس از چندين روز از رفع علائم مسموميت اوليه، شروع ميشوند. بيمار پس از بهبود اوليه، از اختلالات حافظه، بيتوجهي و حتي اختلالات حسي يا حركتي در بخشي از بدنش شاكي است.
بنابراين اگر فردي دچار سردردهاي دائمي يا مكرر ميشود يا علائم به صورت گروهي مخصوصا وقتي افراد در مكانهاي بسته به سر ميبرند، بروز ميكند شك ما را به مسموميت برميانگيزد. از طرفي اين افراد با قرار گرفتن در فضاهاي باز بتدريج بهبود مييابند كه اين هم خود كليدي براي شك به خطر مسموميت است.
اولين اقدام تلاش براي رساندن مصدوم به فضاي باز و تماس با اورژانس (115) است. معمولا به دليل عدم دسترسي به درمان اصلي بيماران (اكسيژندرماني)، لازم است تا رسيدن اورژانس، بيمار در فضاي عاري از آلودگي تنفس كند. تمام بيماران حتي موارد خفيف نيازمند درمان با اكسيژن صد درصد به كمك ماسكهاي مخصوص هستند، به همين دليل تمامي مصدومين بايد به اورژانس منتقل شوند.
پس از درمان، مهمترين اقدام شناسايي علت بروز مسموميت و رفع عيب وسيله ناقصسوز است.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
دوز معمول: چون اندازه قارچ و غلظت مواد موثر در آن متغیر است ارتباط اندكی بین تعداد قارچ مصرفی و اثرات توهمزایی آن وجود دارد. مصرف 5 تا 100 قارچ میتواند موجب اثرات توهمزایی شود.
اثرات بالینی: تقریبا 30 دقیقه پس از مصرف قارچ، علائم شروع میشود و مدت اثرات توهمزایی آن تقریبا 4 تا 6 ساعت است.
مواد فعال قارچ باعث تحریك سیستم عصبی سمپاتیك در بدن میشود. سیستم سمپاتیك در مقابله با هر نوع استرس و هیجانی فعال میشود تا بدن توانایی تقابل با شرایط را داشته باشد. ضربان قلب و فشار خون افزایش مییابد، مردمك چشم گشاد شده و گُرگرفتگی در صورت قابل مشاهده است. موهای روی تن فرد سیخ، عضلات سفت و دمای بدن افزایش مییابد. اثرات توهمزایی قارچ ممكن است به صورت لذتبخش یا عذابآور باشد كه این حالات به خلق غالب و انتظارات استفادهكننده و عوامل محیطی و بيرونی بستگی دارد. اثرات توهمزایی آن گرچه مشابه الاسدی بوده، ولی از شدت كمتری برخوردار است.
عوارض: اثرات جانبی جدی قارچ توهمزا بندرت اتفاق میافتد، اما تشنج و افزایش دمای بدن ممكن است بروز كند.
تشخیص: تستهای دارویی عادي نمیتوانند پسیلوسیبین را تشخیص دهند و تشخیص فقط بر اساس مشاهده قارچ و بررسی در آزمایشگاه تخصصی قارچ انجاممیشود.
اقدامات درمانی: مهمترین اصل در برخورد با مسمومیت انواع قارچها رساندن بیمار به مراكز مسمومیت است. به یاد داشته باشید كه شباهت ميان قارچها زیاد بوده و ممكن است بهجای هم اشتباه گرفته شوند. نداشتن علائم در مسمومیت با قارچها دلیل بر غیر سمی بودن آنها نبوده و باید بیمار در مراكز مخصوص تحت بررسی و آزمایش قرار گیرد. كنترل علائم مبتلایان با درمان علامتی صورت ميگيرد. این درمان شامل تجویز آرامبخشها میشود. در مورد قارچهای توهمزا لازم است تا زمان پایداری علائم تحت نظر باشند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
با توجه به مطالبي كه در زمينه چگونگي ارائه كمكهاي اوليه در انواع شكستگيها مطالعه كردهايد، اقدام به آتلبندي عضو ميكنيد اما نميدانيد در آتلبندي چه نكاتي را بايد رعايت كرد. در اين زمان چه ميكنيد؟
و ...


تابلوي باليني: اين ماده باعث تحريك سيستم عصبي سمپاتيك در بدن ميشود. سيستم سمپاتيك در مقابله با هر نوع استرس و هيجاني فعال ميشود تا بدن توانايي تقابل با شرايط را داشته باشد. با مصرف ال اس دي ضربان قلب و فشار خون افزايش مييابد. مردمك گشاد شده و گُرگرفتگي در صورت قابل مشاهده است. موهاي روي تن فرد سيخ، عضلات وي سفت و دماي بدن افزايش مييابد. بندرت ممكن است بيماران تشنج كنند. مصرف بيش از حد الاسدي ممكن است موجب ايست تنفسي و گاهي افت هوشياري در حد كما شود. اثرات توهمزايي الاسدي ممكن است به صورت لذتبخش يا عذابآور باشد كه اين حالات به خلق غالب و انتظارات استفادهكننده و عوامل محيطي بروني بستگي دارد.اثرات روانشناختي ملالآور شامل حملات ترس شديد، بدبيني، جنون آني و واكنشهاي افسردگي است كه براي توصيف اين حالات از اصطلاح «سفر بد» استفاده ميشود. تعدادي از افراد نيز ممكن است به جنون مزمن مبتلا شوند.
در افرادي كه الاسدي مصرف ميكنند، حالتي به نام «فلش بك» ديده شده كه در آن فرد دچار اختلال پايدار ادراكي توهمزا ميشود كه بيانكننده حالت ناتوانكنندهاي است كه اغلب با هراس يا اضطراب همراه است. بيماراني كه به اورژانس مراجعه ميكنند، هوشيار هستند و معمولا قادر خواهند بود كه سابقه مصرف دارو را ذكر كنند. با توجه به شرح حال مصرف دارو و وجود نشانهها، تشخيص مصرف الاسدي صورت مي گيرد.
اقدامات درماني: به عنوان فردي كه با فرد مسموم با ماده توهمزا برخورد داريد بايد اين نكته را در ذهن داشته باشيد كه به دليل توهمات ناشي از دارو ممكن است فرد براي خود يا اطرافيان آسيبرسان باشد. بنابراين اولين اقدام توجه به اين موضوع است كه فرد تصميم به آسيب دارد يا نه؟ دوم اينكه آيا وسيله(چاقو) يا موقعيتي(سقوط از بلندي) براي آسيب وجود دارد؟ سوم اينكه آيا ميتوان شرايط را تغيير داد؟
به دليل خطر وجود جنون آني، لازم است تمام افرادي كه مشكوك به مصرف اين دارو هستند به بيمارستان منتقل شوند؛ چه بسا براي كنترل بسياري از علائم نياز به استفاده از آرامبخشهاي تزريقي يا خوراكي باشد.در بيماراني كه سفر بد را تجربه ميكنند، اطمينانبخشي و حمايتهاي عاطفي معمولا تنها اقدام موثر است.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

ويتامين D: اين ويتامين به شكل خوراكي و تزريقي استفاده ميشود. ويتامين D داراي انواعي كلسيفرول (ويتامين
3 D) و ارگوكلسيفرول (ويتامين 2 D) است. ويتامين D براي اثربخشي در بدن، نيازمند تغييراتي است كه در كبد و كليه انجام ميشود. نقش عمده ويتامين D، تنظيم كردن سطح كلسيم و فسفر خون است كه اين افزايش موجب معدني شدن طبيعي استخوان ميشود. تنظيم سطح كلسيم خون از طريق جذب رودهها و تنظيم دفع از كليهها صورت ميگيرد.كمبود ويتامين D در افرادي بروز ميكند كه تماس كافي با نور خورشيد ندارند. براي اثربخشي نور خورشيد، بايد نور به صورت مستقيم نه از پشت شيشه به بدن فرد برسد. نقايص كليوي (نارسايي كليه) يا كبدي (نارسايي كبدي، سيروز) ميتواند سير تبديل ويتامين D به شكل فعال آن را مختل كند. اين نوع كمبود بهرغم تماس كافي با نور خورشيد يا تغذيه مناسب ايجاد ميشود.دوز درماني و سمي: نياز روزانه به ويتامين D حدود 400 واحد است و دوز درماني آن گاهي به 5000 واحد ميرسد. در اطفال، در دوز اندك 2000 واحد هيپركلسمي اتفاق ميافتد، در حالي كه در بزرگسالان، براي ايجاد مسموميت، دوز بالاتري نياز است.
تابلوي باليني مسموميت: علائم شامل بياشتهايي، تهوع، درد شكم، از دست دادن وزن، افزايش دفع ادرار، يبوست، گيجي و كماست كه بر اثر افزايش سطح كلسيم خون ايجاد ميشود. افزايش سطح پايدار كلسيم ميتواند موجب رسوب كلسيم در پوست، عضله و حتي كليه شده كه به نارسايي كليه منجر ميشود.
اقدامات درماني: به محض اطلاع از مصرف بيرويه ويتامين D بيمار بايد به اورژانس رسانده شود. مهمترين اصل، ممانعت از مصرف ويتامين D و كاهش كلسيم مصرفي است. با محدود كردن كلسيم از جذب ويتامين D جلوگيري شده و سير تخريبي افزايش كلسيم، مهار ميشود. پس از ممانعت از جذب كلسيم به كمك درمانهاي دارويي، سطح كلسيم خون را كاهش ميدهند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
اگر خون خارجشده از جراحت قرمز روشن، جهنده و پرفشار باشد، خونريزي سرخرگي و اگر اين خون قرمز تيره و غيرجهنده باشد خونريزي سياهرگي است. در هر دو حالت بايد سريع اقدام كنيد؛ اقدامات اوليه در همه انواع خونريزي يكسان است. بدون در نظر گرفتن نوع خونريزي يا نوع زخم تمام سعي خود را براي مهار خونريزي به كار بريد.
و ...

علائم فوق نشاندهنده ايجاد يك زخم بسته است. زخم بسته به آسيبي گفته ميشود كه يك شيء غيرنافذ كه نوكتيزي نداشته باشد به سطح بدن ضربه وارد كند. در اين هنگام پوست سالم باقيمانده و پاره نميشود، اما بافتها و رگهاي خوني زير آن آسيبديده و باعث خونريزي داخلي در قسمت زير آن ناحيه ميشود. البته به ياد داشته باشيد زخمهاي بسته ممكن است با آسيبهاي مخفي مانند شكستگي يا آسيب به اعضاي داخلي بدن همراه باشد كه در صورت وخامت حال حتما بايد مصدوم توسط پزشك معاينه شود.
انواع زخم بسته
به طور كلي زخمهاي بسته به ۲ نوع كوفتگي و لهشدگي تقسيم ميشوند. در كوفتگي معمولا محل آسيبديده ورم كرده و رنگ پوست كبود ميشود. در اين نوع آسيب معمولا بافتهاي زيرين پوست، صدمه زيادي نميبينند، اما در لهشدگي، بافتهاي زيرين پوست بشدت صدمهديده و در ناحيه آسيبديده علاوه بر تورم، درد شديدي ايجاد شده و ممكن است در زير پوست، لخته خون تشكيل شود.
اقدامات لازم
۱-
معمولا كوفتگيهاي خفيف احتياج به درمان ندارد، اما براي كاهش درد و تورم كوفتگيهاي شديد و لهشدگي ميتوانيد از كمپرس آب سرد يا يخ استفاده كنيد.كمپرس آب سرد: يك حوله يا دستمال را در آب سرد فرو ببريد سپس آن را درآورديد و به حدي بفشاريد تا فقط مرطوب شود و در آخر آن را روي محل ضربديده بگذاريد.
كمپرس كيسه يخ: نصف يك كيسه پلاستيكي را پر از كيسههاي يخ كنيد. هواي كيسه را خالي و سر آن را محكم گره بزنيد. دور آن يك لفاف پارچهاي نازك بپيچيد و آن را هر ۲ تا ۳ ساعت به مدت ۲۰ دقيقه روي محل آسيبديده قرار دهيد.
كمپرس سرد رگهاي ناحيه آسيبديده را منقبض و همانقدر كه درد و اسپاسم را كم ميكند به كاهش ورم و التهاب نيز كمك ميكند.
۲ ـ بهتر است همزمان يا بعد از كمپرس سرد با اعمال فشار مستقيم مثلا بستن يك باند نواري كشي روي محل آسيبديده از خونريزي داخلي بافتهاي زيرين پوست جلوگيري كنيد.
۳ ـ عضو آسيبديده را ۲۰ سانتيمتر بالاتر از سطح قلب نگه داريد تا جريان خون در آن ناحيه كاهش يابد و درد و تورم برطرف شود.

به مجموعه اقداماتي كه موجب محكم و ثابت شدن پانسمان ميشود بانداژ گويند. معمولا برخي افراد بانداژ را جايگزين پانسمان ميكنند. به نحوي كه بعد از ضدعفوني كردن زخم بلافاصله اقدام به باندپيچي آن ميكنند. اين كار صحيح نيست و ميتواند موجب عفونيشدن زخم شود. هدف از پانسمان حفاظت زخم از انواع آلودگيها و هدف از بانداژ محكم نگهداشتن پانسمان و ايجاد فشار براي جلوگيري از خونريزي و كاهش تورم و درد و همچنين جلوگيري از آسيبهاي بيشتر به زخم است.
معمولا باندها داراي انواع مختلفي هستند كه انواع نواري آن در زخمهاي باز كاربرد بيشتري دارد. باندهاي نواري يا لولهاي در پهنا و درازاي مختلف با جنسهاي گوناگون در اكثر داروخانهها عرضه ميشود. بهتر است در هر جاي بدن از باندهايي با پهناي مناسب استفاده كنيد تا بتوانيد به نحو مطلوبي يك پانسمان را مهار كنيد. اغلب براي بانداژ انگشتان از باند كنار بافت 5/2 سانتيمتري، براي مچ و كف دست از باند 5 سانتيمتري، براي آرنج و بازو از باند 5/7 سانتيمتري و براي مچ پا و زانو و ران از باند 10 يا 15 سانتيمتري استفاده ميشود.
نكات مهم در بانداژ
1ـ پارچه به كاررفته براي بانداژ بايد تميز و بدون پرز باشد، اما لازم نيست استريل باشد.
2ـ پانسمان و تمام لبههاي آن بايد توسط بانداژ سفت شوند.
3ـ بانداژ بايد به صورت اريب از پايين به بالاي عضو پيچيده شود. عكس اين موضوع باعث شلشدن بانداژ ميشود. هر دور بانداژ بايد دوسوم از دور قبلي را بپوشاند. هنگام بانداژ، عضو بايد در وضعيت طبيعي و بدون فشار قرار گيرد.
4ـ در بانداژ زانو يا آرنج، نبايد به مفاصل فشار زيادي وارد آيد. بعد از بانداژ اين نواحي سعي در خم كردن مفاصل نكنيد.
5ـ بانداژ بايد به طرز مناسب بسته و جلوي خونريزي را بگيريد. البته نه خيلي سفت و فشارنده باشد كه خونرساني را مختل و نه خيلي شل باشد كه پانسمان، روي زخم سُر بخورد.
6ـ هيچگاه نوك انگشتان دست و پا را باندپيچي نكنيد مگر آنكه آسيب ديده باشند. انگشتان بر اثر اختلال گردش خون، تغيير رنگ پيدا كرده و به سرعت ما را متوجه سفت بودن بانداژ ميكنند. اما چه علايمي نشاندهنده سفتبودن يك بانداژ است؟
- تغيير رنگ انگشتان دست و پا (بيرنگ يا كبود شدن)
- سردي انتهايي انگشتان
- بيحسي و سوزنسوزنشدن انگشتان
- ناتواني در حركتدادن انگشتان
- بروز درد چند دقيقه بعد از بستن بانداژ
توجه: هميشه بعد از بانداژ براي اطمينان، نبض عضو باندپيچيشده را بررسي كنيد يا با فشردن ناخن يكي از انگشتان به برگشت سريع خون زير ناخن توجه كنيد. اگر نتوانستيد نبض را لمس كنيد يا با فشردن ناخن، زيرآن سفيد ماند بلافاصله باند را باز كرده و پس از اطمينان از رفع علايم مذكور و برقراري مجدد گردش خون باند را شلتر از قبل ببنديد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
ويتامين آ هم در منابع حيواني (جگر و تخممرغ) و هم در منابع گياهي (هويج و اسفناج) يافت ميشود. ويتامين آ در دستگاه گوارش به جريان خون وارد و به كبد منتقل شده و در آنجا ذخيره ميشود. كبد داراي 95 درصد از كل ويتامين آ بدن است. ويتامين آ براي بينايي لازم است و باعث حمايت از رشد استخواني ميشود. ميزان لازم روزانه ويتامين آ براي مردان 5000 و براي زنها 4000 واحد است.
مسموميت با ويتامين A
زماني كه فردي ميزان زيادي از تركيبات طبيعي يا شيميايي داراي ويتامين آ را بخورد دچار مسموميت ميشود. اين ميزان بسته به هر فرد و مدت زمان مصرف، متفاوت است.
كودكان با مقادير بالاي300 هزار واحد و افراد بالغ با مقادير بالاي4 ميليون واحد مسموم ميشوند. زنان باردار نبايد بيش از 8000 واحد در روز مصرف كنند. در مواردي كه فرد مقادير كمتري از آنچه گفته شده را براي مدت طولاني مصرف كند، باز ممكن است دچار مسموميت شود.
تابلوي باليني
در افرادي كه دچار مسموميت با اين ويتامين ميشوند علائم متفاوت است، اما ميتوان هر يك از علائم سردرد، بيقراري، تاري ديد، از دست دادن اشتها، تغيير رنگ غيرطبيعي پوست، از دست دادن مو، خشكي پوست، خارش، زردي، درد استخواني طولانيمدت و افزايش بروز شكستگي را در انها ديد و بندرت ممكن است تشنج در آنها رخ بدهد.
اقدامات درماني
در صورت برخورد با فردي كه اقدام به مصرف مقادير زياد دارو كرده است بايد وي را سريعا به اورژانس رساند. اگر بيمار استفراغ ميكند اين واكنش بدن ميتواند در دفع ويتامين مصرفي كمككننده باشد، به شرط آن كه در يك ساعت ابتدايي مسموميت رخ بدهد.
درمان افزايش ويتامين آ بدن، بستگي به شرايط بيمار دارد. عموما وقتي كه مصرف ويتامين آ قطع شود، در طول يك دوره زماني چند روزه، علائم بيماري برطرف شده و نياز به اقدام خاصي نيست. در مواردي از مسموميت كه ناشي از مصرف مقدار زياد ويتامين به صورت يكباره است، بايد اقدام به دفع ويتامين از دستگاه گوارش كرد. به اين منظور شستشوي معده و تجويز مادهاي سياهرنگ به نام زغال فعال كه ميتواند ويتامين آ را به خود جذب كند، مفيد است. متأسفانه، براي اثرات سمي دارو پادزهري وجود ندارد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
خستگي يا فرسودگي ناشي از گرما: ممكن است در تماس با گرما، تهوع، استفراغ، سردرد و احساس ناخوشي بروز كند. دماي بدن در اين وضعيت افزايش يافته و به 40 درجه سانتيگراد ميرسد. بيمار با تغيير وضعيت از حالت خوابيده به نشسته يا نشسته به ايستاده دچار احساس تاري ديد و افت فشار خون ميشود.
حمله گرمازدگي: زماني كه دماي بدن از 40 درجه ميگذرد، آسيب اعضا شروع ميشود. حساسترين جزء بدن به گرما دستگاه عصبي است. رفتارهاي عجيب از فرد سر ميزند، پرخاشگر و بيقرار ميشود. توهم بروز ميكند. افت در سطح هوشياري بروز كرده و حتي تا حد كما ممكن است پيشرفت كند. عدم تعادل و تشنج از ديگر يافتههايي است كه در فرد گرمازده در اين مرحله ممكن است ديده شود. در اين مرحله ممكن است با وجودي كه دماي بدن بالاست ،فرد توانايي تعريق را از دست بدهد.
روشي براي تشخيص گرمازدگي در هيچيك از مراحل آن نيست. معاينه در كنار شرحي از بروز علائم در فردي كه بتازگي در محيط گرم قرار گرفته يا مبادرت به انجام فعاليتهاي سنگين ورزشي كرده است، ميتواند ما را به اين اختلال مشكوك كند.
اغلب بايد بيماريهاي ديگر مولد تب همچون عفونتها را رد كرد. علائم بيماران در حمله گرمازدگي گاهي مشابه افراد مبتلا به سكته مغزي است. انواعي از مسموميتها داراي علائمي مشابه هستند كه بايد آنها را هم در نظر داشت.
درمان حمله گرمازدگي از محل بروز اختلال شروع ميشود. بايد در اولين اقدام فرد مبتلا به حمله گرمازدگي را از محيط گرم دور كرده و به محلي داراي وضعيت تهويه مناسب انتقال داد. اگر آمبولانس يا ماشيني كه داراي سيستم خنككننده (كولر) باشد در دسترس است، بايد بيمار را به داخل آن انتقال داد. لباسهاي بيمار را درآورده و آب روي بدن فرد پاشيد. 2 روش براي خنك سازي وجود دارد؛ در روش اول از باد خنك و آب ولرم استفاده ميشود، در روش دوم از باد گرم و آب خنك. دقت شود فرد دچار لرز نشود كه لرز خود عاملي براي افزايش دماي بدن است.
دقت داشته باشيد دماي بالاي بدن در اين افراد ناشي از گرماي زياد است و با تب ناشي از عفونت متفاوت است. بنابراين استامينوفن، آسپيرين و ديگر داروهاي كاهنده تب در اين بيماران كاربرد نداشته و حتي ميتواند مضر باشد.
دكتر بهروز هاشمي / متخصص طب اورژانس
سنكوپ
افرادي كه با گرما برخورد مي كنند، در مراحل اوليه ممكن است دچار افت ناگهاني فشار خون ناشي از گشاد شدن عروق پوستي و از دست رفتن آب بدنشان بشوند. افراد مسن و افرادي كه تماس كمتري با آب و هواي گرم دارند بيشتر مستعد بروز اين وضعيت هستند. علاوه بر گرما، بيماريهاي خطرناك بسياري هستند كه ميتوانند منجر به سنكوپ شوند. علت انتقال اين افراد به اورژانس به علل جدي همچون مشكلات قلبي و سكته مغزي است. براي درمان لازم است كه از محيط گرم دور شوند و سريعا آنها را در وضعيت خوابيده قرار داد تا خون به مغز و قلب برسد. اگر ميتوانند چيزي بنوشند، مايعات داراي آب و نمك را برايشان شروع كرد. افرادي كه توان نوشيدن ندارند بهتر است سرم نمكي برايشان تجويز شود.
خستگي يا فرسودگي گرمايي
اين اختلال تنها احساس خستگي نيست. بيماران مبتلا به اين شكل از گرمازدگي از سردرد، تهوع، استفراغ و گرفتگي عضلات شكايت دارند. دماي بدن اين افراد افزايش يافته است، اما از 40 درجه نميگذرد. سيستم عصبي آنها سالم است و هيچ تغييري در وضعيت هوشياري و درك آنها ديده نميشود.
در بررسي آزمايشگاهي اين افراد، غلظت خون (افزايش گلبولهاي قرمز) ديده ميشود. اختلال در املاح آنها متنوع است. بسته به نوع مايعي كه مصرف كردهاند ممكن است غلظت سديم خون آنها بالا رفته يا در حد طبيعي باشد.
اين افراد را بايد از محيط گرم دور كرد. استراحت براي آنها ضروري است. بر اساس وضعيت افراد ميتوان برايشان مايعات خوراكي يا وريدي شروع كرد. اگر بيمار، فشار خون پاييني دارد نيازمند بستري در بيمارستان جهت دريافت مايعات وريدي است. اغلب اين مبتلايان اگر مشكل قلبي نداشته باشند و در بررسي آزمايشگاهي وضعيت آب و نمك خونشان خيلي به هم ريخته نباشد قابل ترخيص هستند.
اگر وضعيت ذهني بيمار يا هوشيارياش دچار اختلال شد بايد به تشخيصهاي بدخيمتر فكر كرد. ممكن است تعدادي از مبتلايان كمكم علايم درگيري مغز را نشان بدهند بنابراين لازم است كه آنها را در اورژانس براي چند ساعتي زير نظر داشت.
دكتر بهروز هاشمي / متخصص طب اورژانس
ورم: ظرف چند ساعت ابتدايي برخورد با محيط گرما ورم در پا يا دستها تا ناحيه مچ بروز ميكند و علت آن گشاد شدن عروق پوستي و تجمع آب در اين بخشهاست.
اين نوع ورم، درمان خاصي ندارد و كافي است كه اندام درگير را بالا نگه داشت. جورابهاي واريسي جهت تسهيل خروج آب اضافي مفيد است. ادرارآورها در درمان نه تنها مفيد نيستند ، بلكه با دفع آب و نمك از بدن اثرات مضري داشته و سير بيماري را تشديد ميكند.
ضايعات پوستي خارشدار: ضايعات قرمز كوچك روي پوست داراي پوشش(لباس) است. علت، بسته شدن سوراخ خروجي غدد عرق و بروز التهاب حاد در اين غدد است.
درمان با دوري از حرارت شروع ميشود. بهتر است كه از لباسهاي روشن، تميز و مناسب استفاده شود. براي كاهش خارش از داروهاي ضدحساسيت استفاده ميشود. برخلاف استفاده مرسوم از پودر بچه، هيچ اثر ثابت شدهاي از آن در بهبود اين ضايعات ديده نشده است.
گرفتگي عضلات: انقباضات غيرارادي، ناگهاني و دردناك در عضلات ارادي بدن به دنبال تماس با محيط گرم بروز ميكند. افرادي كه به شدت عرق ميكنند بيشتر مبتلا ميشوند. اين حالت ميتواند در زمان فعاليت يا ساعتها بعد از فعاليتهاي شديد بدني رخ بدهد. افراد در حين تعريق آب و نمك از دست ميدهند اما تنها با نوشيدن آب به جايگزيني مايع از دست رفته اقدام ميكنند در حالي كه كمبود نمك اثرات خودش را بروز ميدهد. درد اين افراد به مسكنهاي مخدر هم پاسخ نميدهد. در بررسي املاح در اين افراد، سديم خون پايين است.
درمان آن پس از دوري از محيط گرم، جايگزيني آب همراه نمكهاي از دست رفته است. قرصهاي نمك بهتنهايي مشكلساز ميشود، چرا كه اين قرصها دستگاه گوارش را تحريك كرده و باعث بروز تهوع و استفراغ ميشود. نوشيدنيهاي مخصوص براي ورزشكاران وجود دارد كه داراي املاح كافي است. به تمامي افرادي كه در محيطهاي گرم فعاليت داشته يا ورزش سنگين انجام ميدهند توصيه ميشود كه از محلولهاي حاوي آب و نمك به ميزان 2/0 ـ 1/0 درصد استفاده كنند.
هفته آينده به اشكال جديتري از گرمازدگي ميپردازيم كه نياز به بستري در اورژانس دارد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

چه بايد كرد؟
ديابت يا مرض قند، ناتواني بدن در سوخت و ساز مناسب قندهاست. در اين بيماري انسولين، همان هورموني كه از لوزالمعده ترشح ميشود مقدار و اثرش كم شده و نميتواند قند را از خون به سلولها منتقل كند به معناي ديگر قدرت كاهش قند خون را ندارد. اگر قند در خون باقي بماند سلولهاي بدن سوخت خود را از چربيها تامين و قند باقيمانده در خون نيز از طريق ادرار دفع ميشود.
ديابت 2 نوع دارد؛ ديابت نوع يك و ديابت نوع 2. در ديابت نوع يك معمولا انسولين در بدن ترشح نميشود و نياز به تزريق انسولين است و معمولا افراد در سنين پايين دچار اين نوع ديابت ميشوند. در ديابت نوع 2 انسولين به مقدار كم ترشح ميشود و اغلب نياز به تزريق انسولين نيست و در افراد بزرگسال كه اضافهوزن دارند، رخ ميدهد.
خوب است بدانيد افراد ديابتي ممكن است در طول بيماري خود دچار اغماي ديابت يا شوك انسولين شوند.
اغماي ديابت
اين وضعيت زماني رخ ميدهد كه قند خون فرد ديابتي بر اثر عدم تزريق انسولين، پرخوري، فعاليت كم، تنش يا تركيبي از اينها بالا برود و كمبود انسولين باعث افزايش سطح قند خون شود.از علايم و نشانههاي اغماي ديابت، شروع تدريجي علايم سرگيجه، تشنگي شديد، تكرر ادرار، پوست قرمز، گرم و برافروخته، استفراغ، بوي ميوه يا شيريني از دهان، تنفس سنگين و بالاخره بيهوشي است.
شوك انسولين
شوك انسولين زماني رخ ميدهد كه فرد ديابتي، انسولين بسيار زيادي مصرف كرده و سطح قند خون به طور ناگهاني پايين آمده باشد. از علايم و نشانههاي شوك انسولين شروع ناگهاني علايم از دست دادن تعادل، گرسنگي، آبريزش از دهان، سردرد، رنگپريدگي و گزگز يا مورمور انگشتان، تعريق فراوان، لرزش و بيهوشي احتمالي است.
اقدامات لازم
تشخيص اغماي ديابت از شوك انسولين كار سختي است. اغلب اوقات مصدوم خودش ميتواند اقدام لازم براي بهبودي را بگويد. اما اگر بيمار قادر به سخنگفتن نبود و شما شك داريد كه سطح قند خون بالا يا پايين است در صورتي كه مصدوم هوشيار است كمي شكر روي زبان او بماليد و چند دقيقه صبر كنيد. اگر وضعيت بيمار بهتر شد، احتمالا او دچار شوك انسولين شده است. به او مقدار كمي غذا يا نوشيدني شيرين دهيد، اما اگر بيمار بهبود نيافت سريعا با 115 تماس بگيريد. در اين حالت بهتر است بيمار را طاقباز خوابانده و كمي سر را بالا و به يك سمت نگه داريد تا راه هوايي باز بماند و در صورت استفراغ مواد و ترشحات خروجي موجب انسداد مجاري تنفسي نشود.
چه بايد كرد؟
ـ با احتياط خودروي خود را كنار جاده بيرون از خطوط متوقف كنيد. حداقل به اندازه 5 خودرو از صحنه تصادف فاصله بگيريد.
ـ اولين اقدام در برخورد با خودروي تصادفي، خاموشكردن موتور خودرو، گذاشتن سنگ زير چرخها، گذاردن در دنده مخالف شيب، كشيدن ترمزدستي و برداشتن سر باتري خودروست.
ـ پس از تثبيت خودرو فوري علائم هشداردهنده براي رانندگان عبوري قرار دهيد. ميتوانيد 100 متر قبل از تصادف، جاده را سنگچين كرده و با نصب مثلث احتياط رانندگان را از وضعيت موجود مطلع كنيد. اگر هم هوا خيلي تاريك است، چراغهاي احتياط خودروي خود را روشن كنيد.
ـ چنانچه خودرو در قسمت موتور دچار حريق شده با احتياط در كاپوت را فقط به اندازه ورود شيلنگ كپسول اطفاي حريق باز كنيد و تا حد امكان حريق را از زير موتور خاموش كنيد.
ـ بلافاصله با عوامل امداد و نجات جادهاي تماس بگيريد. در اين نوع حوادث شماره تلفنهاي 110، 115 و 125 ميتواند راهنماي خوبي باشد.
ـ اگر مصدومي در داخل خودرو گير كرده و تنفس و نبض او طبيعي است و خونريزي ندارد و احتمال انفجار خودرو نميرود، بهتر است صبر كنيد تا امدادگران اورژانس برسند. بيرون كشيدن مصدوم از خودروي تصادفي به آموزش و تجهيزات كامل نياز دارد. به دليل آن كه بيشتر تصادفات باعث آسيب به ستون فقرات و شكستگيهاي اساسي ميشود بيرون كشيدن بدون احتياط مصدوم ميتواند تا يك عمر او را دچار قطع نخاع كند. در بيشتر مواقع بايد مصدوم را داخل خودروي تصادفي بيحركت نگه داريد و كمكهاي اوليه را براي او انجام دهيد.
ـ اگر احتمال انفجار خودرو وجود دارد يك دست خود را براي بيحركت كردن سر و گردن مصدوم به كار بريد و دست ديگرتان را به دور كمر مصدوم حلقه كنيد و با احتياط به كمك چند نفر از پشت، مصدوم را از خودرو بيرون بكشيد.
ـ در صورت فرورفتگي فرمان به داخل بدن مصدوم، با آزادسازي ضامن و عقب كشيدن صندلي، مصدوم را آزاد كنيد. اين اقدام در شرايط عادي بايد توسط افراد مجرب و آموزشديده انجام شود. خونريزي ناشي از خروج اجسام فرورفته در بدن مصدوم ميتواند منجر به مرگ او شود. در صورت مشاهده هرگونه خونريزي اقدام به بند آوردن آن كنيد.
ـ اگر ديديد كه احشاي شكم مصدوم بيرون زده، سعي نكنيد آنها را به داخل محفظه شكم برگردانيد. فقط روي آن را با يك پارچه يا تنظيف تميز بپوشانيد. اين منظره از ديد افراد تماشاگر بسيار ناراحتكننده است، ولي براي مصدوم خطر چنداني ندارد.
ـ اگر مصدوم دچار شكستگي بود، سعي در جا انداختن آن نكنيد، زيرا حركت نامناسب عضو شكسته ميتواند به پارگي عروق و مرگ مصدوم منجر شود.
فرد غرق شده را بايد سريعا از آب خارج و احيا را شروع كرد. بيمار نياز به بيحركتسازي گردن حتي در صورت افت هوشياري ندارد، مگر اينكه شواهدي از آسيب گردني ديده شود . شرايطي كه مولد آسيب گردني است شامل شيرجه در آب كمعمق، سقوط از سرسره، مسموميت ناشي از داروها بويژه الكل يا نشانههايي از آسيب روي گردن ميشود.اولين گام جهت احياي بيمار، دادن هوا يا اكسيژن به بيمار است. تنفس دهان به دهان و دهان به بيني از روشهاي مرسوم است. شروع تنفس را بايد در خشكي يا آب كمعمق انجام داد.اگر راه هوايي مصدوم باز شده و اقدام به تنفس مصنوعي برايش شروع شد، با اين حال به هوش نيامد، نيازمند ماساژ قلبي بوده و سريعا بايد اقدامات احيا مانند ديگر افراد دچار توقف قلبي ـ تنفسي شروع شود. اگر بيمار نه ضربان قلب و نه تنفس دارد، بايد امدادگر ابتدا يك سيكل كامل از تنفس و ماساژ را به مصدوم بدهد، سپس به اطلاعرساني به اورژانس اقدام كند. در ديگر موارد احيا مانند سكتههاي قلبي، بايد ابتدا 115 را خبردار كرد، سپس به سراغ بيمار آمد و احيا را شروع كرد. تلاش براي خارج كردن آب لازم نيست. اغلب بيماران به دنبال تماس قطرهاي از آب به حنجره آنها دچار اسپاسم و بسته شدن ناگهاني در حنجره و تارهاي صوتي مي شوند كه همين مكانيسم دفاعي از ورود آب به راههاي هوايي جلوگيري ميكند. آن عدهاي هم كه آب وارد ريهشان ميشود، سريعا جذب گرديده و باعث انسداد مسيرهاي هوايي نميشود. خارج كردن آب از معده اقدام خطرناكي است و ميتواند با عوارض فراواني براي غريق همراه باشد. آب خروجي از معده ميتواند وارد راههاي هوايي شود و حال بيمار را بدتر كند؛ بنابراين فشردن معده براي خروج آب به دليل خطرات نبايد انجام شود.بسياري ازمصدومان به دستگاههاي شوك اتوماتيك نيازمند هستند كه اگر در دسترس باشد، بسيار مفيد است.
اگر بيمار در حين دريافت تنفس يا ماساژ دچار استفراغ شد، سريعا بايد وي را به يك طرف گرداند تا از ورود محتويات معده به درون راههاي هوايي جلوگيري شود. اگر چيزي در دهان بيمار ديده شد، بايد به كمك انگشت يا پارچهاي اقدام به خروج آن كرد.بهتر است تمامي مصدومان غرقشدگي را با احتمال بروز كمي اكسيژن، به اورژانس رساند. گاهي بسياري از عوارض در محل حادثه نمايان نبوده و كمكم بروز ميكنند. در بيمارستان، بيماران از نظر بروز عوارض بعدي مورد بررسي و معاينه مكرر قرار ميگيرند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
غرق شدگي، يكي از دلايل مرگ و مير غيرعمدي بوده و براحتي قابل پيشگيري است. از جمله اين پيشگيريها عبارتند از حصاركشي استخرها، شنا نكردن در مكاني كه امكان كمكرساني نيست، داشتن همراه در حين شنا، اجازه شنا ندادن به افرادي كه به دليل بيماري نبايد شنا كنند همچون بيماران صرعي.
تعيينكنندهترين عامل در افرادي كه دچار غرق شدگي ميشوند، مدت زماني است كه اكسيژن به بافتها و اعضاي مهم همچون مغز و قلب نميرسد. بنابراين وجود فردي كه توانايي انجام احياء را داشته باشد، ميتواند عاقبت اين گونه حوادث را تغيير دهد.
گاهي غرق شدن را براساس نوع آب شيرين يا شور تقسيمبندي ميكنند كه البته از نظر باليني چندان تفاوتي ندارد. غرق شدگي در آب سرد و گرم هم ميتواند تاثيرات مختلفي داشته باشد. طبق تحقيقات، در آب سرد به دليل سرد شدن بدن و كاهش سوخت و ساز، تحمل كمبود اكسيژن آسانتر است.
گاهي بيمار با دادن چند تنفس به هوش ميآيد، اما در هر صورت تمام بيماران حتي در موارد خفيف بايد به بيمارستان منتقل شوند. زيرا نبود اكسيژن در مدت غرق شدگي ميتواند ريه فرد را در معرض خطرهاي بعدي قرار دهد؛ بنابراين فرد بايد به بيمارستاني كه داراي امكانات لازم براي مراقبت از بيماران ريوي است، انتقال يابد.
براي اين افراد بايد سريعا عمل احياء شروع شود. البته انتقال به بيمارستان تنها در صورتي كه شواهد مرگ ديده شود، نياز نيست؛ شواهد مرگ شامل جمود نعشي است كه نشان ميدهد فرد ساعتها قبل جان خود را از دست داده است و افرادي كه دچار تجزيه و تعفن شدهاند نيز نيازي به انجام احياء و انتقال بيمار نيست.
نكته مهم در بروز غرقشدگي پيشگيري از بروز غريق دوم است. زماني كه شما از مهارتهاي شنا و نجات غريق اطلاعي نداريد، نبايد براي نجات غريق، خود را به آب بزنيد. با اين كار نه تنها كمكي نكردهايد بلكه تيم نجات را در دردسر بزرگي قرار دادهايد و آنها بايد براي نجات جان 2 نفر دست به كار شوند! بهتر است در اين شرايط، اجازه بدهيد تا افراد ماهر در نجات غريق به كمك بيايند.هفته بعد از اصول احياي فرد غرق شده صحبت خواهيم كرد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
يك حمله مغزي زماني اتفاق ميافتد كه يك رگ خوني كه غذا و اكسيژن را به مغز ميبرد پاره شده يا اين كه به وسيله يك لخته خون مسدود شده و قسمتي از مغز از دريافت خون مورد نياز محروم ميشود. نرسيدن اكسيژن به بافت مغز باعث ميشود كه سلولهاي آن نتواند كار خود را انجام دهند و در عرض چند دقيقه بميرند.
علائم و نشانههاي سكته مغزي
1 ـ ضعف، بيحسي يا فلج ناگهاني صورت،دست و پا
2 ـ تاري ديد با از دست رفتن بينايي بويژه اگر در يك چشم باشد.
3 ـ از دست دادن توانايي سخن گفتن
4 ـ سرگيجه يا عدمتعادل و بيثبات شدن و سقوط
5 ـ بياختياري در دفع ادرار يا مدفوع
6 ـ سردرد ناگهاني و غيرقابل توجيه
چه بايد كرد؟
كمكهاي اوليه براي مصدومي كه دچار سكته مغزي شده تنها محدود به مراقبتهاي نگهدارنده است.
ـ در صورت مشاهده يك يا چند مورد از علائم ذكر شده فورا با 115 تماس بگيريد.
ـ تعداد تنفس و نبض بيمار را بررسي كنيد. تعداد تنفس يك فرد بالغ در هر دقيقه 12 تا 20 بار و تعداد نبض بايد بين 60 تا 100 بار باشد.
ـ اگر بيمار نيمه هوشيار است او را به يك طرف بدنش ـكه بهتر است قسمت فلج شده در پايين باشد ـ بچرخانيد. در اين حالت بيمار ميتواند با اندامهايي كه حس دارند نيازهاي خود را بازگو كند.
ـ اگر يك چشم بيمار دچار ضعف بينايي شده آن را بلافاصله با به هم رساندن مژهها و بستن پلكها محافظت كنيد تا در اثر عدم توانايي در پلك زدن از خشك شدن قرنيه چشم جلوگيري شود. خشكي قرنيه ميتواند باعث نابينايي بيمار تا آخر عمر شود. بهتر است هر دو چشم را با هم به وسيله يك پارچه تميز بپوشانيد. چرا كه حركت چشم سالم ممكن است منجر به باز شدن چشم كمبينا شود.
ـ دندانهاي مصنوعي شكسته و هر نوع غذا يا ترشحات مخاطي را به كمك تكهپارچهاي از داخل دهان بيمار خارج كنيد تا راه هوايي وي باز بماند.
ـ هيچ نوع مايع يا غذايي به بيمار ندهيد. چرا كه ممكن است ناحيه گلو فلج شده باشد و بلع دچار اختلال باشد و ماده غذايي موجب مسدود شدن راه هوايي او شود.
ـ بهتر است كه سر و شانههاي بيمار كمي بالاتر از بدنش باشد تا كمتر به مغز فشار آيد.
ـ در تمام اين مراحل آرام باشيد و به بيمار اطمينان و آرامش رواني دهيد.
علائم و نشانههاي حملههاي گذراي مغزي اغلب با سكته مغزي اشتباه ميشود. تفاوت اصلي بين حملههاي گذرا با سكته مغزي آن است كه اين حملات زودگذر و از چند دقيقه تا چند ساعت طول ميكشد و كاركرد عصبي مغز به حالت طبيعي برميگردد. به هر حال اين حمله را بايد يك هشدار جدي براي بروز سكته مغزي تلقي كرد و حتما آن را به پزشك گزارش كرد.

براي ترميم زخمهاي آلوده، عمقي، با لبهاي نامنظم، زخمهايي كه بخشي از بافت از بين رفته باشد و كشش موجود بر لبههاي پوست زياد باشد، بخيه يك روش انتخابي مفيد است. گاهي پزشكان از بخيه براي كاهش كشش موجود در كنارههاي زخم استفاده كرده و سپس براي نزديكي لبههاي زخم از روش ديگري همچون نوارچسب استفاده ميكنند.
مواد بخيهاي به 2 دسته جذبي و غيرجذبي تقسيم ميشوند؛ نخهاي جذبي براي بستن زخم در لايههاي عمقي، درون دهان و لب استفاده ميشوند و براي بستن لايههاي سطحي از نخهاي غيرجذبي استفاده ميشود. رايجترين نخ غيرجذبي نايلون است كه در اورژانس كاربرد فراواني دارد. اين نخ كاربري راحتي داشته، به خوبي گره ميخورد و بدن به آن واكنش كمي نشان ميدهد.
معايب بخيه
ـ براي بخيهزدن نياز به بيحسي وجود دارد و همين باعث ميشود كه انجام آن در كودكان كمسن با دشواري همراه باشد. علاوه بر بيحسي، براي زدن بخيه لازم است كه وسايل مخصوصي همچون سوزنگير، پنس و قيچي به صورت استريل در اختيار باشد. تمامي موارد ياد شده باعث ميشود تا انجام بخيه به كاري زمانگير و دشوارتر از روشهاي ديگر ترميم زخم بدل شود.
ـ اثرات زيبايي بخيه در زخمهاي سطحي نسبت به چسب بافتي يا نوار چسب ناگوارتر است.
ـ به دليل آن كه نخ به عنوان جسم خارجي در محل زخم است، خطر عفونت در بخيه بيشتر ميشود.
ـ نيازمند مراجعه براي در آوردن آن پس از اتمام زمان لازم براي ترميم است.
زمان كشيدن بخيه به محل بستگي دارد. براي زخمهاي صورت مدت 5 ـ 3 روز و براي بخيه در دست و پاها تا 2 هفته زمان نياز است.
در انتها فراموش نكنيد كه استفاده و عدم استفاده از هر يك از روشهاي ترميم زخم را به پزشكي موكول كنيد كه از چگونگي استفاده، عوارض و كارايي آن روش اطلاع كافي داشته باشد. استفاده خودسرانه از هر روشي از روشهاي ترميم زخمها، ممكن است سير درماني را به تاخير انداخته يا با عوارضي از نظر زيبايي و ترميم زخم همراه باشد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژان
چسب بافتی از موادی ساخته شده كه در تماس با آب پلیمریزه شده و باعث ایستایی لبههای زخم در محل آسیب میشوند. مواد ناشی از چسب بافتی در محیط زنده بافتهای بدن از بین میروند، اما تا از بین رفتن آنها فرصت كافی برای اتصال لبههای زخم مهیا میشود. برای استفاده از چسب باید ابتدا محل آسیب را شسته و تمیز كرد. لبههای زخم را در كنار هم نگه داشته، سپس لبههای زخم و تا يك سانتیمتر از پوست كنار محل بریدگی را به چسب آغشته كرد. زمانی حدود يك دقیقه لازم است تا چسب خشك شود.
مزایا: چسب بافتی برای زخمهای پوستی سطحی، حتی در محلهایی كه مو دارد، استفاده میشود. در این روش زخم سریعتر از روش بخیه بسته میشود و برخلاف بخیه با درد همراه نیست. از طرف دیگر، اثری از ترمیم (جای ورود و خروج نخ بخیه) باقی نمیماند. چسب موجود در محل ظرف 10 ـ 5 روز ریزش میكند و نیازی به مراجعه بعدی نیست.
عوارض:
ـ باید از حركت چسب به پیرامون كه باعث خارش میشود و همچنین به درون زخم ممانعت كرد.
ـ با اینكه میتوان محل چسب را مرطوب كرد، اما باید توجه داشت كه خیس شدن بیش از حد ممكن است به جدایی چسب قبل از موعد مقرر منجر شود.
ـ برای زخمهای عفونی، زخم روی مفاصل، نزدیك چشم و داخل دهان نباید استفاده شود.
ـ برای زخمهای نزدیك چشم باید بیمار را طوری خواباند كه حركت چسب به سمت چشم نباشد یا از وازلین برای ممانعت از ورود چسب استفاده كرد. اگر چسب به چشم وارد شد باید با گاز مرطوب و محلولهای شستشو، تمیز كرد. اگر چسب به مژهها برسد باعث چسبیدن آنها به هم میشود كه میتوان به كمك پمادهای آنتیبیوتیكی (جنتامایسین، تتراسیكلین) یا وازلین آن را تمیز كرد. اگر با این روشها نتوان چسب را جدا كرد باید با دوشگرفتن متوالی باعث مرطوبشدن چسب شده تا اثر خود را از دست داده و جدا شود. چسب علاوه بر مو به بخشهای دیگر بدن، دستكش و وسایل غیر فلزی میچسبد و براحتی جدا نمیشود.
فراموش نكنید كه استفاده از هر یك از روشهای ترمیم زخم را به پزشكی موكول كنید كه از چگونگی استفاده، عوارض و كارایی آن روش اطلاع كافی داشته باشد. استفاده خودسرانه ممكن است سیر درمانی را به تاخیر انداخته یا با عوارضی از نظر زیبایی و ترمیم زخم همراه باشد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
فردي با اين علائم به احتمال زياد دچار حمله آسم شده است. آسم ناشي از تنگي و ملتهب شدن راههاي هوايي بوده و منجر به اشكال تنفسي خصوصا در زمان بازدم ميشود. خسخس سينه يا صداي ويز مانند كه در بيماران آسمي شنيده ميشود، صدايي با فركانس زياد و سوت مانند است كه به دليل خروج هوا توام با فشار از راههاي هوايي تنگ ايجاد ميشود. البته خوب است بدانيد كه هر صداي خسخس يا سوت مانندي نشاندهنده آسم نيست. معمولا عواملي هستند كه براي افراد سالم هيچ مشكلي ايجاد نميكنند، ولي فرد مبتلا به آسم را تحريك ميكنند. اين محركها اكثر شويندهها، عطر و ادكلن، دود سيگار، بوي رنگ، گرده گل، پر حيوانات يا برخي فعاليتها يا تمرينات ورزشي هستند كه سبب بروز حملات آسم در افراد مبتلا ميشوند.
فرد دچار حمله آسمي توانايي در صحبت كردن ندارد. تنفس او هنگام بازدم بسيار مشكل و با هر تنفس پرههاي بيني او گشاد ميشود. صداي سوت يا ويز هنگام تنفس از ريه وي به گوش ميرسد. رفتار عصبي، هيجاني و دلهرهآور در او ديده ميشود و در حملات آسماتيك شديد مصدوم دچار سيانوز ميشود يعني رنگ پوست به دليل كمبود اكسيژن آبي و كبود ميشود.
چه بايد كرد؟
بيماران مبتلا به آسم بيهوش نميشوند. به بيمار كمك كنيد تا در وضعيتي كه تنفس راحت دارد قرار بگيرد. معمولا بهترين وضعيت راست نشستن است.
- بيمار را آرام كنيد و خود نيز آرام باشيد.
- از مصدوم بپرسيد كه از داروهاي آسم مصرف ميكند يا خير. در صورت مصرف به او كمك كنيد تا از اين داروها كه اغلب به شكل اسپريهاي استنشاقي هستند و معمولا آن را به همراه دارند، استفاده كنند.
- بيمار را از محيطي كه محركهاي آسم و انواع بوها در آن منتشر است، دور كنيد.
- با بيماران آسمي خلاصه و مختصر صحبت كنيد، چراكه آنها براي تنفس، مدام در حال تقلا هستند.
- هرگز به بيماران آسمي آسپيرين ندهيد.
- اگر بيمار با مصرف داروهايش بهبود نيافت يا حمله آسمي او شديدتر شد خيلي فوري با 115 تماس بگيريد و به دنبال فوريتهاي پزشكي باشيد.
توجه
گردهافشاني در فصل بهار تا حدود زيادي موجب تحريك و بروز حملات آسم در مبتلايان ميشود. ساعت 10 تا 12 صبح و 4 تا 6 عصر اوج گردهافشاني گياهان است. بنابراين بهتر است در اين ساعات وارد فضاي باز نشويد و در ضمن از نگهداري گلدان و گياهان آپارتماني در منزل بپرهيزيد و از كارهايي چون باغباني و چمنزني دوري كنيد.
نوارچسب از موادی تشكیل شده كه معمولا مقاوم در برابر آب و هوا بوده و در زیر آن لایهای چسبناك قرار دارد. معمولا عرض این نوارها در حد چند میلیمتر و روی لایهای از كاغذ در پوششی محافظ است. از ورود این نوار چسبها به بازار ایران 5 ـ 4 سال بیشتر نگذشته است. به این نوار چسبها، چسب بخیه هم گفته میشود. برای استفاده از این نوارها، باید زخم بخوبی شسته شده و خشك شود. سپس لبههای زخم بدقت در كنار هم قرار داده شده و نوارها عمود بر سطح بریدگی چسبانده شود. از این روش در اورژانسها، درمانگاهها و حتی اتاق عمل استفاده میشود.
مزایا:اين نوع چسبها به دلیل سهولت مصرف، عدم نیاز به ماده بیحسی و به جا نگذاشتن اثر بر پوست، بسیار كاربردی شدهاند. از این روش میتوان براحتی در زیر گچ برای اندامهای شكسته استفاده كرد. در قیاس با بخیه، مقاومت بیشتری نسبت به بروز عفونت دارد. آب و رطوبت اثر اندكی بر میزان كشش آنها بر لبههای زخم دارد با این حال توصیه میشود كه در محلهایی كه خونابه زیاد وجود دارد ،كمتر استفاده شود.
كاربرد: نوارچسب در زخمهایي كه كشش پوستی كمی بر آنها وارد میشود ،كاربرد دارند. در مواردی كه پوست زیاد باز شده و ممكن است چسبها باز شوند، عدهای از پزشكان ابتدا چند بخیه عمقی زده و سطح پوست را با این نوارها به هم نزدیك میكنند كه اثرات زیبایی خود را حفظ كرده و لبههای زخم از هم جدا نشود. این روش برای پیشانی، چانه، برجستگیهای گونه، قفسه سینه و مناطق غیر مفصلی در اندامها مناسب است.
منع مصرف: اين چسبها برای مواردی همچون زخمهای موجود روی مفاصل، زخمهایي با لبههای نامنظم یا همراه با كنده شدن بخشی از پوست، زیر بغل، كف دست و پا، زخمهایی كه ترشحات فراوان یا خونریزی مداوم دارند، در ناحیه سر یا هر جایی كه موی فراوان دارد، به كار نمیرود. فراموش نكنید كه استفاده و عدم استفاده از این روش ترمیمی را به پزشكی موكول كنید كه از چگونگی استفاده، عوارض و كارایی آن اطلاع كافی داشته باشد. استفاده خودسرانه از روشهای ترمیم زخمها ممكن است سیر درمانی را به تأخیربندازد یا با عوارضی از نظر زیبایی و ترمیم زخم همراه باشد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

در مقابل عدهاي قرار دارند كه آنها هم اقدام به خوردن مواد ميكنند اما به روشي كاملاً ناشيانه كه اغلب از روي ترس از گيرافتادن در دست مأموران، به صورت فوري و بدون بستهبندي مساعد انجام ميشود. در اين حالت فرد ميزان اندكي از مواد را ميبلعد، اما به دليل بستهبندي نامناسب در معرض بازشدن مواد در مسير معده و رودهها هستند. به اين گروه بادي استافر
(Body stuffer) ميگويند.بسته به نوع ماده مخدر حمل شده روش برخورد متفاوت است. بسياري از مواد همچون كوكائين چنان خطرناك هستند كه بازشدن حتي يك بسته از آن در بدن ميتواند مرگبار باشد. براي اين مواد گاهي كار به جراحي ميكشد.
روشي براي شناسايي اين افراد وجود ندارد اما اگر فرد دچار علامتي شود يا دفع مواد به تأخير بيفتد، كارش به بيمارستان ميكشد و تا وي به حمل اعتراف نكند، شناسايي مقدور نيست. تعدادي از اين افراد توسط مأموران متبحر نيروي انتظامي در گشتهاي بين راهي شناسايي شده و پس از اقرار به بيمارستان انتقال داده ميشوند.
گاهي بيماري مسموميت با ماده مخدر تشخيص داده ميشود ولي چون فرد سابقهاي از مصرف ندارد پزشك به خطا افتاده و از ميزان خطر موجود مطلع نميشود و همين امر ميتواند به مرگ بيمار منجر شود.
عموماً فردي كه مواد را بلع كرده بايد تحت نظر قرار گيرد. در اين شرايط، استفاده از مادهاي همچون زغال فعال كه مادهاي سياه رنگ و غيرقابل جذب است و ميتواند بسته را از بدن دفع كند مفيد است. گاهي نياز به استفاده از مسهل است تا بستهها با سرعت دفع شوند.
براي فردي كه به صورت حرفهاي اقدام به حمل كوكائين ميكند اگر نياز به درآوردن مواد باشد، آندوسكوپي روش مناسبي نيست چرا كه ممكن است بستهها در بدن باز شود. در اين افراد از جراحي استفاده ميشود. پس از پاكسازي دستگاه گوارش بايد عكسبرداري رنگي جهت مشاهده رودهها از نظر خروج تمامي بستهها انجام شود.
در مورد افرادي كه ناشيانه ميزان اندكي از مواد را با بستهبندي غيرحرفهاي بلعيدهاند، اندكي وضعيت فرق ميكند. اين افراد را ميتوان تحت درمان با زغال فعال قرار داد. اين گروه هم بايد تحت بررسي مجدد با عكسبرداري رنگي قرار گيرند تا از دفع تمامي آنچه خورده شده مطمئن شد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
تظاهرات باليني
اثرات كوكائين را ميتوان روي بخشهاي مختلف بدن ديد. كوكائين باعث افزايش ضربان قلب و حتي سكته قلبي ميشود. پارگي عروق خون رسان به قلب و رگ اصلي بدن، آئورت ديده شده است. در مغز و سيستم عصبي اثر ميگذارد و باعث بروز سكته مغزي و تشنج ميشود. افرادي كه به مدت طولاني به مصرف ادامه ميدهند ممكن است دچار افت سطح هوشياري شوند كه با تحريك به سطح هوشياري نرمال برميگردند و اين وضعيت تكرار شونده است. برطرف شدن اين حالت كه به نوعي از مسموميت بازميگردد ميتواند 24 ساعت به طول انجامد. كوري در اثر آسيب ناشي از عروق خون رسان به چشم با درگيري يك يا هر دو چشم ممكن است رخ بدهد.
اقدامات درماني
انتقال سريع بيمار به مركز مسموميتها اولويت درماني است؛ بنابراين در هر فرد مشكوك به مصرف كوكائين بايد سريعا اورژانس پيش بيمارستاني (115) را در جريان گذاشت. احتياطهاي لازم براي ممانعت از آسيب بيمار لازم است. اين بيماران مستعد تشنج هستند؛ بنابراين بايد همراه داشته و در محلي قرار گيرند كه در صورت بروز تشنج آسيب نبينند.
به دليل خطرات ناشي از مصرف بسياري از داروها در اين بيماران، بايد تجويز هرگونه دارويي زير نظر پزشك باشد. به فرض براي كنترل تپش قلب در اين بيماران اگر از دارويي همچون متورال يا پروپرانولول استفاده شود ميتواند فشار خون را به يكباره بالا برده و منجر به عوارض خطرناك فشار بالا مانند خونريزي مغز يا پارگي رگ اصلي بدن، آئورت شود.
اگر اكسيژن در دسترس است يكي از اولويتهاي درماني محسوب ميشود. براي كنترل علائم قلبي گاهي نياز به درمانهايي مشابه بيماران با انفاركتوس قلبي بوده و بسياري از بيماران را بايد به بخش مراقبتهاي ويژه قلبي انتقال داد.
بيماران مضطرب را با آرامبخش آرام كرده و در محيطي ساكت و آرام قرار ميدهند. اگر بيمار داراي دماي بدن بالايي است بايد با پنكه و كهنه مرطوب خنك شود.
مقدار آهن فلزی، تعیینكننده پتانسیل مسمومیت است كه درمحصولات مختلف از 12 تا 33 درصد متغیر است. سولفات فروس كه رایجترین فرآورده در دسترس است، دارای 50 گرم آهن فلزی است؛ در حالی كه مولتیویتامینهای اطفال حاوی 10 تا 18 میلیگرم آهن فلزی در هر قرص است. اثرات مسمومیت با مصرف خوراكی حداقل 20 ـ 10 گرم آهن فلزی به ازای هر كیلوگرم وزن فرد بروز میكند.
مراحل مسمومیت
مرحله 1:
این مرحله با درد شكم، استفراغ و اسهال مشخص میشود. استفراغ به طور مشخص، در مدت چند ساعت اول بعد از مصرف بروز میكند. استفراغ شایعترین نشانه بالینی ثابت در مسمومیت حاد با آهن است. عدم وجود نشانههای گوارشی در مدت 6 ساعت از زمان مصرف تشخیص مصرف قابل توجه آهن را رد میكند.مرحله 2: معمولا مرحله 2 یا مرحله خاموش مسمومیت آهن اتفاق نمیافتد. در دوره 6 تا 24 ساعت بعد از زمان مصرف، نشانههای گوارشی برطرف میشود.
مرحله 3: این مرحله با مسمومیت در كل بدن مشخص میشود. خونریزی و متعاقب آن بروز شوك از علائم این مرحله است.
مرحله 4: مرحله كبدی در فاصله زمانی 5 ـ 2 روز بعد از مصرف، حاصل میشود و ممكن است به نارسایی كبدی منتهی شود.
مرحله 5: این مرحله از مسمومیت شامل انسداد خروجی معده در نتیجه اثرات خورنده آهن روی معده است. این تغییرات نادر است و در مدت 4 تا 6 هفته بعد از مصرف، اتفاق میافتد.
تشخیص مسمومیت بالینی است، اما براي بررسی سطح آهن، سرم یا استفاده از عكسبرداری برای مشاهده قرصهای آهن نیز استفاده ميشود.
اقدامات درمانی
ـ در برخورد با هر بیمار مشكوك به مسمومیت بايد با اورژانس پیش بیمارستانی تماس گرفت. اگر بیمار استفراغ میكند، روی یك پهلو خوابانده شده تا مواد استفراغی وارد راههای هوایی نشود.
ـ ماده سیاهرنگی به نام زغال فعال وجود دارد كه در مسمومیتها بسیار كاربردی است. این ماده به اغلب داروها و مواد چسبیده و آنها را از بدن خارج میكند، اما در مسمومیت با آهن كاربرد ندارد.
ـ شستشوی معده از طریق گذاشتن لوله به داخل معده روش مناسبی است به شرط آنكه بیمار در كمتر از یك ساعت از بلع به اورژانس رسانده شود و قرصهای مصرفی دارای اندازه بزرگی نباشند و بتوان آنها را از طریق لوله خارج كرد.
بسته به شرایط بیمار میتوان از پادزهر (دفروكسامین) و حتی آندوسكوپی برای خروج قرصهای بزرگ استفاده كرد.
1) مسموميت اتفاقي كه عموما در كودكان هنگام بازي رخ ميدهد. مسموميت در اين روش خفيف است.
2) خوردن قارچ سمي به جاي نوع غير سمي(خوراكي) كه عموما با علائم شديد همراه است.
3) استفاده از قارچ به واسطه خواص رواني آن كه به عنوان سوء مصرف در جوانان ديده ميشود.
شناسايي نوع قارچ در درمان كمك كننده است. اگر مركزي براي شناسايي نوع قارچ در دسترس است، ميتوان نمونهاي از قارچ را درون كيسهاي كاغذي در هواي اتاق نگهداري كرد و در اولين فرصت به مراكز شناسايي قارچ ارسال كرد. حتي مواد استفراغي بيمار به دليل داشتن قطعاتي از قارچ قابل استفاده است. اما با به كار بستن تمامي اقدامات تشخيصي همچون ارسال نمونه تا گرفتن عكس و ايميل به مراكز شناسايي تخصصي قارچ، هنوز در 90 درصد موارد قارچ مولد ناشناخته ميماند. تشخيص نوع قارچ دشوار و وقت گير است. به همين دليل در تمام موارد، درمان بايد بر اساس بالين بيمار باشد. اغلب گزارشها از مسموميت خفيف يا عدم مسموميت حكايت دارد.
علائم باليني
تقسيمبندي قارچها بر10 گروه است، اما از نظر مسموميت 3 دسته ميشوند؛ گروهي كه علائم مسموميت آنها طي 4 ساعت بروز ميكند. گروهي كه بروز علائم مسموميت در آنها با تأخير 6 ساعتي همراه است؛ و دسته ديگر كه علامتي ايجاد نميكنند. بيشترين سميت و خطر در نوع ديررس علائم است، اما به دليل همزيستي چندين گونه با هم، ممكن است بيمار علائم زودرس داشته باشد. بنابراين بروز زودرس علائم، رد كننده مسموميت جديتر نيست.
علائم زودرس
الف) علائم گوارشي (تهوع، استفراغ، اسهال و درد شكمي) علائمي است كه طي 30 دقيقه تا 3 ساعت پس از مصرف بروز ميكند. اين علائم طي 24 ساعت بهبود مييابد.
ب) علائم مغزي (توهم، خوابآلودگي، تشنج و بيقراري شديد) كه عموما در يك تا 2 ساعت پس از مصرف شروع ميشود. با درمان حمايتي و بموقع ميتوان انتظار عاقبت خوشي براي بيماران با علائم زودرس داشت.
علائم ديررس
پس از 6 تا 24 ساعت از مصرف قارچ علائم گوارشي همچون تهوع شديد، استفراغ، اسهال و درد شكمي آغاز ميشود كه درمان حمايتي و مايع درماني اغلب به كنترل علائم منجر ميشود. طي روزها تا هفتهها بعد مسموميت كبدي بروز ميكند.
گاهي سير بيماري ميتواند به مرگ منجر شود. منطقيترين اين درمانها زغال فعال است كه مادهاي سياه رنگ بوده و توانايي اتصال به سم را داراست. پيوند كبد در بعضي از بيماران با موفقيت همراه بوده است. به همين دليل در بيماران با علائم و نشانههاي كبدي شديد بايد بيمار را بهمركز پيوند انتقال داد.
به ياد داشته باشيد كه علائم ديررس هميشه به نارسايي كبدي منجر نشده بلكه تعدادي از قارچها مولد نارسايي كليوي يا علائم مغزي هستند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

بيشتر غشها ممكن است ناشي از كم بودن قند خون، افت ضربان قلب در اثر ترس، اضطراب، خستگي شديد يا از دست دادن شديد آب بدن، خونريزي يا كمخوني باشد. نشستن يا ايستادن براي مدت طولاني آن هم بدون حركت، بويژه در گرماي شديد نيز موجب ميشود كه خون در قسمتي از بدن انباشته شده و اين به نوبه خود باعث ميشود كه حجم موثر خون در گردش كم و فشار خون كاهش يابد. در اين زمان جريان خون كمتر به مغز رسيده و شخص هوشياري خود را از دست ميدهد و غش ميكند.
چه بايد كرد؟
از ضربات حاصله در هنگام افتادن و سقوط فرد جلوگيري كنيد.
فرد را به پشت بخوابانيد و پاهاي او را به ميزان 20 تا 30 سانتيمتر (يك وجب) بالاتر از سطح بدنش قرار دهيد. اگر احتمال آسيب نخاعي ميدهيد پاها را بلند نكنيد. براي كمك به افرادي كه در جاهاي بسته مثل هواپيما دچار شوك ميشوند از روش قرار دادن سر بين دو پا به حالت نشسته استفاده كنيد.
اگر مصدوم شروع به استفراغ كرد او را به پهلو بخوابانيد تا راه تنفسياش باز بماند.
لباسهاي تنگ و كمربند او را شل كنيد و براي جلوگيري از اتلاف گرماي بدنش از يك پوشش گرم استفاده كنيد.
پارچهاي را به آب خنك آغشته و با آن پيشاني و صورت فرد را مرطوب كنيد. آب را روي صورت بيمار نپاشيد و از مواد بودار و سيلي زدن به صورت مصدوم به منظور به هوشآوردن وي بپرهيزيد.
هواي تازه اغلب به بهبودي مصدوم كمك ميكند.
تا قبل از بهبودي كامل اجازه نوشيدن به مصدوم ندهيد، هنگامي كه توانست چيزي بخورد به او يك نوشيدني خنك بدهيد و كمك كنيد تا به آرامي بايستد.
در تمام اين مراحل به مصدوم آرامش رواني دهيد.
نكته: غش يك بيماري نيست، بلكه علامتي از بيماريهاي مختلف به شمار ميآيد. در جريان غش بيمار بايد به سرعت هوشيارياش را بازيابد. اگر مصدوم حملات مكرر بيهوشي داشته باشد يا بعد از 4 تا 5 دقيقه به هوش نيايد و در حالت نشسته يا خوابيده هوشيارياش را از دست بدهد يا دليل غش كردن وي معلوم نباشد، بايد در جستجوي مراقبتهاي پزشكي بود.
جاگيري اتفاقي آنها داخل لباسها يا كفشها به گزيدگي منجر ميشود. با توجه به اين كه عقربها در شب فعال هستند، بيشتر گزيدگيها نيز در شب اتفاق ميافتد. عقربها فقط به دليل دفاع از خود اقدام به نيش زدن ميكنند و هرگز به قصد حمله از نيش خود استفاده نميكنند. به دليل زاد و ولد عقربها در ماههاي اول سال و وفور عقربهاي جوان، بيشتر اينها باعث گزيدگي ميشوند، ولي چون توان و ظرفيت عقربهاي جوان براي ساختن سم كم است، نيش آنها باعث عوارض و آسيب كمتري ميشود.
تابلوي باليني
علائم درگيري در تمام بدن، در عقربگزيدگي شايع نيست ولي در كودكان ممكن است علائم شديد باشد. شروع سريع درد و بيحسي در عضو گزيده شده معمولا قابل توجه و ممكن است كل اندام را درگير كند. در موارد شديد، اختلال در حركت چشم ها، تاري ديد، ناهماهنگي عضلات حلقي و آب ريزش از دهان ميشود و در مواردي به اختلال تنفسي ميانجامد. افزايش فعاليت حركتي ممكن است به صورت بيقراري و حركات پرشي غيرقابل كنترل اندامها بروز كند كه به ظاهر مشابه تشنج است. تهوع، استفراغ، تپش قلب و اضطراب شديد ممكن است بروز كند. اختلال عملكرد قلبي، ورم لوزالمعده، خونريزي، سياه شدن پوست و در مواردي مرگ ممكن است به دنبال گزيدگي اتفاق بيفتد.
اقدامات درماني
ـ كمكهاي اوليه شامل گذاشتن كيسه يخ روي محل نيشزدگي و انتقال فرد به بيمارستان است. شرحي از شرايط پيرامون محل نيش خوردگي، مشكلات طبي، تشريحي از شكل كژدم در صورت نبودن نمونه، لازم است.
ـ درمان اوليه حمايتي است كه با تجويز ضددردها شروع ميشود.
ـ پادزهر در تمام موارد مسموميت شديد لازم است. تمام مصدومين را براي 24 ساعت بايد تحت نظر داشت. كودكان بايد بستري شده و تحت معاينه و بررسي متوالي قرار گيرند.
ـ ديازپام براي درمان پرشهاي عضلاني و گرفتگي عضلات استفاده ميشود.
ـ مخدرها ميتوانند اثرات سمي زهر را افزايش دهند و نبايد استفاده شوند.
ـ بدون تجويز پادزهر علائم 24 تا 48 ساعت به طول ميكشد. تجويز پادزهر بر اساس نظر پزشك و شرايط بيمار انجام ميشود.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
5 نكته در سوختگي پوست مهم است. شدت سوختگي (درجه يك، دو و سه)، محل سوختگي (سر، صورت، دست، پا و...)، وسعت سوختگي، سن فرد مصدوم و نهايتا قدرت ترميمپذيري پوست مصدوم. شناختن كامل اين 5 عامل در كنار خدمات پزشكي ارائهشده ميتواند آثار و جوشگاه سوختگي را به طور قابل ملاحظهاي كاهش دهد.
به عنوان مثال سوختگي در كودكي با سوختگي درجه 3 در محل صورت، گردن و... آثار شديدتري را در مقايسه با سوختگي درجه يك در نواحي ران، كمر و ساعد در يك فرد ميانسال بهجا خواهد گذاشت.
با نگاه سادهتر، مراحل درمان سوختگي را ميتوان به 2 فاز حاد و مزمن تعريف كرد. با اين شرح كه در مرحله حاد تلاش بر آن است كه پوست سوخته يا ورآمده هرچه زودتر ترميم شده و پوست جديد جايگزين آن شود كه با توجه به عوامل ذكر شده (5 عامل) از يك تا 2 ماه فرآيند ترميم اوليه در اين مرحله حاد است، اما آنچه همواره بخصوص در كودكان كمتر مورد توجه است همان مرحله مزمن يا تشكيل جوشگاه و گوشت اضافه يا بدشكلي در پوست است كه سير كند و آهسته آن عاملي بر مخفي ماندن از نظر والدين و حتي خود بيمار است.
در اينجا 2 نكته بايد مجدانه مورد توجه باشد:
اول؛ پوست ترميم يافتهاي كه رنگ آن همچنان قرمز مانده و بتدريج تمايل به افزايش ضخامت و برآمدگي دارد، به معناي زنگ خطري است كه جوشگاه يا گوشت اضافه در حال شكلگيري است.
دوم؛ سوختگي در جاهايي كه پوست آن تحت كشش است (سينه، بازو، گردن، دست و پا) حتي بدون رنگ قرمز هم ميتواند موجب تشكيل جوشگاه شود. اما آنچه ميتواند شدت جوشگاه را در مرحله حاد كاهش دهد، درمان سريع عفونتهاي موضعي، شستشوي مستمر و درصورت نياز خارج كردن بافت مرده و ايجاد زخم تميز (دبريدمان)، مصرف ويتامين ث و...، پرهيز از تماس با محيط آلوده و نور آفتاب، درمان و كنترل بيماريهاي زمينهاي مانند ديابت و پرهيز از مصرف سيگار است. البته همه اين مراقبتها بايد با نظر متخصص ترميم سوختگي يا متخصص پوست باشد، اما مرحله مزمن سوختگي كه زخم يا عفونتي معمولا در آن آشكار نيست، نيازمند دقت و حوصله بيشتري است كه با توجه به محل، نوع و شدت قرمزي يا نحوه تشكيل جوشگاه، ميتوان درمانهاي مختلفي مانند پمادها و برچسبهاي موضعي لايهبردار و ضد قرمزي، ليزر (پيديال) يا (فراكشنال)، تزريق استروئيد و سرمادرماني (كرايو تراپي)، كرمهاي رتينوئيدي (استحكامدهنده پوست)، ميكرو درم ابريشن (لايهبرداري ملايم) يا درم ابريشن (لايهبرداري عميق) و درمانهاي ديگر را به كار برد. همه انواع درمانهاي ذكر شده الزاما براي بيماران سوختگي نيست، بلكه پزشك متخصص پوست ميتواند تعدادي از درمانها را در مراحل و زمانهاي مختلف به بيمار پيشنهاد و اجرا كند. در صورت عدم كارايي درمانهاي ذكر شده كه معمولا ناشي از شدت و عمق سوختگي است، درمان جراحي پلاستيك يا پيوند پوست، آخرين اقدام درماني است.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
اين وسايل در خودروها تعبيه شده تا از بروز صدمات شديد به افراد در حين حوادث بكاهند، اما اگر اين وسايل به درستي استفاده نشوند نهتنها ايمني بيشتري براي افراد ايجاد نميكنند بلكه با عوارضي بسيار بيشتر از عدم استفاده، همراه هستند.
كيسه هوا يا ايربگ
كيسه هوا وسيله امنيتي بسيار مفيد، مخصوصا در حوادث شديد جادهاي است كه در اثر كاهش ناگهاني سرعت به دليل فعال شدن گيرندههايي در سپر خودرو فعال ميشود.
گاز توليدي در مخزن باعث باد شدن كيسه هوا شده و با سرعت بالايي از داخل فرمان يا داشبورد به سمت راننده يا سرنشين متسع ميشود.
بررسيهاي انجام شده طي تصادفات همراه با فعال شدن كيسه هوا نشان از بروز عوارضي در تعدادي از افراد داشته است. بررسي بيشتر نشان داده كه اين عوارض در شرايط خاصي رخ ميدهد. با بررسي اين موارد، دستورالعملهايي براي كاهش اين عوارض بيان شده است. در صورتي كه از كيسه هوا در خودرو بهره ميگيريد بايد به موارد زير دقت كنيد:
1 ـ حتما كمربند ايمني را ببنديد. كيسه هوا به تنهايي نه تنها مفيد نيست، بلكه به دليل حركت سرنشين فاقد مهار كمربند ايمني، ميتواند باعث برخورد شديد بين فرد در حال حركت به جلو و كيسه هوا در حال اتساع شود.
2 ـ تا حد ممكن بين خودتان و محل قرارگيري كيسه هوا فاصله بيندازيد. هدف از كيسه هوا ممانعت از برخورد شما با اجسام سخت درون خودرو است، اما سرعت باد شدن سريع كيسه هوا ميتواند به فردي كه نزديك به فرمان يا داشبورد قرار دارد آسيب برساند. همين مساله در افراد با قد بسيار كوتاه كه براي ديد بهتر صندلي را بسيار نزديك به فرمان قرار ميدهند، رخ ميدهد.
3 ـ عدم استفاده از صندلي مخصوص شيرخواران در صندلي جلو. نشاندن شيرخوار در صندليهاي مخصوص اين سنين ممكن است منجر به آسيب گردن شود.
4 ـ كودكان را در صندلي جلو قرار ندهيد، چون در حين باد شدن كيسه هوا ممكن است دچار آسيب به گردن شود. علت اين است كه به دليل باز شدن كيسه هوا از يكطرف و سر كودك كه در سطح پاييني قرار دارد، ممكن است منجر به حركت رو به عقب گردن كودك در حين باز شدن كيسه هوا شود.
5 ـ خوردن و نوشيدن، ممنوع! بايد از خوردن و آشاميدن، مطالعه، سيگار كشيدن و... و تمام شرايطي كه در صورت باد شدن كيسه هوا ميتواند شرايط خطر سازي براي فرد ايجاد كند، اجتناب كرد. زماني كه كيسه هوا فعال ميشود اگر جسمي جلوي شما باشد با شدت به سمت صورت شما پرتاب شده و ميتواند آسيبرسان باشد.
6 ـ عينك نزنيد. افرادي كه به دليل طبي يا براي محافظت چشم از آفتاب از عينك استفاده ميكنند نبايد كيسه هواي خودرو را فعال كنند. شكستن شيشه عينك ميتواند به چشم آسيب جدي برساند.

واکنش موضعی
واکنش موضعی به صورت ضایعه قرمز و خارشدار در محل ورود نیش بروز میکند. واکنش موضعی در صورتی که در دهان یا گلو ایجاد گردد، میتواند موجب انسداد راه هوایی شود. اگر محل نیش زدن اطراف چشم یا روی پلک باشد ممکن است موجب آسیب به عدسی، کره چشم و حتی بروز آسیبهای انکساری در چشم شود.
واکنش حساسیتی شدید
واکنش آلرژیک یا حساسیتی شدید ممکن است از خفیف تا کشنده متغیر بوده و در مدت چند دقیقه میتواند به مرگ بینجامد. بیشتر این واکنشها در 15 دقیقه اول و اغلب در مدت 6 ساعت بروز میکند. هیچگونه ارتباطی بین واکنشهای بروزکرده و تعداد نیش زدنها وجود ندارد. در کل، هرچه فاصله بین نیش زدن و شروع علائم کوتاهتر باشد، شدت واکنشها شدیدتر است. علت مرگ و میری که در مدت چند ساعت اتفاق میافتد انسداد راه هوایی یا افت شدید در فشارخون بیمار است. معمولاً علائم اولیه شامل خارش چشم، گر گرفتگی صورت، قرمزی و خارش منتشر پوست و سرفه خشک هستند. علائم به سرعت پیشرفت کرده و میتواند به خسخس سینه، تنگی نفس، شوک و سنکوپ منجر شود.
واکنش تأخیری
واکنش تأخیری که 5 تا 14 روز بعد از نیش زدن بروز میکند، شامل نشانهها و علائمي همچون تب، کوفتگی، سردرد، کهیر، تورم غدد لنفاوی و درد مفاصل است. در اکثر موارد، بیمار زمان نیشزدگی را فراموش میکند و با بروز ناگهانی علائم سر در گم میشود.
اقدامات درمانی
اگر نیش زنبور در محل باقی مانده، باید آن را خارج کرد. خروج سریع، اصل مهمی است و ارتباطی با شیوه خروج نیش ندارد. محل نیشزدگی را باید با آب و صابون شست تا از احتمال عفونت ثانویه کاسته شود. در واکنشهای موضعی، با استفاده متناوب از کیسه یخ روی محل گزش، تورم کاهش یافته و با محدود کردن خارش، جذب سم را به تأخیر میاندازد.
آنتیهیستامین و ضد دردهای خوراکی ممکن است ناراحتی و خارش را محدود کند. اگر ورم محل گزش واضح باشد، با بالا نگهداشتن و عدم حرکت عضو مورد نظر، میتوان تورم را محدود کرد مگر عفونت ثانویه ایجاد شده باشد که در آن صورت باید آنتیبیوتیک تجویز گردد.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
اين شرايط و وقايعي مشابه اين را بسيار در اتوبانها و خيابانها ديدهايد. حوادثي كه در آن به دليل بروز تصادف نياز به پليس راهنمايي و رانندگي براي بررسي صحنه حادثه است. اموال و اشخاص حادثه ديده نياز به مراقبت قانوني دارند كه به عهده نيروي انتظامي است. گير افتادن افراد در خودرو، بروز آتشسوزي يا واژگوني خودرو در شرايطي كه بتواند حادثهاي ديگر ايجاد كند توسط پرسنل آتشنشاني رتق و فتق ميشود. در انتها، نيروهاي امداد پيش بيمارستاني يا همان 115 فرا ميرسند كه به درمان اوليه و انتقال بيماران ميپردازند.
اما سوال اينجاست كه بايد با چه محل يا ارگاني در اينگونه موارد تماس گرفت؟ آيا در هر حادثهاي لازم است كه به تمامي شمارههاي 110 (پليس و نيروي انتظامي)، 125 (آتشنشاني) و 115 (اورژانس پيش بيمارستاني) زنگ زد و كمك خواست؟ آيا افراد ناظر بر بروز حادثه ميتوانند برآورد كنند كه چه نيروهايي براي امداد لازم هستند؟ آيا شماره واحدي وجود ندارد كه بتواند تمامي اين موارد را ارزيابي كند و خودش اقدام به فعالسازي سازمانهاي امدادي مورد نياز كند؟
طي تماسي كه با سرويسهاي ۱۱۰، ۱۱۵ و ۱۲۵ انجام شد هيچكدام از افراد پاسخگو (اپراتور) در اين مراكز نتوانستند پاسخ قانعكنندهاي بدهند. عدهاي از آنها عنوان ميكردند كه مسوول فعالسازي تمام واحدهاي لازم بسته به شرايط هستند. عدهاي ميگفتند كه آنها اقدام به فعالسازي نيروهاي امدادي ميكنند وليكن باز از افراد حاضر در محل ميخواهند كه آنها هم اقدام به تماس با ديگر گروههاي امداد بكنند! تعدادي هم ميگفتند كه هر واحد داراي عملكرد مجزايي است و ارتباطي ميان آنها در انجام مأموريتها وجود ندارد. زماني كه اپراتورهاي هر كدام از اين دستگاهها در اين بلاتكليفي هستند چه انتظاري از افراد مضطرب در صحنه حادثه است كه بتوانند حادثه و سير گسترده آن را خود به تنهايي برآورد كرده و بسته به ميزان آگاهي خود نيروهاي لازم را مطلع كنند.
التهاب مخاطي ناشي از تحريك جسم خارجي ميتواند باعث مسدود شدن مجاري سينوسهاي داخل بيني شود كه به دنبال آن سينوزيت حاصل خواهد شد.
اگر اندازه و نوع جسم خارجي به گونهاي باشد كه در داخل حفره بيني گير كرده و منجر به علامتي هم نشود ممكن است تا مدتهاي مديدي تشخيص داده نشود. در اين صورت بتدريج ذرات كلسيم، منيزيم، كربنات و فسفات روي آن رسوب كرده و «سنگ بيني» را درست ميكنند.اگر با توجه به علائم بيمار و معاينه باليني پزشك به جسم خارجي مشكوك شود، حتما از والدين در مورد عادت كودكشان سوال خواهد كرد.
در اغلب موارد شرح حال اين كودكان مثبت است يعني والدين و مربيان كودك يا خود شاهد ورود جسم خارجي به بيني كودك بودهاند يا تاييد ميكنند كه كودك چنين عادتي دارد و قبلا چنين كاري را انجام داده است. معاينه باليني براي تشخيص قطعي جسم خارجي بيني از اهميت ويژهاي برخوردار است.
در بسياري از موارد پزشك با مشاهده داخل بيني كودك جسم خارجي را رويت ميكند. اگر شرح حال بيمار منفي باشد و پزشك هم در معاينه اثري از جسم خارجي مشاهده نكند باز هم به طور قطع و يقين نميتوان گفت كه جسم خارجي وجود ندارد. در اين صورت معمولا تا بروز علائم تأخيري، تشخيص وجود جسم خارجي به تأخير ميافتد. ذرات فلزي و همينطور اجسام خارجي كلسيفيته شده در عكس راديولوژي قابل ديده شدن هستند اما اكثر اجسام خارجي بيني مثل دكمه، ذرات كاغذ و پلاستيك و... در عكس راديولوژي ديده نميشوند.
براي بيرون آوردن جسم خارجي بيني بايد پزشك به امكانات و تجهيزات مورد نياز اين كار دسترسي داشته باشد. اگر سطح جسم خارجي صاف باشد (مثل ساچمه ريز يا دانه تسبيح) و چنانچه بيمار همكاري لازم را نداشته باشد ممكن است هر گونه دستكاري جسم خارجي باعث عقبتر رفتن آن شود و حتي ممكن است از طريق ته حلق وارد تراشه شده، آن را مسدود نموده و خطراتي جدي براي بيمار ايجاد كند، بنابراين در مواردي كه بيمار به هر دليلي همكاري لازم را ندارد، بهتر است كه اين كار تحت بيهوشي عمومي انجام شود.
دكتر محمدحسن عامري
متخصص گوش، حلق و بيني
بنابراين فهرست زير فقط حداقلهاي مورد نيازي است كه بايد در اين جعبه وجود داشته باشد تا بتوان به آن عنوان جعبه كمكهاي اوليه كامل را داد:
و ...
نشانههاي بيماري
مسموميت غذايي يكي از شايعترين بيماريها در اين روزهاست. چنين مشكلي اغلب همراه با دل درد، تهوع، استفراغ و اسهال بروز ميكند و حتي گاهي ميتواند سبب تبكردن فرد هم بشود.
بيشتر افرادي كه مسموم ميشوند نيز به طور كامل بهبود يافته و مشكلاتشان برطرف ميشود. اما گروهي خاص از افراد ممكن است در معرض مشكلاتي جديتر مانند بيماريهاي كليوي قرار بگيرند. بچههاي كوچك، افراد سالمند، خانمهاي باردار و كساني كه سيستم ايمني ضعيفي دارند از اين گروه افراد هستند.
توصيههايي براي پيشگيري از بيماري
با انجام برخي توصيهها ميتوان از بروز مشكلات و بيماريهاي مرتبط با غذا پيشگيري كنيد. يكي از سادهترين و در عين حال مهمترين اين كارها، شستشو و نظافت است. بنابراين فراموش نكنيد كه هميشه دستها، سطوح مرتبط با مواد غذايي (كابينت و... ) و ظروف آشپزخانه را بخوبي بشوييد. با اين كار ساده ميتوانيد از گسترش عوامل بيماريزا پيشگيري كنيد.
بهتر است دستها را با آب گرم و صابون قبل و بعد از آماده كردن غذا و پس از رفتن به دستشويي به مدت حداقل 20 ثانيه شستشو دهيد. در ضمن شستن دقيق و تميز ميوهها و سبزيجات را نيز فراموش نكنيد.
نكته ديگري كه بايد در اين رابطه به آن توجه داشت، جداكردن مواد غذايي خام و پخته است. به اين معني كه هميشه بايد مواد غذايي خام را در مكاني جدا از مواد غذايي پخته و آماده به مصرف نگهداري كرد. همچنين هيچ وقت نبايد مواد غذايي تازه مانند ميوهها و سبزيجات را روي تختهاي كه گوشت و مرغ خام را خرد كردهايد، قرار دهيد. تنها در صورتي كه تخته خوب شسته شده باشد، اين كار ممكن است.
علاوه بر اين موارد هميشه هنگام پخت غذا مطمئن شويد كه با پخت كامل مواد غذايي، باكتريها و عوامل بيماريزاي آن را از بين بردهايد. همچنين مواد غذايي گرم را همان طور كه گرم هستند و مواد غذايي سرد را همان طور كه سرد هستند مصرف كنيد. در نهايت نيز زماني كه به سلامت مواد غذايي شك داريد، آنها را دور ريخته و مصرف نكنيد.
ـ داروهاي خود را فراموش نكرده و براي مدتي كه در منزل نيستيد با خود دارو ببريد. به ياد داشته باشيد كه دارو مانند غذا براي سالم ماندن نياز به شرايط مطلوب دارد.
ـ مدارك پزشكي شما بيشتر از خودتان حرف براي گفتن دارند؛ پس جايي را براي اين مدارك در نظر بگيريد. دفترچه بيمه جزو مدارك شما بوده و جهت درمان از نظر اقتصادي به صرفه است. حتما دفترچه بيمه را با خود ببريد، مگر اينكه تمايل داريد وجه زيادي از پسانداز سفر خود را براي درمان آزاد خرج كنيد!
ـ براي بررسي دورهاي يا درمان بيماران مزمن خود زماني بعد از تعطيلات را انتخاب كنيد.
ـ جوشاندهها و گياهان دارويي را بدون اجازه پزشكتان مصرف نكنيد؛ اين مواد و داروها ميتوانند با داروهاي شما تداخل داشته باشند.
ـ در صورت بروز اسهال تا مراجعه به پزشك، بهداشت شخصي را رعايت كنيد. هرگز دارويي را براي كنترل اسهال خودسرانه مصرف نكنيد. اين كار نهتنها مفيد نيست بلكه ميتواند سلامتي شما را دوچندان به خطر بيندازد. كنترل اسهال عفوني تنها با داروهاي كاهنده حركات روده(ديفنوكسيلات) ميتواند به عفونت شديد و منتشر در بدن منجر شود.
ـ در صورت مواجهه با موردي اورژانسي، از اورژانس پيشبيمارستاني(115) كمك بگيريد. به ياد داشته باشيد كه اورژانس 115 آمبولانس تلفني نيست بلكه پرسنل آنها موظف به انجام اقدامات اوليه و ضروري تا رسيدن به مركز درماني هستند. اصرار به انتقال بيمار به مركزي خاص در توان آنها نيست و براي انتقال بيمار بر اساس شرايط بيمار و دستورات موجود عمل ميكنند.
ـ قبل از شروع به حركت كمربند ايمني خود را به درستي ببنديد و حتي امكان قفل كودك را فعال نماييد.
ـ كيسه هوايي خودرويتان را (در صورت وجود) فعال كنيد. كودكان خود را بر روي صندلي سرنشين جلوي خودرويي كه داراي امكانات كيسه هواست، ننشانيد. از خوردن و آشاميدن، سيگار كشيدن و مطالعه كردن در خودرويي كه داراي كيسه هوايي است، اجتناب كنيد. به ياد داشته باشيد كه كمربند ايمني خود را قبل از فعالسازي كيسه هوا ببنديد.

اول اينكه اين كار يكي از راههايي است كه كودك براي كاوش از بدن خود و فهميدن در مورد آن به آن اقدام ميكند و علت دوم اينكه گاهي اوقات كودك با وارد كردن اين اجسام به درون بيني سعي ميكند التهاب، تحريك يا خارش بيني خود را برطرف نمايد.
از نظر آماري جسم خارجي بيني راست تقريبا 2 برابر بيني چپ است كه علت آن راست دست بودن اكثر كودكان است. هر چند كه جسم خارجي بيني بيشتر نزد كودكان 5 ـ 2 ساله ديده ميشود، اما گاهي اين رخداد نزد بزرگسالان نيز ديده ميشود. اين امر بويژه در مورد بزرگسالان مبتلا به عقبماندگي ذهني و بيماريهاي رواني صدق ميكند. از آنجا كه معمولا تا 9 ماهگي كودك قادر نيست اجسام را به دست گرفته و نگه دارد، مشاهده اين مشكل نزد كودكان كمتر از 9 ماه نادر است.
در مقايسه با جسم خارجي گوش، جسم خارجي بيني ديرتر علائم ميدهد و از آنجا كه ممكن است در داخل حفره بيني در لابهلاي شاخكهاي بيني گير كرده باشد، ممكن است در معاينه باليني براحتي قابل رويت نباشد. با توجه به 2 علت فوق، تشخيص جسم خارجي بيني نسبت به جسم خارجي گوش با تاخير انجام ميشود.
كودكان نوپا ممكن است هر تكه يا جسمي كه اندازهاش ريز و كوچك باشد را وارد بيني خودشان كنند. اجسام خارجي شايع عبارتند از: نخود، لوبيا، تخمه، ذرات غذايي، تكه كاغذ، تكهاي از پاككن، دكمه، دانه تسبيح، تكههاي كوچك به كار رفته در اسباببازيها و تكههاي كوچك مواد غذايي.
بعضي اجسام مثل دكمه و دانه تسبيح و... ممكن است تا مدتها علامتي ايجاد نكند، اما بعضي ديگر مثل تكههاي كاغذ، ذرات اسفنج ظرفشويي، نخود، لوبيا و... ممكن است باعث تحريك مخاط بيني شده و سريعتر باعث بروز مشكلاتي شوند. باتري ساعت مچي كه امروزه در بسياري از اسباببازيها هم به كار ميرود از خطرناكترين اجسام خارجي بيني است، زيرا اولا از نظر شكل ظاهر و اندازه به گونهاي است كه مورد مناسبي براي اين كار است و ثانيا پس از وارد كردن به بيني، مواد شيميايي موجود در اين باتري در عرض چند ساعت با مخاط بيني واكنش داده و باعث سوزاندن مخاط و تخريب ساختارهاي بيني ميشود. لذا بيرون آوردن اين نوع باتريها اورژانس است. اجسام گياهي مانند نخود، لوبيا و ذرات غذايي نيز از اجسام خارجي دردسرساز هستند، زيرا وقتي در داخل بيني ميمانند متورم شده و مشكلاتي را ايجاد ميكنند.
گاهي اوقات ممكن است حشره زندهاي به درون بيني وارد شده و در آنجا تخمريزي كند. اين امر بيشتر نزد افرادي كه از بهداشت خوبي برخوردار نيستند ديده ميشود. با توجه به تاثيرات مخرب وجود كرم يا لارو روي مخاط و ساختمان بيني، لازم است اين حشرات به سرعت از درون بيني تخليه شوند.

آمار و ارقام منتشر شده از بيمارستانهاي سوانح و سوختگي متغير است. علت نداشتن آمار دقيق، مراجعه افراد به درمانگاهها و مراكزي است كه در جمعآوري آمارها به آنها رجوع نميشود. بيش از 90 درصد سوختگيها قابل پيشگيري است پس ميتوان گفت كه فرد سوخته قرباني بياحتياطي است. سوختگي مانند ديگر حوادث، اغلب كودكان و نوجوانان را گرفتار ميكند. در سنين كمتر از 8 سال عمدتا علت سوختگي مايعات داغ است در حالي كه در سنين بالاتر شعله عامل اصلي است، اما در چهارشنبهسوري علت از شعله و حرارت فراتر رفته و شاهد آسيبهايي از نوع برخورد تركش ترقهها و انفجارهايي هستيم كه مجروحان آن بيشتر مشابه مجروحان حملات نظامي هستند! در اين حوادث گاهي به جاي اثرات سوختگي، بيمار با علائم ناشي از برخورد اجسام تيز پر سرعت يا حتي آسيبهاي عمده مشابه بيماران تصادفي به مراكز درماني منتقل ميشود.
در برخورد با فرد دچار سوختگي چه بايد كرد؟
ـ اولين اقدام دور كردن فرد از محل خطر و خاموش كردن وي است. توجه كنيد كه به منظور دور كردن مصدوم از محل خطر خودتان دچار سانحه نشويد. اگر امكان امداد با توجه به خطرات موجود نيست، بايد سريعآ به 125(آتشنشاني) اطلاع داده شود. لباسهاي در حال سوختن يا آلوده به مواد را بايد خارج كرد. به ياد داشته باشيد پوست بافتي محافظتي است كه از هدر رفتن حرارت از بدن نقش دارد، بنابراين بيمار دچار سوختگي را با پتو بپوشانيد يا در محلي با دماي مناسب قرار دهيد.
ـ تماس با اورژانس 115 در اولين فرصت پس از خروج مصدوم و حفاظت از سوختگي بيشتر ضروري است.
ـ به دليل خطر مسموميت همزمان با منوكسيد كربن(گازگرفتگي) يا تماس با دود، بايد بيمار را از نظر راه هوايي و تنفس مورد بررسي و مراقبت قرار داد. اولين اقدام قرار دادن بيمار در هواي آزاد است. بيماراني كه داراي خشونت صدا، خلط سياه و سوختگي موهاي بينياند، مشكوك به درگيري راههاي هوايي بوده و نيازمند مراقبتهاي خاص هستند.
ـ براي انتقال بيماران دچار پرتاب شدگي به دنبال انفجار، بايد مراقبت از ستون فقرات و بالاخص گردن به عمل بيايد.
ـ در صورت امكان، بايد لباسهاي تنگ و زيورآلات را از محل سوختگي درآورد. تورم در محل سوختگي از يك سو و فشار ناشي از لباس و زيورآلات از سوي ديگر باعث ميشود تا خونرساني به اندام مختل شود.
ـ اگر سوختگي در بخشي از اندامهاست كه كمتر از 10درصد سطح بدن را تشكيل ميدهد، ميتوان بخش سوخته را درون آب غوطهور كرد. اين اقدام از تورم بيشتر بخش سوخته كاسته و تا حدودي درد را كاهش ميدهد.
مواردي كه نبايد انجام داد
ـ روي زخمهاي بيمار پماد نماليد. درمان سرپايي زخم با پمادهاي سوختگي نه تنها مفيد نيست بلكه گاهي ميزان عفونت را افزايش ميدهد. پمادي كه روي زخم بماند و مورد شستشوي روزانه قرار نگيرد، در ترميم پوست اختلال ايجاد ميكند.
ـ بهتر است به بيمار چيزي نخوراند و شروع رژيم غذايي را به عهده پزشك درمانگر بيمار بگذاريد.
ـ اگر چيزي در بدن فرد فرو رفته است، نبايد در محل حادثه خارج شود. اين اقدام بايد در بيمارستان و توسط پزشك انجام شود. گاهي براي خارج كردن اين اجسام تيز نياز به عكسبرداري و گاهي نياز به عمل جراحي است.
اما چه بيماراني را بايد به مركز سوختگي انتقال داد؟
ـ سوختگي درگير كننده اندام فوقاني و تحتاني از ناحيه مچ به پايين، صورت، چشم يا گوش، درگيري در بين دو پا
ـ سوختگي با قير
ـ سوختگي همراه با استنشاق دود يا آسيبهاي ديگر(مثل پرتاب شدن يا سقوط)
ـ سوختگي در زنان باردار
ـ سوختگي در افراد با بيماريهاي جدي زمينهاي مانند مشكلات قلبي يا ديابت
پس از ترخيص از بيمارستان محل سوختگي داراي پانسمان است. در صورتي كه پانسمان دچار چسبندگي شده باشد آنرا دستكاري نكرده و به پزشك مراجعه كنيد چه بسا نيازي به كندن پانسمان نباشد يا نياز به روشي خاص براي جداسازي باشد. اگر محل سوختگي در تماس با نور است بهمدت 6 ماه از كرم ضد آفتاب استفاده كنيد.
اميد كه در شب آخرين چهارشنبه امسال، بيمارستانهاي سوانح و سوختگي كشور آماري از افراد آسيب ديده نداشته باشند.
علائم و نشانههاي ناشي از تماس با گياهان سمي بسته به سن گياه، موقعيت جغرافيايي، قسمتي از گياه كه مصرف شده (ساقه، برگ، ميوه) و تفاوت ژنتيكي، متفاوت است. پوست و دستگاه گوارش شايعترين بخشهايي از بدن هستند كه در اين نوع از مسموميتها علامتدار ميشوند. با توجه به اينكه كودكان اغلب محيط پيرامون خود را با دهان كنكاش ميكنند، بنابراين طبيعي است كه دستگاه گوارش از محلهاي اوليهاي باشد كه علائم آغازين را نشان ميدهد. اثرات گوارشي را ميتوان در 2 دسته تقسيم كرد: اثرات مستقيم گياهان در دستگاه گوارش و بروز علائم موضعي همچون تهوع، استفراغ، اسهال و درد شكم و اثرات درازمدت همچون اثرات سرطانزايي.
اثرات تحريكي: شايعترين تظاهر باليني ناشي از خوردن گياهان سمي علائم گوارشي مانند تهوع، استفراغ و اسهال است كه به علت تحريك مخاط اتفاق ميافتد. انواع مختلفي از مواد شيميايي مسوول ايجاد اين حالات است. اينك به گياهاني كه داراي اين نوع مسموميت هستند ميپردازيم.
ـ كرچك در ايران يك گونه گياه زراعي يك ساله دارد. اينگونه در ايران با نام كرچك، بيد انجير و بزانجير شناخته ميشود. گياه كرچك در واقع عمدتا براي تهيه روغن آن پرورش داده ميشود كه در پزشكي به عنوان مسهل قوي كاربرد دارد. وقتي دانههاي آن توسط كودكان و بزرگسالان خورده ميشود، تا چند روز علائم عمدهاي از مسموميت نشان نميدهند. در اين فاصله زماني به تدريج اندكي فرد اشتهاي خود را از دست ميدهد و دچار تهوع، استفراغ و اسهال ميشود. بعد از اين حالت، علائم شديد شده و فرد دچار استفراغ پايدار، اسهال خوني و در موارد كشنده زردي ميشود. دوز كشنده در اطفال 5 تا 6 دانه كرچك بوده در حالي كه در بزرگسالان حدود 20 عدد است.
ـ گياه تونگ حاوي دانههاي سمي است. مصرف ميوه مغزدار رسيده آن موجب درد شكم، استفراغ و اسهال ميشود.
ـ شاه بلوط هندي داراي ميوههاي بزرگ، خاردار به رنگ سبز ـ زرد يا قهوهاي و كپسولدار است. خوردن ميوههاي مغزدار آن موجب اسهال و استفراغ ميشود.
ـ گياه سرخاب در ايران با نام سرخه آب، سرخداته و لال دانه نيز معروف است. خوردن برگها و ميوه رسيده آن موجب تحريك دستگاه گوارش به همراه تهوع و استفراغ ميشود.
تركيبات سرطانزا: گياه سرخس به عنوان عامل شناخته شده سرطان در حيوانات تحت شرايط طبيعي تغذيه، مطرح شده است.
همه قسمتهاي سرخس سمي است و ضمن خشك شدن نيز سميت آنها حفظ ميشود. خوردن شير گاو مسموم شده نيز ميتواند موجب مسموميت انساني گردد. تصور ميشود كه مصرف انساني اين گياه موجب افزايش بروز سرطانهاي مري و معده ميشود. اين نتايج براساس شيوع جغرافيايي بروز سرطان در ارتباط با مصرف سرخس، به دست آمده است.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
علائم و نشانههاي ناشي از تماس با گياهان سمي بسته به روش استفاده و محل تماس متفاوت است. بسياري از گياهان علائم مسموميت را در برخورد اوليه و در محل تماس يا همان پوست نشان ميدهند. تحريك پوستي (درماتيت) از شايعترين عوارض ناشي از تماس با گياهان است. معمولا بسته بشدت محرك بودن گياه علائم به صورت فوري يا تاخيري بروز ميكند. حال به بررسي چند گياه و ميوه رايج و در دسترس ميپردازيم كه تماس با آنها مولد علائم پوستي و تحريكي است.
ـ تماس مكرر با شيره ميوه انبه موجب تحريك پوستي ميشود، زيرا پوست اين ميوه حاوي الئوزين است كه در تماس مكرر ميتواند ايجاد خارش كند.
ـ پرورشدهندگان گل و افرادي كه با پياز و گلهاي بريده شده نرگس، سنبل و لاله در تماس هستند، برخي اوقات در اثر شيره آنها دچار ضايعه پوستي ميشوند. علاوه بر اثر ناشي از مواد شيميايي تحريكي، كريستالهاي اگزالات كلسيم موجود در پياز اين گياهان كه شبيه سوزن است، مولد بروز ضايعات خارشدار است.
ـ از جنس ديفنباخيا گونههاي اصلاح شده چندي وجود دارد كه با نام عمومي ديفنباخيا به فراواني در گلفروشيهاي ايران ديده ميشود و به صورت گياه آپارتماني و سايهپسند در منازل نگهداري ميشود. كودكان و كارگران مراكز نگهداري اين گياه، بيماران را تشكيل ميدهند. گياه ديفنباخيا موجب درماتيت نميشود، ولي وقتي برگها يا ساقههاي آن شكسته ميشود، شيره آن بلافاصله موجب تحريك ميشود. كودكان گاهي برگهاي اين گياه را ميخورند. تماس چشم يا زبان با شيره آن موجب درد و ايجاد سريع ورم و التهاب ميشود كه چند روز تا چند هفته زمان نياز است تا برطرف شود.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس

بهمن ميتواند خسارت زيادي به ساختمانها، جادهها و وسايل نقليه وارد كرده و حتي جادهها را مسدود و افراد زيادي را در خود مدفون كند بنابراين با توجه به بارش سنگين برف در برخي ارتفاعات كشورمان و ريزش بهمن در جادهها و مسدود شدن راهها، نحوه پيشگيري، مقابله و احيانا گريز از بهمن خصوصا براي رانندگان و مسافران زمستاني جادهها، كوهنوردان و ساكنان پهنههاي كوهستاني امري ضروري است.
چه بايد كرد؟
ـ ارتعاش يكي از عوامل مهم ريزش بهمن است. هنگام عبور از مناطق كوهستاني پر از برف بايد سكوت را رعايت كرد. بوق زدن، بلند كردن صداي ضبط ماشين يا فرياد زدن در اين مسيرها ميتواند موجب ريزش بهمن شود. همچنين بايد بدانيد صداي هواپيما، بالگرد و حتي ماشينهاي برفروب نيز ميتواند به ريزش بهمن كمك كند. بنابراين براي مواجهه با بهمن تمام حواستان را به كار گيريد و ساكت باشيد و با شنيدن كوچكترين صدايي كه حاكي از ريزش برف است، منطقه را فوري ترك كنيد.
ـ شيب از عوامل اصلي سقوط بهمن است. عمدتا بيشترين بهمنها در شيبهاي 35 تا 40 درجه اتفاق ميافتد. در اين شيبها، ثبات لايه فوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مييابد. البته در شيبهاي تند (50 درجه يا بيشتر) به دليل آن كه برف قبل از انباشتگي به طور طبيعي به پايين سرازير ميشود، خطر سقوط بهمن زياد نيست. روي شيبهاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن كمتر است، ولي بايد بدانيد شيبهاي صاف، بدون پستي و بلندي و فاقد پوشش گياهي بهمنخيزترند. بنابراين براي كوهنوردي يا اسكي به شيب ارتفاعات توجه كنيد.
ـ وزش بادهاي تند ميتواند به سقوط بهمن كمك كند، بويژه اگر طي چند روز متوالي بشدت وزيده باشد. بر اين اساس قبل از عزيمت به نقاط كوهستاني به شرايط جوي توجه كنيد.
ـ در منطقهاي كه حتي يك بار بهمن در آن به وقوع پيوسته هميشه احتمال سقوط دوباره وجود دارد. بنابراين تاحد امكان در روزهايي كه بارش برف سنگين است، از اين مناطق عبور نكنيد.
كوهنوردان بيشتر بدانند
ـ صعود و تمرين در مناطق كوهستاني و برفگير بايد با وسايل، لوازم و ابزار كوهنوردي همراه باشد.
ـ از يك مربي مجرب راهنمايي بگيريد و از مسيرهاي شناخته شده عبور كنيد.
ـ هنگام كوهنوردي با خود وسايل ارتباطي چون بيسيم، تلفنهمراه و... ببريد و در تمام طول مسير، ديگران و خانواده را در جريان وضعيت راه قرار دهيد.
ـ بهترين راه عبور از مناطق بهمنخيز اين است كه به طرف بالا صعود كنيم تا حجم برف كمتري بالاي سرمان باشد.
ـ از يك شيب برفي، خيلي نرم و سبك قدم برداريد تا فشار و ضربه، به برف مسير وارد نشود و باعث شكست برف و جريان بهمن نشود.
ـ هنگام عبور از بهمن بدون عجله و با فاصله از يكديگر حركت كنيد تا در صورت ريزش بهمن همگي گرفتار نشويد و بتوانيد همديگر را نجات دهيد.
ـ از ريسمان يا طناب مخصوص كوهنوردي (نخ بهمن) استفاده كنيد. نخ بهمن طناب قرمز رنگي به طول 15 تا 50متر است كه روي آن فلشي در يك جهت وجود دارد. نخ بايد به گونهاي به بدن وصل شود كه جهت فلش به سمت فرد باشد. اگر بهمن سقوط كند، گروه امداد با پيدا كردن نخ بهمن و ديدن جهت فلش آن، زودتر مصدوم را مييابند.
چند توصيه
ـ اگر در بهمنگير افتادهايد به صورت شنا خود را به روي بهمن بياوريد و به طرف بالا و سمت چپ يا راست فراركنيد.
ـ چنانچه مقدور بود قبل از فرو رفتن در زير برف، وسايلي از خود را به بالا پرتاب كنيد تا امدادگران بتوانند با يافتن آنها شما را زودتر پيدا كنند.
ـ در زمان ريزش بهمن با هر وسيلهاي جلوي دهان و بيني خود را بپوشانيد و نفس را در سينه حبس كنيد تا از ورود ذرات برف و يخزدگي ريهها و خفگي جلوگيري شود.
ـ اگر در بهمن فرو رفتهايد با كمك دستها يك پاكت يا كيسه جلوي صورتتان قرار دهيد. با ايجاد فضايي براي ورود و خروج هوا و نفس كشيدن ميتوانيد از خفگي نجات يابيد.
ـ خونسردي خود را حفظ كنيد؛ چرا كه در صورت حفظ آرامش، بدنتان قادر به نگهداري انرژي خواهد بود و در نتيجه بهتر ميتوانيد براي نجات خود تصميم بگيريد.
ـ يادتان باشد هر قدر كمتر در برف فرو رويد، شانس بيشتري براي زنده ماندن داريد. معمولا براي نجات كسي كه زير برف مدفون شده فقط 30 دقيقه فرصت داريد. پس از گذشت اين مدت زمان فقط 50 درصد از آسيبديدگان زنده ميمانند.
پيشگيري اصل اساسي در برخورد با اين نوع مسموميت است، چرا كه كودكان با قرار دادن اجسام در دهان تجربه كسب ميكنند و در صورتي كه مردم از سمي بودن گياه مطلع باشند، دسترسي اطفال را كاهش داده و خطر ناشي از مسموميت اتفاقي بشدت كاهش مييابد.اغلب اين مسموميتها با گياهان خانگي است كه عمدتا ميزان سم يا گياه مصرفي محدود است؛ لذا بيماران مبتلا به مسموميت خفيف شده يا هيچگونه مسموميتي را تجربه نميكنند. تعدادي از موارد مسموميت با گياهان و قارچها به دنبال جمعآوري آنها توسط افراد غيرحرفهاي است. اين افراد به دليل عدم تبحر ممكن است نوع سمي را به جاي نوع غير سمي جمعآوري كرده و به عنوان غذا مورد استفاده قرار دهند. اين نوع از مسموميت عمدتا در بزرگسالان و با مسموميت شديد به دليل خوردن ميزان زياد سم همراه است. تعدادي ديگر از موارد مسموميت ناشي از جمعآوري گونههاي سمي به جاي نوع دارويي توسط شركت توليدكننده محصول است. در واقع مسموميت در شكلي وسيع و ناشي از مصرف اشكال گياهي داروها رخ ميدهد كه در صورت تشخيص بموقع تا حد زيادي قابل كنترل است. در آخر گروهي از موارد، ناشي از مصرف عمدي گياه جهت خصائص توهمزايي و تغيير در وضعيت ذهني فرد است. اين نوع از مسموميت در گروه مواد اعتيادآور قرار ميگيرد.تحريك پوست (درماتيت) و علائم تحريك دستگاه گوارش، شايعترين عارضه گياهان سمي است كه در حدود 20 درصد بيماران مشاهده ميشود. با اين حال استفراغ يافته شايعي نيست. عموما درگيري در يكي از دستگاههاي بدن ديده ميشود، هر چند در يك درصد بيماران درگيري در بيش از يك دستگاه قابل مشاهده است. اگر اثرات شديد باشد ممكن است جراحتهاي ناتوان كننده و تهديد كننده حيات رخ بدهد.اغلب برخورد با گياهان نيازمند درمان نيست و مواردي هم كه مستلزم درمان است صرفا در حد آلودگيزدايي است. آنهايي كه در معرض گياهان با توانايي سميتزايي بالا قرار دارند اما بدون علامت هستند، بايد 4 تا 6 ساعت در اورژانس تحت نظر باشند.
مشخصات باليني:
بيشتر مرگ و مير و ناخوشي ناشي از دود به آسيب مجاري تنفسي مربوط ميشود. سرفه، تنگي نفس و انقباض مجاري هوايي ناشي از دود و سموم تحريكي است. مدت زماني كه حرارت و محركها بخواهند به حنجره آسيب رسانده و توليد سرفه و خسخس كنند، طولاني است. مدت زمان تماس با دود و شروع علائم باليني بسيار متغير و وابسته به درجه و ماهيت تماس است. موهاي بيني سوخته شده و دوده در خلط بيمار نشانگر تماس قابل توجه است.استنشاق منواكسيد كربن در تمام بيماران در معرض دود بايد در نظر گرفته شود اما بيماراني كه در تماس دود از راه دور(مانند فرد ساكن در اتاق مجاور محل دچار آتشسوزي) يا احتراق بيدود (دود اگزوز ماشين) هستند عمدتا آنچه تنفس ميكنند منواكسيد كربن، سيانيد و سمومي است كه سوخت و ساز بدن را متاثر ميكنند. اين افراد مستعد تماس با دود نيستند.مرگ زودرس افراد در تماس با دود ناشي از كمبود اكسيژن، اختلال در راههاي هوايي يا مسموميت ناشي از منواكسيد كربن است.
اقدامات اوليه:
بايد سريعا بيمار از محل آتشسوزي خارج شود. توجه داشته باشيد كه انجام اين اقدام منجر به گيرافتادن فرد يا افرادي ديگر در مخمصه نشود. در بسياري از موارد ديده ميشود كه افراد ناآشنا با امداد براي كمك به مصدومان آتشسوزي اقدام ميكنند و اين باعث ميشود كه خودشان هم گرفتار شده و تعداد مجروحان افزايش يابد. بنابراين اگر ميزان آتشسوزي شديد و امكان دسترسي آسان به مجروحان وجود ندارد، بهتر است انجام هر اقدامي به پرسنل آتشنشاني واگذار شود. پس از تماس با آتشنشاني با شماره 125، سريعا اورژانس پيش بيمارستاني(115) را نيز در جريان واقعه بگذاريد تا در اولين فرصت خود را به محل رسانده و جهت انجام اقدامات اوليه و انتقال بيماران در دسترس باشند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
علائم
بر اساس ميزان حلاليت اين مواد در آب، محل آسيب و شروع علائم متغير است. گازهاي با حلاليت بالا در آب، بيشترين اثر را بر غشاهاي مخاطي چشمها و راههاي هوايي فوقاني دارند. تماس، ايجاد تحريك فوري به همراه اشك ريزش، سوزش بيني و سرفه ميكند. اگرچه بوي تند و شروع سريع علائم عاملي براي محدود كردن تماس با گاز محرك است، با اين حال تماس طولاني يا شديد ميتواند با تورم حنجره، انقباض غير ارادي حنجره و مجاري هوايي، آسيب ريوي حاد خود را نشان بدهد كه همگي ميتوانند تهديد كننده حيات فرد باشند.
گازهايي كه حلاليت خوبي در آب ندارند به راحتي تحريككننده غشاهاي مخاطي نيستند. از آنجا كه علائم فوري در تماس با اين دسته از گازها ديده نميشود، تنفس طولاني در محيط سمي باعث رسيدن گاز به بخشهاي انتهايي مجاري هوايي ميشود. حتي تماس متوسط ميتواند تحريك مجاري هوايي تحتاني و حتي بافت ريه را همراه داشته و ايجاد آسيب تنفسي تاخيري تا 24 ساعت بدهد.
اقدامات اوليه
در صورتي كه بيمار علائم تحريكي در چشمها و مجاري هوايي دارد بايد سريعا از محيط دور شود. عموما بيماراني كه صرفا علائم چشمي دارند با دوري از محيط بهبود مييابند، اما در مواردي كه علائم تنفسي بروز ميكند نبايد آن را سطحي و گذرا در نظر گرفت و بايد اقدامات لازم جهت مراقبت بيشتر و معاينه در بيمارستان براي بيمار به عمل آيد. بنابراين اولين اقدام در اين بيماران پس از دور كردن آنها از محيط آلوده اطلاع به اورژانس پيش بيمارستاني ـ 115 ـ است.
براي كنترل علائم خسخس در بيماران با سابقه ريوي بهتر است از اسپري سالبوتامول استفاده شود. درمانهاي حمايتي همچون استراحت و دادن اكسيژن، در صورت دسترسي، مفيد است.
اتفاقي كه عموما در حين آلودگي هوا در اولين مراحل رخ ميدهد همين كمبود اكسيژن يا همان آسفيكسي است. از زمان ظهور مبدلهاي كاتاليزوري افرادي كه در تماس با دود اگزوز اتومبيل هستند بجاي مسموميت با مونوكسيدكربن دچار آسفيكسي ميشوند.
اثرات حاد ظرف دقايقي از شروع آسفيكسي بروز كرده و علائم ناشي از كمبود اكسيژن بروز ميكند. كاهش درصد اكسيژن از 21 درصد به 15 درصد، سيستم عصبي خودكار بدن را فعال كرده و باعث افزايش تعداد ضربان قلب و تعداد تنفس ميشود. از طرفي كمبود اكسيژن در مغز، اختلال در تعادل، عدم هماهنگي در انجام فعاليتها، احساس سرگيجه و گيجي ايجاد ميكند. بيماران با وجود افزايش در تعداد تنفس از تنگينفس شكايت ندارند. زماني كه درصد اكسيژن هوا به زير 10 درصد برسد مغز بيمار دچار تورم ميشود و زماني كه ميزان اكسيژن مصرفي به كمتر از 6 درصد رسيد حيات فرد در معرض خطر قرار ميگيرد.
درمان
بندرت نيازي به درمان فراتر از خروج از محل و استفاده از اكسيژن كمكي است. بنابراين اولين اقدام خارج كردن فرد از محيط داراي آلودگي و تماس با اورژانس پيش بيمارستاني(115) است. تعدادي از بيماران نيازمند مراقبت در بيمارستان هستند. بيماران در معرض عوارض كمبود اكسيژن همچون بيماراني كه با علائمي همچون كما مراجعه كرده يا افرادي كه بيماري طبي زمينهاي آنها تشديد شده همچون بيماران قلبي يا تنفسي، بايد از نظر پيشرفت يا بروز عوارض تحت نظر قرار گيرند. در شرايطي كه هوا آلوده است بهتر است تا حد ممكن از محيطهاي با آلودگي بالا همچون خيابانهاي شلوغ دوري كرد و بيماران با مشكلات قلبي، تنفسي و افراد ديابتي بهتر است در منزل بمانند.
زماني كه سرماي محيط شديد باشد و اقامت در سرما طولاني شود بدن انسان اندامهاي انتهايي را فدا ميكند تا بتواند از سرمازدگي و مرگ جلوگيري كند. به اين ترتيب رگهاي محيطي يكسره منقبض ميمانند و اندك اندك خون كمي كه در اين رگها جاري است در مجاورت هوايسرد شروع به يخ زدن ميكند. نكتهاي كه بايد به خاطر سپرد اين است كه كفش و لباس خيلي تنگ با فشار روي رگها ميتوانند اين روند را تسريع كنند.
اندام يخزده در ابتدا دردناك ميشود و سپس بيحسي به آن اضافه ميشود. رنگ اندام معمولا كبود و رنگپريده است.
اولين اقدام درماني براي اين بيماران رساندن سريع آنان به محيط گرم است. اقدام بعدي گرم كردن آرام اندامهاي يخزده است. در اين مرحله آنچه كه اهميت اساسي دارد اين است كه هرگز نبايد بدون داشتن امكانات كافي اقدام به گرم كردن اندام كرد.
به عنوان مثال اگر در يك پناهگاه كوهنوردي با اقدام به گرم كردن آب شروع به درمان دست و پاي يخزده يك مصدوم كنيم، ولي به دليل اتمام سوخت نتوانيم درمان را تكميل كنيم و اندامها مجدد شروع به سرد شدن كنند، در اين صورت آسيب بيشتري را به اندام مبتلا وارد ساختهايم.
نكته مهم ديگر اين است كه هرگز نبايد اندام يخزده را در معرض گرماي شديد و مستقيم قرار دهيم زيرا گرم شدن اندام يخزده قبل از برقراري جريان خون باعث آسيب غير قابل جبران به عضو مبتلا ميشود.
از طرفي به دليل بيحس بودن اندام يخزده ممكن است سوختگي شديدي بدون اينكه فرد متوجه شود در اندام مبتلا رخ دهد و آسيب را تشديد كند. نكته ديگر اين است كه هرگز نبايد عضو يخزده را مالش دهيم.
بعد از مهيا شدن شرايط بايد مايعي گرم با دماي 37 تا 40درجه مهيا كرده و با افزودن مداوم آب گرم و پايش مداوم با دماسنج دما را در اين محدوده حفظ كنيم.
با غوطهور ساختن اعضاي يخزده در اين مايع اندك اندك جريان خون باز خواهد گشت و عضو حيات خواهد يافت. البته كار به همين راحتي تمام نميشود.
جريان يافتن مجدد گردش خون درد شديد و طاقتفرسايي را موجب ميشود كه ادامه درمان را غيرممكن ميسازد و در اين شرايط فقط با مسكنهايي قوي مثل آمپولهاي مخدر ميتوان كار را ادامه داد.
عليرغم همه اين تمهيدات گاه شدت آسيب چنان است كه در برخي قسمتها جريان خون برقرار نميشود. خوشبختانه درمانهاي جديد براي به جريان افتادن مجدد خون در اين شرايط نيز وجود دارد كه با صرف هزينه و زمان قابل دستيابي است. بايد بدانيم كه بر خلاف بسياري از بيماريهاي ديگر اندامهاي يخزده گاه پس از ماهها درمان بازسازي ميشوند و نبايد زود از بهبودي آنها نااميد شد.
دكتر رضا كريمي
متخصص بيماريهاي داخلي
گسترش سيستم گاز شهري در ايران و عدم كنترل صحيح بر وسايل گازسوز خانگي، عاملي براي بروز اين گاز خطرناك در منازل شده است. گاز مونوكسيدكربن فاقد بو و رنگ است، به همين دليل افرادي كه در معرض اين گاز قرار ميگيرند تا قبل از بروز علائم هيچ اطلاعي از برخورد با آن ندارند. به دليل مرگ و مير بالا و عدم شناسايي فيزيكي، گاز مونوكسيدكربن به «قاتل خاموش» معروف شده است. مونوكسيدكربن پس از جذب در خون به پروتئين حمل اكسيژن(هموگلوبين) ميچسبد، ولي براحتي جدا نميشود. اين عاملي براي كاهش انتقال اكسيژن توسط هموگلوبين است. كمبود اكسيژن در بافتها و اعضا منجر به بروز علائم مسموميت ميشود.
علائم رايج در نوع خفيف مسموميت شامل سردرد، تهوع، استفراغ، درد عضلاني و گيجي است. اين علائم غير اختصاصي بوده و ممكن است پزشك و بيمار را گمراه كند. در واقع تا زماني كه به آن فكر نشود و دليلي براي امكان بروز آن نباشد، ممكن است با بيماريهاي عفوني يا گوارشي اشتباه شود. گاهي به دليل غيراختصاصي بودن و عدم توجه به احتمال بروز اين مسموميت به دليل بينشان و علامت بودن گاز، بيمار مجددا در محيط آلوده قرار ميگيرد و ممكن است اين بار با مسموميت شديد مراجعه كند. در موارد شديد مسموميت، تشنج، حالت كما، توقف قلبي- تنفسي و حتي مرگ ممكن است رخ بدهد. يكي از مشكلات گازگرفتگي بروز علائم عصبي- رواني تاخيري است. اين علائم پس از چندين روز بدون علائم بودن بيمار، شروع ميشوند. بيمار پس از بهبود اوليه، از اختلالات حافظه، بيتوجهي و حتي اختلالات حسي يا حركتي در بخشي از بدنش شاكي است.
اولين اقدام تلاش براي رساندن مصدوم به فضاي باز و تماس با اورژانس پيش بيمارستاني(115) است. معمولا به دليل عدم دسترسي به درمان اصلي بيماران (اكسيژن درماني)، لازم است تا رسيدن اورژانس، بيمار در فضاي عاري از آلودگي تنفس كند.
تمام بيماران حتي موارد خفيف نيازمند درمان با اكسيژن 100 درصد به كمك ماسكهاي مخصوص هستند، به همين دليل تمامي مصدومان بايد به اورژانس منتقل شوند. حتي در مواردي نياز به استفاده از اكسيژن با فشار بالاست.
موارد منع مصرف: در بيماران كبدي شديد، اسهالهاي عفوني، اسهال ناشي از مصرف آنتيبيوتيكها و كودكان با سن زير 2سال نبايد از دارو استفاده كرد. اين دارو بايد در افراد معتاد به تركيبات مخدر، افراد مسن، كودكان با سن كمتر از 12 سال، زنان باردار يا شيرده و بيماران مبتلا به بزرگي پروستات با احتياط فراوان استفاده شود.
عوارض: عوارض خطرناكي در مصرف معمول دارو ديده نشده است. احساس گيجي و يبوست از عوارض شايع دارو هستند. ممكن است تعدادي از بيماران تحت درمان از احتباس ادراري، خشكي دهان، تهوع يا استفراغ و حتي بيخوابي شكايت داشته باشند.
مسموميت: بيماراني كه اشتباها ميزان مصرف دارو را افزايش دادهاند يا به دليل تمايل به خودكشي اقدام به مصرف ميزان بالاي دارو كردهاند يا افرادي كه خودسرانه اين دارو را مصرف كرده و به آن اعتياد دارند، موارد مسموميت را تشكيل ميدهند.
اين افراد ممكن است با هر يك از علائم زير مراجعه كنند:
مردمك چشمها تنگ است، پوست قرمز، كاهش حركات دستگاه گوارش تا حد بروز يبوست، احتباس ادرار، ضربان قلب بالا، تنفس بيمار ضعيف شده و در موارد شديد مسموميت بيمار هيچ تلاشي براي تنفس ندارد، عدم تعادل، خواب آلودگي، توهم، بيقراري و گاهي تشنج.
در صورت برخورد با بيمار مبتلا به مسموميت بايد سريعا با اورژانس پيش بيمارستاني تماس گرفته و شرايط بيمار را كاملا توضيح داد. اگر بيمار حالت خواب آلودگي دارد، بهتر است كه روي يك پهلو خوابانده شود. اين كار از ورود مواد استفراغي بيمار به دستگاه تنفس جلوگيري ميكند. در بيمارستان براي از بين بردن اثرات تنفسي و مغزي بيمار(افت هوشياري) از نالوكسان كه پادزهر داروست استفاده ميشود. متاسفانه نوعي از مسموميت به اطفالي برميگردد كه والدين آنها جهت كنترل اسهال، سرخود اقدام به دادن دارو به طفل ميكنند. تابلوي باليني در بسياري از موارد بسيار دردناك است؛ كودكي كه تنفسش را از دست داده و با حالت سياهي در لبها و كبودي به اورژانس منتقل ميشود. والدين اطفال بايد دقت نمايند كه اين دارو را به هيچ وجه بدون دستور پزشك مصرف نكنند.
نكات مهم براي بيماران
ـ بايد دارو را سر موقع مصرف كرد و در صورت گذشت زمان كوتاهي از زمان مصرف، ميتوان دوز فراموش شده را خورد اما بايد از مصرف دوز فراموش شده همزمان با دوز بعدي خودداري كرد.
ـ به دليل خاصيت خواب آلودگي، بيماران نبايد اقدام به رانندگي يا كار با وسايل خطرناك طي مدت درمان بكنند.
ـ خشكي دهان را ميتوان با جويدن آدامس يا استفاده از آبنبات كاهش داد.
ـ اگر بيمار طي درمان با دارو متوجه بروز تب و درد شكمي شد بايد به پزشك مراجعه كند.
ـ در صورتي كه با وجود دريافت دارو همچنان اسهال برقرار است بايد براي بررسي بيشتر علت مولد اسهال، بيمار مجدد توسط پزشك معاينه و بررسي شود.
وقتي دماي بدن به كمتر از 35 درجه برسد، فرد دچار سرمازدگي شده است و هرچه دما از اين پايينتر رود بيماري شديدتر و درمان مشكلتر ميشود.
واضح است كه مهمترين عامل سرمازدگي اقامت طولاني و با پوشش نامناسب در محيط سرد است.
جالب است بدانيم كه دماي صفر يا كمتر از صفر درجه براي ايجاد اين بيماري الزامي نيست و در دماهاي بالاتر مثلا 5 تا 10 درجه هم اگر لباسها نازك يا خيس باشند و وزش باد وجود داشته باشد يا اقامت فرد در سرما خيلي طولاني باشد، ايجاد سرمازدگي محتمل است.
به اين موارد بايد عوامل مستعدكننده سرمازدگي را بيفزاييم كه در ادامه گفته ميشوند.
از عوامل مستعدكننده سرمازدگي سن است. افراد مسن به دليل اينكه فرآيند تنظيم دماي بدنشان ضعيف ميشود، بيشتر در معرض اين بيماري هستند.
بچهها و بخصوص شيرخواران به دليل اينكه سطح بدنشان به نسبت كل بدن وسيعتر است نيز بشدت در معرض اين بيماري هستند.
افرادي كه دچار بيماريهاي مستهلككننده و مزمن هستند و بيماران دچار سوءتغذيه نيز بيش از بقيه در معرض اين عارضه هستند.
شايد سرمازدگي از معدود بيماريهايي باشد كه افراد لاغر را به خاطر كمبود چربي زير پوست بيش از افراد چاق تهديد ميكند.
بهرغم اينكه در باور بعضيها الكل باعث گرم شدن بدن و جلوگيري از سرمازدگي ميشود، ولي واقعيت اين است كه اگرچه خوردن الكل به دليل ايجاد انرژي زياد باعث احساس گرم شدن ميگردد، ولي اگر فرد پس از مصرف الكل در معرض سرماي طولاني قرار گيرد به چند دليل استعداد زيادي براي سرمازدگي دارد.
اول اين كه الكل رگهاي محيطي را گشاد ميكند و باعث از دست رفتن گرماي داخلي بدن ميشود.
دوم اين كه مصرف الكل از ساخته شدن قند در بدن جلوگيري ميكند و پروسه توليد گرماي دروني را كم ميكند. از همه اينها مهمتر اين است كه مصرف الكل زياد باعث به هم خوردن شعور و خواب آلودگي ميشود و مانع گريز فرد از شرايط سرما ميشود.
مصرف داروهاي آرامبخش، داروهاي ضدافسردگي و مصرف مواد مخدر نيز از عوامل مستعدكننده سرمازدگي است.
شكارچيان، سربازان، اسكيبازها و بخصوص كوهنوردان به دليل نحوه فعاليتشان بخصوص در فصول سرد بيش از ديگران در معرض اين بيماري هستند.
در پست های بعدی علائم و درمان اين بيماري گفته خواهد شد.
عوارض دارويي: اين دارو ميتواند به خواب آلودگي، احساس گيجي، يبوست و افت در فشار خون منجر شود. اين عوارض از عوارض شايع در افراد مصرف كننده داروست. عوارض ديگري هم با شيوع كمتر ممكن است ديده شود، همچون اختلال در بينايي، احتباس ادرار، سردرد، توهم، احساس گرگرفتگي و تعريق.
افرادي كه به مدت طولاني از اين دارو استفاده ميكنند، ممكن است به آن تحمل پيدا كرده و ديگر اثرات ضد درد دارو از بين برود. بسياري از اين بيماران به دارو معتاد شده و ترك دارو براي آنها مشكل ميشود.
مسموميت: افرادي كه مصرف ميزان بالايي از دارو را دارند ممكن است با اختلال در وضعيت تنفسي، شلي عضلات، پوست خيس يا سرد، سياه شدن لبها و پوست، خواب آلودگي بيش از حد و حتي تشنج مواجه شوند.
راه درمان
به محض برخورد با فرد مشكوك به مسموميت بايد سريعا بيمار را به اورژانس رساند. به دليل خطر افت هوشياري در بيماران، بايد انتقال آنها به كمك پرسنل ورزيده اورژانس پيش بيمارستاني(115) انجام شود. تا رسيدن 115 بهتر است بيمار را در وضعيتي قرار داد تا از ورود ترشحات دهاني و معدهاي به مجاري هوايي ممانعت كرد؛ به همين منظور بايد بيمار را روي يك پهلو خواباند. مهمترين اقدام در اين بيماران، برقراري راه هوايي و در صورت دسترسي ميتوان از كپسول اكسيژن بهره گرفت. بسياري از بيماران هيچگونه تقلايي براي تنفس نداشته و دچار سياهي در لبها و پوست خود ميشوند. براي اين بيماران بايد سريعا تنفس مصنوعي شروع شود. اگر بيمار فاقد نبض است، بايد ماساژ قلبي نيز شروع شود.پادزهر مسموميت به نام نالوكسان شناخته ميشود كه با تجويز وريدي آن تمامي علائم بيمار برميگردد. تجويز اين دارو بايد توسط پرسنل درماني و ترجيحا در بيمارستان انجام شود.
چند توصيه
ـ بيماران نبايد سرخود اقدام به افزودن ميزان داروي مصرفي كنند.
ـ به دليل خواب آلودگي بايد از انجام فعاليتهايي كه نياز به هوشياري بالا دارند يا خطرناك همچون رانندگي، كار با وسايل برش صنعتي و... اجتناب شود.
ـ به دليل افت در فشارخون بيماران در حين تغيير وضعيت، بايد براي تغيير در وضعيت از حالت خوابيده، ابتدا نشسته و پس از مكث براي دقايقي، سپس به آرامي بايستند.
ـ از مصرف داروهايي كه هوشياري فرد را كاهش ميدهد همچون داروهاي خوابآور اجتناب كرد.

در تركيب داروهاي پيشگيري از بارداري، لوونوژسترول از جمله داروهاي بسيار موثر به شمار ميرود. اين دارو كه نوعي پروژسترون مصنوعي به شمار ميرود، با جلوگيري از ترشح گونادوتروپينهاي هيپوفيز قدامي، از تخمكگذاري جلوگيري ميكند. لوونوژسترول همچنين با تغيير در اندومتر رحم از جايگزيني تخم تشكيل شده در رحم نيز پيشگيري ميكند و در حقيقيت با ۲ مكانيسم از ايجاد بارداري پيشگيري ميكند.
لوونوژسترول را چگونه بايد مصرف كرد؟
يكي از بزرگترين چالشهاي مصرف ضدبارداريهاي اورژانسي، عدم اطلاع خانمها از طرز صحيح مصرف اينگونه تركيبات است و همين مشكل در بسياري اوقات سبب بروز بارداريهاي ناخواسته در افراد ميشود. لوونوژسترول كه از جمله موثرترين داروهاي ضدبارداري است، بايد طي ۷۲ ساعت از مقاربت كنترل نشده، اولين دوز اين دارو كه به شكل قرص است، مصرف ميشود. هر بسته اين دارو ۲تايي است و شما بايد ظرف مدت ۷۲ ساعت، اولين دوز را حتما مصرف كنيد، سپس از زمان مصرف اولين قرص مدت ۱۲ ساعت آينده نيز بايد دومين قرص را ميل كنيد.
به اين شكل شما تا حد بسيار بالايي احتمال بارداري را كاهش ميدهيد.
مصرف لوونوژسترول زير نظر پزشك
۱- در طول يك ماه بيش از يك بار از بستههاي ۲تايي لوونوژسترول استفاده نكنيد، چراكه باعث عوارض هورموني بسياري برايتان ميشود.
۲- نامنظم شدن قاعدگي از جمله شايعترين عوارض دارويي لوونوژسترول به شمار ميرود.
۳- سردرد، استفراغ، احساس ناراحتي در سينهها، اضافه وزن و خونريزيهاي غيرطبيعي از عوارض ديگر لوونوژسترول به شمار ميرود.
۴- توصيه ميشود يك تا ۲ ساعت پس از مصرف اين دارو يك داروي ضدتهوع هم براي پيشگيري از بروز عوارض ناخواسته آن مصرف شود.
۵- اين دارو تا ۹۹ درصد از بروز بارداريهاي ناخواسته در افراد جلوگيري ميكند، اما هرچه زودتر اقدام به مصرف آن شود، اثربخشياش بهتر است.
دارو در دوران بارداري بهتر است كه استفاده نشود. اثرات آن در دوران شيردهي مشخص نيست و تا زمانيكه بتوان از داروهاي ديگر بهره برد بهتر است از اين دارو كه ميتواند اندكي در شير ترشح شود كمتر استفاده كرد.
دارو در بيماران با مشكل كبدي يا نارسايي شديد كليوي منع مصرف دارد. در افرادي كه داروهاي آرامبخش همچون ديازپام مصرف كردهاند نبايد استفاده شود.
عوارض
نارسايي تنفسي و افت فشار خون از عوارضي است كه ميتواند مرگبار باشد. عوارض شايع و غيرخطرناك شامل احساس گيجي، سردرد، بيخوابي، يبوست و تهوع است.
مسموميت:
مسموميت اين دارو عموما در افرادي رخ ميدهد كه دارو را به منظور حس بهتر مصرف ميكنند. افرادي كه به ديگر مواد مخدر اعتياد دارند از اين دارو به عنوان جايگزين بهره ميگيرند. عدهاي از افراد مسموم از تركيب مواد مخدر يا تركيبي از الكل و ترامادول استفاده ميكنند.
مهمترين نشانه در مسموميت با مصرف مقادير فراوان و يكباره دارو بروز مردمكهاي تنگ است. عموما افراد مسموم با مقادير بالاي دارو دچار افت هوشياري شده و حين مراجعه به اورژانس، وجود اين نشانه، پزشك را از خطر احتمالي مصرف اين مواد مطلع ميكند. بيماران ممكن است فاقد تنفس خودبهخودي بوده يا افت شديد در فشارخون داشته باشند. يكي از عوارض تهديدكننده حيات تشنج است. حركاتي مشابه با تشنج در تعدادي از بيماران ديده ميشود كه در اين حال بيمار وقايع پيرامون را به ياد ميآورد.
با مصرف چندين گرم از اين دارو خطر مرگ وجود دارد، اما اين جمله به اين معنا نيست كه با مصرف مقادير كمتر دارو خطري فرد را تهديد نميكند.
اولين اقدام در برخورد با فرد مشكوك تماس با اورژانس پيش بيمارستاني است. تا رسيدن تيم امداد بايد بيمار را بر يك پهلو خواباند. اگر بيمار مشكل در تنفس دارد بايد با باز كردن راههاي هوايي و دادن تنفس مصنوعي به وي كمك كرد.
نكات كاربردي در بيماران
ـ بيماران بايد توجه كنند كه دارو ممكن است ايجاد گيجي يا خواب آور كند؛ بنابراين بايد از انجام كارهاي دقيق و خطرناك همچون كار با وسايل برش، كار در ارتفاعات، رانندگي و... تا اطمينان از وضعيت هوشياري اجتناب كنند.
ـ به دليل امكان افت فشارخون با تغيير در وضعيت، لازم است بيماران براي تغيير در وضعيت از حالت خوابيده به ايستاده، اين كار را به تدريج و ابتدا با نشستن براي لحظاتي و سپس ايستادن انجام دهند.
ـ بيماران بايد از مصرف داروهاي آرام بخش، خوابآور و الكل به دليل تداخل با هم اجتناب كنند.
ـ مصرف طولاني دارو ميتواند باعث وابستگي و اعتياد به دارو شود.
ـ در صورت بروز درد قفسه سينه، مشكل در تنفس، خوابآلودگي بيش از حد، ضعف عضلاني، يبوست شديد، لرزش در دست و اندامها و تشنج حتما به پزشك خود مراجعه كنيد.
كاربرد
ترياك كه ماده اصلي آن مرفين است كاربردهاي پزشكي داشته و براي درمان بسياري از بيماريها استفاده دارد. مرفين علاوه بر اينكه در كنترل درد كاربرد دارد، باعث آرامبخشي در بيمار شده و از شدت استرس ناشي از درد قلبي ميكاهد. مرفين در بيماراني كه دچار ورم در ريههاي خود شدهاند به عنوان درماني كمكي استفاده ميشود. اين داروها در سركوب سرفه، درمان اسهال و انجام بيهوشي بيماران جراحي نيز كاربرد دارند. مرفين و مشتقاتش به روشهاي خوراكي، استنشاقي و تزريقي استفاده ميشوند. در تمام روشهاي مصرف، به خوبي جذب ميشوند. اين مواد عموما در كبد دچار تغييراتي شده و با ادرار دفع ميشوند. در دوران بارداري از مادر به جنين منتقل شده و ممكن است نوزاد پس از تولد دچار علائم كمبود يا همان علائم ترك باشد.
علائم و نشانهها
با وجود كاربرد درماني، استفاده بيش از حد از اين ماده، حتي در بيماران نيازمند ميتواند عوارضي را به همراه داشته باشد. علائم بيمار را ميتوان در چندين بخش ديد. در دستگاه عصبي اين علائم شامل افت هوشياري تا حد كماست. يكي از نشانههاي مسموميت با مرفينها مردمكهاي تنگ است؛ نشانهاي كه در تشخيص مسموميت بسيار كمككننده است؛ البته اين نشانه هميشگي نيست و بسياري از مواد صنعتي اين خانواده ايجاد مردمك تنگ نميكنند. در دستگاه تنفسي ميتواند منجر به بروز تنگي نفس يا توقف تنفسي شود كه تاخير در درمان توقف تنفسي ميتواند منجر به مرگ مغزي و آسيبهاي غيرقابل برگشت شود. در دستگاه ادراري منجر به احتباس ادرار و در دستگاه گوارش ايجاد يبوست، تهوع و استفراغ ميكند. براي شناسايي افراد مصرف كننده از تستهاي ادراري و خوني استفاده ميشود كه تستهاي خوني دقت بيشتري دارد.
برخورد با فرد مسموم
مهمترين اقدام در اين بيماران برقراري راه هوايي و در صورت دسترسي به اكسيژن، بايد از آن نيز بهره گرفت. بسياري از بيماران هيچگونه تقلايي براي تنفس نداشته و دچار سياهي در لبها و پوست خود شدهاند. براي اين بيماران بايد سريعا تنفس مصنوعي شروع شود. اگر بيمار فاقد نبض است، بايد ماساژ قلبي نيز شروع شود. پادزهر مسموميت به نام نالوكسان شناخته ميشود كه با تجويز وريدي آن تمامي علائم بيمار برميگردد. تجويز اين دارو بايد توسط پرسنل درماني و ترجيحا در بيمارستان انجام شود.
اتانول به راحتي از دستگاه گوارش جذب شده و در مدت 30 تا 90 دقيقه به حداكثر غلظت خود در خون ميرسد. اكثر متانول مصرفي در كبد دچار دگرگوني شده و از طريق كليه دفع ميشود. اما بخش اندكي از متانول مستقيما از كليه و ريه دفع ميشود. در اثر دگرگوني متانول در كبد موادي توليد ميشود كه تجمع آنها در چشم منجر به بروز كوري ميشود.
اثرات: اثرات متانول را ميتوان در چندين نقطه از بدن پيگيري كرد. در دستگاه عصبي باعث بروز گيجي، سردرد، سرگيجه، تشنج و گاهي افت هوشياري ميشود. در سيتياسكن از مغز ديده شده كه گاهي ضايعاتي مشابه با بيماران مبتلا به پاركينسون در مغز افراد مسموم ديده ميشود. در چشم ايجاد دوبيني، ترس از نور، احساس ديدن طوفان برفي، تاري ديد، كاهش ميدان بينايي و كوري ميكند. اثرات متانول در دستگاه گوارش مشابه با اتانول بوده و با تهوع، استفراغ، دردشكمي همراه است. بعضي از افراد با وجود مصرف ميزان فراوان متانول هيچ علامت گوارشي ندارند. در دستگاه قلبي ممكن است منجر به افت در فشارخون و ضربان قلب شود. از اثرات ديگر الكل كه شايع بوده و در اثر عدم درمان ميتواند دائمالعمر بر زندگي فرد تاثير بگذارد بروز افت قندخون است. در هر فرد با مسموميت با الكل بايد قند خون بررسي شود.
برخورد با بيمار مسموم
هر فرد مشكوك به مصرف را بايد به اورژانس رساند. بنابراين اولين اقدام تماس با اورژانس پيش بيمارستاني (115) است. عدم وجود مهار در فرد مسموم عاملي براي آسيب به ديگران است كه بايد احتياط لازم را به عمل آورد. به دليل افت در هوشياري بايد بيمار را بر يك پهلو خواباند تا در صورت بروز استفراغ مواد غذايي وارد مجاري هوايي نشود. يكي از نكات جالب براي درمان مسموميت با متانول، تجويز اتانول است. در اين روش به واسطه تداخل مابين اتانول و متانول، در تغيير و دگرگوني متانول در كبد تغييراتي ايجاد ميشود كه از بروز اثرات سمي ممانعت بعمل ميآورد. در واقع افرادي كه مصرف اتانول و متانول همزمان دارند خطر آسيب چشمي كاهش يافته است. اگر فردي متانول به تنهايي مصرف كرده باشد شرايط بشدت وخيمتر خواهد بود. بسياري از بيماران به منظور رفع مسموميت نيازمند دياليز اورژانسي ميشوند.
سوراخشدن تيغه بيني ممكن است مستقيما اتفاق بيفتد مثلا كساني كه به تيغه مياني بيني خود رينگ آويزان ميكنند احتمال اين كه محل اين سوراخ بتدريج بزرگ شده و برايشان دردسرساز شود را فراهم ميآورند همچنين ممكن است سوراخشدن بر اثر اقدامات غيرمستقيم مثل استعمال كوكائين استنشاقي، استفاده طولانيمدت از اسپريهاي ضداحتقان بيني، خونريزيهاي مزمن بيني، وارد كردن مكرر انگشت يا گوش پاككن به درون بيني براي تميزكردن داخل بيني يا ثانويه به اعمال جراحي مثل انحراف تيغه بيني.
ممكن است بعضي از بيماريهاي سيستميك هم باعث سوارخ شدن تيغه بيني مي شوند. توصيه ميكنيم كه داخل بيني چرب و مرطوب باشد. به اين منظور ميتوان از پماد چشمي ويتامين
A يا پماد تتراسيكلين چشمي استفاده كرد ولي بايد توجه داشته باشيد كه استفادهكردن از گوش پاككن براي چرب كردن ناحيه اطراف سوراخ، خود ميتواند باعث بدترشدن وضعيت شود و حتي سوراخ را بزرگتر كند.راه صحيح استفاده از پماد آن است كه سر تيوب حاوي پماد را وارد بيني كرده و كمي از پماد را تخليه كنيد. حرارت بيني باعث آبشدن اين پماد ميشود. پس از چند دقيقه ميتوانيد بيني را بالا بكشيد تا پماد به قسمتهاي عقبيتر كه ممكن است سوراخ در آن ناحيه باشد نيز برسد. استفاده از پماد باعث بسته شدن سوراخ نميشود، اما استفاده چندماهه آن باعث ميشود زخمهاي لبه سوراخ ترميم شوند و لخته تشكيل نشود و علائم بيمار بهتر شود. ترميم جراحي سوراخ بيني مشكل است و متاسفانه ميزان موفقيت اين عمل پايين است.
عمدهترين موارد مسموميت در كودكان در اثر خوردن داروها، مواد شيميايي و محصولات خانگي مانند، مواد آرايشي بهداشتي، فرآوردههاي شوينده، سفيدكننده و لوله بازكن، لاك پاككن (استون) و گياهان آپارتماني سمي بوده است. براي همين همواره توصيه ميشود در هنگام استفاده از محصولات شيميايي و پاككننده اگر چنانچه مجبور شديد به زنگ درب ورودي و يا تلفن جواب دهيد، هرگز از كودك خود چشم برنداريد.مسموميت اتفاقي با نفت يكي از مواردي است كه در كودكان ديده ميشود. مسموميت در اثر بلع نفت در كودكان بسيار خطرناك است. در صورت بلع نفت توسط كودك هر چه سريعتر او را به نزديكترين مركز درماني منتقل نماييد.براي جلوگيري از وقوع چنين اتفاقاتي، موادي مانند نفت و بنزين را بايد در ظرف اصلي آنها نگهداري كرد و از ريختن اين مواد داخل ظروف مربوط به فرآوردههاي خوراكي و نوشيدني مثل نوشابه جدا پرهيز كرد.
8 توصيه براي پيشگيري
1.
به كودكان بياموزيد چيزي ننوشند يا نخورند مگر اينكه با اجازه بزرگسالان باشد.2.داروهاي خود را مقابل چشم كودكان نخوريد، چرا كه كودكان از رفتار بزرگسالان تقليد ميكنند و ممكن است دور از چشم والدين داروها را به دهان ببرند.
3.زماني كه شما در منزل نيستيد و كودك را به فرد ديگري ميسپاريد، كودكان در معرض بيشترين خطر مسموميت قرار دارند.
4.اگر به كودك خود دارو ميدهيد به او تفهيم كنيد كه اين دارو است و از كلماتي مثل آبنبات، شكلات يا خوراكي استفاده نكنيد.
5. هميشه پس از استفاده از مواد شيميايي سريعاً درب آن را ببنديد، ولي بدانيد هيچ ظرف دربستهاي از دسترسي كودكان در امان نيست.
6. مواد شيميايي، شوينده و سفيدكننده را در منزل در كمدهاي داراي قفل و دور از ديد و دسترس كودكان قرار دهيد. همچنين درب كمدهايي كه در آن مواد شيميايي خطرناك را نگه ميداريد با قفل يا طناب محكم نماييد.
7. گلها و گياهان آپارتماني را دور از دسترس كودكان قرار دهيد و هنگام بازي كودكان در فضاي باز مراقب آنها باشيد تا توسط گلها و گياهان سمي، مسموم نشوند.
8. داروهاي مصرفي افراد خانواده را دور از دسترس كودكان نگهداريد.
علائم باليني
مسموميت اتيلن گليكول اغلب 3 مرحله باليني مجزا را ايجاد ميكند كه شدت و روند هر كدام از اين مراحل، به مقدار مصرف شده وابسته است.
مرحله اول: اين مرحله با تضعيف سيستم عصبي بيمار آغاز شده و معمولا در مدت 1 تا 2 ساعت بعد از مصرف بروز ميكند. بيماري كه از اتيلن گليكول استفاده كرده است، دچار اختلال كلام و عدم تعادل شده ولي بوي اتانول در هواي تنفسي وي استشمام نميشود. توهم، تشنج، رفتن به حال كما و مرگ ممكن است دراين مرحله به وقوع بپيوندد.
مرحله دوم: اين مرحله كه 12 تا 24 ساعت بعد از مصرف اتيلن گليكول ايجاد ميشود، موجب درگيري قلب و ريه شده و تپش قلب، تندي تنفس و افزايش فشار خون شايعترين علايم در اين مرحله است.
مرحله سوم: اين مرحله كه 24 ساعت تا 72 ساعت بعد از مصرف اتيلن گليكول ايجاد ميشود، با آسيب كليوي مشخص ميشود. علايم اوليه شامل درد پهلو بوده كه به سمت نارسايي كليوي پيش ميرود. بيشتر بيماران پس از انجام درمان مناسب، بدون آسيب كليوي بهبود مييابند.
برخورد با فرد مسموم
هر فرد مشكوك به مصرف را بايد به اورژانس رساند. بنابراين اولين اقدام تماس با اورژانس پيشبيمارستاني (115) است. عدم وجود مهار در فرد مسموم عاملي براي آسيب به ديگران است كه بايد احتياط لازم را به عمل آورد. بدليل افت در هوشياري بايد بيمار را بر يك پهلو خواباند تا در صورت بروز استفراغ مواد غذايي وارد مجاري هوايي نشود.
يكي از نكات جالب براي درمان مسموميت با اتيلن گليكول، تجويز اتانول است. در اين روش به واسطه تداخل مابين اتانول و اتيلن گليكول، در تغيير و دگرگوني اتيلن گليكول در كبد تغييراتي ايجاد ميشود كه از بروز اثرات سمي ممانعت به عمل ميآورد. در واقع افرادي كه مصرف اتانول و اتيلن گليكول همزمان دارند خطر آسيب كليوي كمتر دارند. اگر فردي اتيلن گليكول به تنهايي مصرف كرده باشد، شرايط به شدت وخيمتر خواهد بود.
هماتوم سپتوم بيشتر در كودكان ديده ميشود. در بزرگسالان هماتوم سپتوم معمولا با صدمات قابل توجه صورت همراه است، اما در كودكان، وارد آمدن ضربات نسبتا خفيف به بيني نيز ممكن است باعث ايجاد هماتوم سپتوم شود به طوري كه در كودكان مشاهده هماتوم سپتوم بعد از زمين خوردن، برخوردن به اشياي اطراف و دعواهاي ساده كودكانه امر نادري نيست.
انسداد بيني از علائم زودرس و اوليه هماتوم سپتوم است. هماتوم باعث برجسته شدن مخاط سپتوم به طرف داخل بيني ميشود و اين امر بيني را مسدود ميكند. هماتوم و انسداد بيني ممكن است يك طرفه يا دوطرفه باشد.
وجود لخته بين مخاط و تيغه بيني، يك سد يا حائل ايجاد ميكند. با پيدايش اين لخته، غضروف سپتوم نميتواند مواد غذايي لازم را از مخاط پوشانندهاش دريافت كند و در نتيجه سلولهاي غضروف به تدريج از بين ميروند. با گذشت چندين روز به تدريج قسمتي از سپتوم كه خونرساني خود را از دست داده از بين ميرود و تيغه بيني سوراخ ميشود. از آنجايي كه سپتوم پشتيبان قسمتهاي خارجي بيني است و وزن بيني را تحمل ميكند، اگر ميزان غضروفي كه آسيبديده زياد باشد تيغه بيني قادر نخواهد بود وزن بيني را تحمل كند و در نتيجه پشت بيني در ناحيه مربوطه فرورفتگي پيدا ميكند كه به آن دماغ زيناسبي گفته ميشود.
معمولا تشخيص هماتوم سپتوم با معاينه باليني براحتي امكانپذير است. انسداد بيني اصليترين علامت است، اما غالبا علائم وارد شدن ضربه به بيني مثل كبودي و تورم بيني نيز وجود دارند. ممكن است لمس بيني دردناك باشد. در معاينه داخل بيني در داخل يك يا هر دو حفره بيني يك برجستگي ديده ميشود كه مسير بيني را مسدود كرده است. اگر با گوشپاككن اين برجستگي را لمس كنيم، ميبينيم كه نرم است و فرو ميرود. چنانچه هماتوم به آبسه تبديل شده باشد لمس بيني دردناك خواهد بود.
درمان هماتوم سپتوم جزو موارد اورژانس رشته گوش و حلق و بيني است. براي پيشگيري از آسيب دائمي غضروف تيغه بيني، هماتوم بايد در نخستين فرصت تخليه شود. به اين منظور كافي است از داخل بيني برشي روي برجستگي وارد كرده و لخته خوني را كه زير آن قرار دارد خارج كنيم. بعد از خارج كردن لخته لازم است داخل بيني تامپون گذاشته شود. تامپون مثل يك پانسمان فشاري عمل كرده و از تجمع مجدد خون زير مخاط جلوگيري ميكند. پس از گذشت 48 ساعت ميتوان تامپون بيني را خارج كرد.
تخليه هماتوم سپتوم با بيحسي موضعي و درمطب قابل انجام است.
استامينوفن به خوبي از طريق خوراكي جذب ميشود، اما جذب آن از طريق مقعد متغير است. دارو در كبد دچار تغيير و دگرگوني شده و از راه ادرار دفع ميشود. استامينوفن براحتي وارد بدن جنين ميشود، اما ميزان اندكي از آن در شير ترشح ميشود؛ در مجموع در دوران بارداري و شيردهي دارويي امن به حساب ميآيد.
مسموميت
مسموميت با استامينوفن را بايد در هر نوع مسموميت دارويي مدنظر داشت و نمونه خون براي سنجش سطح خوني دارو فرستاد. مسموميت با استامينوفن را ميتوان به 2 دسته تقسيم كرد، دسته اول مسموميت حاد است كه به طور قراردادي به مصرف يكباره استامينوفن در كمتر از 4 ساعت اطلاق ميشود. دسته دوم مسموميت مزمن است كه به مواردي همچون مصرف مقادير زياد از حد درماني، به صورت اتفاقي و تكرارشونده يا مصرف عمدي اما در مدت بيش از 4 ساعت اطلاق ميشود. در بيماري كه تاريخچهاي از مصرف حاد ميدهد ميتوان با سنجش سطح سرمي يا ميزان مصرف استامينوفن، خطر بروز مسموميت را برآورد كرد. اگر بيمار ميزاني بيش از 150 ميليگرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن از استامينوفن را به صورت يكباره مصرف كرده باشد مستعد مسموميت حاد است.در صورت شك به مسموميت با استامينوفن بايد بيمار را سريعا به اولين اورژانس در دسترس و ترجيحا داراي بخش مسموميت رساند. اقدام خاصي در ارتباط با بيمار مسموم با استامينوفن وجود ندارد وبايد رساندن بيمار به اورژانس اولويت داشته باشد.
نكات لازم جهت بيمارانـ اين دارو را نبايد در سنين كمتر از 3 سال و براي مدت بيش از 5 روز در كودكان، بدون نظر پزشك استفاده كرد. مصرف استامينوفن در بيماران بالغ براي رفع درد بيش از 10 روز و براي كنترل تب بيش از 3 روز نياز به دستور پزشك دارد.
ـ داروهايي همچون فنيتوئين و كاربامازپين زماني كه همزمان با استامينوفن استفاده ميشوند احتمال آسيب كبدي ناشي از استامينوفن را افزايش ميدهند و همزمان اثرات دارويي استامينوفن را كم ميكنند.
ـ مصرف همزمان آسپيرين، ايبوپروفن، پيروكسيكام، ايندومتاسين، ديكلوفناك با استامينوفن خطر بروز نارسايي كليه را به همراه دارد. اين خطر زماني كه فرد روي مصرف طولانيمدت يا در معرض مسموميت با مقادير بالاي دارو قرار دارد، افزايش مييابد.
منع استفاده
در بيماران حساس به آسپيرين همچون مبتلايان به آسم بايد از داروهاي جايگزين استفاده كرد. در بيماريهاي خونريزيدهنده همچون هموفيلي، كمبود پلاكت خطر بروز خونريزي شديد وجود دارد. اگر بيمار داراي سابقهاي از زخمهاي گوارشي يا مبتلا به بيماريهاي كبدي شديد مانند هپاتيت است بايد با احتياط از اين دارو استفاده كند. قبل از جراحي بهتر است براي مدت يك هفته بيمار آسپيرين خود را قطع كند. در كودكان و نوجوانان مبتلا به عفونتهاي ويروسي (آبله مرغان و آنفلوآنزا) استفاده از آسپيرين با خطر بروز اختلال در مغز همراه است.
عوارض
تهوع، احساس سوزش يا آشوب در سردل از عوارض شايع است، اما در صورت بروز عوارضي همچون استفراغ خوني، دفع مدفوع سياه و قير مانند يا واكنشهاي حساسيتي بايد بسرعت به پزشك مراجعه كرد.
مسموميت
در صورتي كه بيمار يكباره 200 تا 300 ميليگرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن قرص مصرف كند در معرض مسموميت قرار ميگيرد. مسموميت با ميزان اندكي از دارو با تهوع، استفراغ، خارش بدن، گرگرفتگي، وزوزگوش و اختلال در شنوايي، تنفسهاي تند، تب و تعريق همراه است.
نكات لازم براي بيماران
ـ براي كاهش تحريك دستگاه گوارش ميتوان دارو را با غذا، پس از غذا يا همراه داروهاي ضداسيد معده (رانيتيدين و شربت معده) خورد؛ البته در شكل رودهاي دارو نبايد همزمان با داروهاي ضداسيد معده استفاده شود يا اقدام به جويدن يا له كردن دارو كرد.
ـ در بيماران قلبي براي اثر سريع در موقع حملاتي قلبي از آسپيرين معمولي استفاده ميشود و لازم است بيمار آن را بجود.
ـ در صورت وجود بوي سركه، دارو خراب شده و نبايد مصرف شود.
ـ مصرف همزمان با ايبوبروفن، پيروكسيكام، ديكلوفناك، مفناميك اسيد ميتواند آسيبها و عوارض گوارشي را افزايش دهد.
اكثر مبتلايان به كاهش شنوايي ناگهاني بعد از بلند شدن از خواب براي اولين بار متوجه سنگيني گوششان ميشوند. در مواردي نيز ممكن است بيمار بدليل وزوز گوش از خواب بيدار شود.
سايرين به هنگامي كه گوشي تلفن يا هدفون را بر روي گوش خود قرار ميدهند براي اولين بار متوجه افت شنوايي خود ميشوند. بعضي ديگر از آنها ابتدا صداي تق بلندي را در گوششان ميشنوند و سپس شنواييشان را از دست ميدهند.
سير از دست رفتن شنوايي سريع است به طوري كه معمولا در عرض چند روز يا چند ساعت يا به طور آني به ميزان زيادي از شنوايي فرد كاسته ميشود. هر چند دلايل مختلفي را براي پيدايش كري ناگهاني ذكر ميكنند اما در اكثر موارد دليل خاصي براي آن پيدا نميشود. مقبولترين فرضيه اين است كه علت اين افت شنوايي كاهش يافتن خونرساني يا اكسيژن رساني به سلولهاي حساس گوش داخلي است.
شنوايي يك سوم از مبتلايان به تدريج در عرض چند روز كاملاً به حد طبيعي برميگردد. كاهش شنوايي حدود نيمي از مبتلايان به تدريج بهتر ميشود اما به حد قبلي برنميگردد و متأسفانه در يك چهارم افراد كاهش شنوايي هيچ بهبودي نخواهد داشت. اگر شروع كاهش شنوايي با سرگيجه شديد همراه نباشد و ميزان كاهش شنوايي نيز خيلي شديد نباشد شانس بهبودي بيشتر ميشود. هر چقدر زمان شروع علايم تا شروع بهبودي طولانيتر باشد احتمال بهبودي كمتر ميشود. همان طور كه سير شروع بيماري ناگهاني است سير بهبودي آن نيز سريع است به طوري كه وقتي بهبودي شروع ميشود معمولا در عرض چند روز بهبودي كامل ميشود.
مبتلايان به كاهش شنوايي بعد از تشخيص بايد بلافاصله و بطور اورژانسي تحت درمان قرار گيرند. براي برطرف كردن اين مشكل درمان جراحي و جود ندارد اما درمان دارويي ممكن است بسيار كمك كننده باشد. هر چه قدر فرد مبتلا به كاهش شنوايي زودتر تحت درمان دارويي قرار گيرد شانس بهبود شنوايي وي افزايش مييابد.
تركيبات مختلف كورتيكواستروئيدي داروي اصلي براي درمان اين مشكل است. از آنجا كه تصور ميشود علت اصلي كري ناگهاني كاهش خونرساني يا اكسيژنرساني به سلولهاي گوش داخلي است عدهاي از محققان استفاده از كاربوژن را توصيه ميكنند.
كاربوژن تركيبي از اكسيژن و دياكسيدكربن است كه گفته ميشود استنشاق آن باعث بهتر شدن اكسيژنرساني به گوش داخلي ميشود. لازم به يادآوري است كه همانند استروئيدتراپي استفاده از كاربوژن نيز ممكن است براي همه بيماران سودمند نباشد.
علل خونريزي از بيني عبارتند از:
1 ـ گرماي هوا 2 ـ خشكي هوا 3 ـ دستكاري بيني 4 ـ وارد شدن ضربه به بيني 5 ـ التهاب و عفونت بيني و سينوسها 6 ـ انحراف تيغه بيني 7 ـ اختلالات انعقادي مثل بيماري هموفيلي 8 ـ در 10 درصد موارد هيچ علت خاصي براي خونريزي از بيني وجود ندارد.
دوطرف تيغه بيني (كه بيني را به دو حفره راست و چپ تقسيم ميكند) توسط مخاطي پوشيده ميشود كه در عمق اين مخاط مويرگهاي فراواني وجود دارند. در بعضي از افراد اين مويرگها سطحيتر هستند، بنابراين در اثر دستكاري يا ضربه يا گرماي هوا (تابستان) يا خشكي هوا (در زمستان بهدليل استفاده از شوفاژ يا تهويه مركزي) اين مويرگها پاره شده و منجر به خونريزي ميشوند كه معمولا در قسمت جلويي تيغه بيني است و با نگهداشتن بيني بين انگشت اشاره و شست معمولا خونريزي متوقف ميشود. بنابراين مرطوب نگهداشتن (استفاده از قطره كلرور سديم) و چرب نگهداشتن بيني (استفاده از پماد ويتامينه) دفعات خونريزي را كم ميكند. چنانچه با تمهيدات فوق خونريزي ادامه داشته باشد، تامپون كردن بيني يا كوتر كردن رگ خونريزيدهنده (سوزاندن رگ) ضروري خواهد بود. توضيحات فوق مربوط به خونريزي كودكان، نوجوانان و جوانان است اما در افراد مسن مساله كمي فرق ميكند. با افزايش سن، عروق شكنندهتر ميشوند. حال چنانچه فرد مسني مبتلا به افزايش فشار خون هم باشد اين امر باعث ميشود كه عروق براحتي پاره شده و خونريزي شديدي روي دهد.
چند توصيه
1 ـ اگر مبتلا به حساسيت بيني هستيد و دچار خونريزي از بيني هم ميشويد سعي كنيد از اسپريهاي كورتيكواستروئيدي (كورتوني) بيني حتيالامكان كمتر استفاده كنيد، چرا كه اين اسپريها احتمال خونريزي از بيني را زيادتر ميكنند.
2 ـ ناخن كودكان خود را كوتاه نگه داريد تا در صورت وارد كردن انگشت به بيني مخاط بيني آنها آسيب نبيند.
3 ـ سيگار كشيدن باعث خشكي بيني شما خواهد شد.
4 ـ به هنگام عطسه كردن دهان خود را باز كنيد تا از وارد آمدن فشار زياد به عروق داخل بيني شما جلوگيري شود.
5 ـ روشن بودن دستگاه بخور در اتاق خواب براي پيشگيري از خشكي هوا در فصل زمستان سودمند است.
اين داروها به خوبي از طريق خوراكي جذب شده، اما به روشهاي ديگر همچون وريدي، عضلاني، موضعي (درون گوش، استنشاقي و...) نيز استفاده ميشوند. اين گروه دارويي براحتي از جفت گذشته و وارد بدن جنين ميشوند. از طرفي در شير نيز ترشح ميشوند.
منع مصرف: براي مصرف اين داروها در دوران بارداري و شيردهي بايد با پزشك مشورت شود. در افرادي كه عفونت داشته و درمان براي آنها شروع نشده نبايد استفاده شوند.
مسموميت: اگر بيماري ميزان نامعمولي از دارو را مصرف كند بايد براي بررسي بيشتر به بيمارستان منتقل شود. زماني كه فرد مسموم در حال درمانهاي دارويي با ديگر داروها قرار دارد و اقدام به مصرف خودسرانه اين داروها ميكند، ممكن است تداخلات دارويي براي بيمار دردسرزا شود. به فرض افرادي كه تحت درمان با داروهاي ادرارآور هستند و مصرف استروئيدها را شروع ميكنند در معرض اختلال در پتاسيم خون و بروز علائم قلبي يا ضعف عضلاني هستند.
نكات لازم براي بيماران
ـ اين داروها نبايد بدون دستور پزشك مصرف يا قطع شوند. قطع آنها در افرادي كه تحت درمان طولانيمدت هستند، بايد تدريجي و توسط روندي كه پزشك معالج توصيه ميكند انجام شود. در مواردي كه دارو براي مدت كوتاه (حدود 1 تا 2 هفته) تجويز ميشود براي قطع نيازي به كاهش تدريجي نبوده و ميتوان يكباره قطع كرد.
ـ افراد تحت درمان بايد از تماس با افراد دچار عفونت، بالاخص عفونتهاي تنفسي اجتناب كنند. اين افراد بايد در مناطق با خطر بالاي عفونت همچون بيمارستانها كمتر تردد كرده يا حفاظت لازم براي پيشگيري را انجام بدهند.
ـ اگر بيمار به دنبال مصرف خوراكي دارو دچار علائم گوارشي ميشود بايد دارو را با غذا يا ميان وعده صرف كند.
ـ بيماران بايد بدانند كه عفونت در آنها ميتواند بدون تب، علائم موضعي، تورم يا قرمزي همراه بوده، بنابراين بايد بروز هر علامتي را جدي بگيرند و منتظر بروز تمامي نشانههاي عفونت نباشند.
ـ بيماران ديابتي به دليل مصرف اين داروها درمعرض عدم كنترل قند خون بوده و لازم است مرتب قند خونشان بررسي شده و با پزشك خود مشورت كنند.
يكي از درمانهاي كاربردي در بيماران مبتلا به ديابت نوع1 استفاده از گلوكاگون است. گلوكاگون مخصوصا براي بيماراني كه نميتوان از آنها رگگيري كرد بسيار كارآمد و عملي است. دقت شود كه اين دارو در شرايط خاص و طبق نظر پزشك بسته به شرايط بيمار كاربردي است و نبايد خودسرانه استفاده شود.
نكات كاربردي در بيماران
ـ بيماران نبايد نوع، ميزان و شركت سازنده انسولين مصرفي خود را تغيير دهند. براي هرگونه تغيير بايد با پزشك مسوول مشورت كرد.
ـ موارد مورد نياز براي مراجعه به پزشك شامل عفونتي كه بهبود نمييابد، مشكل در بينايي، افزايش ادرار و تشنگي بيش از حد است. ممكن است لازم باشد كه ميزان مصرف دارو تغيير داده شود.
ـ دارو را بايد زماني مصرف كرد كه بتوان غذا خورد وگرنه افت قند خون بروز ميكند.
ـ با مشاهده علائمي از لرزش اندامها، تپش قلب، سياهي رفتن چشمها، كاهش قدرت تمركز، سردرد، دوبيني، گيجي، اختلال كلام، تشنج، افت هوشياري يا علائم سكته مغزي، لازم است كه قند خون بيمار مورد سنجش قرار گيرد و در صورتي كه قند خون كمتر از 60 (ميليگرم در دسيليتر) باشد، مواد قندي مصرف كرده و به اورژانس 115 اطلاع بدهند. اغلب بيماران با علائم آشنا بوده و در مراحل اوليه افت قند خون سريعا اقدام به مصرف قند ميكنند. اگر امكان انجام اين كار وجود ندارد بهتر است مواد قندي به بيمار داده شود و سريعا به بيمارستان منتقل شود.
ـ بيماران بايد مواد قندي با خود داشته باشند.
اشكال رايج و در دسترس انسولين شامل انسولين رگولار و ان.پي.اچ است. انسولين رگولار مشابه آب شفاف و بيرنگ است در حالي كه ان.پي.اچ شيري رنگ است. در اشكال تركيبي، اين دو دارو را به نسبتهاي متفاوتي تركيب كرده و براي استفاده راحتتر ارائه ميكنند. يكي از اين اشكال تركيبي كه در ايران در دسترس است تركيبي است حاوي 70 درصد ان.پي.اچ و 30 درصد رگولار. انسولينها عموما به صورت زيرجلدي تجويز ميشوند. انسولين رگولار ممكن است در شرايطي خاص به شكل وريدي استفاده شود. تزريق وريدي انسولين تنها در بيمارستانها و زير نظر پزشك و براي شرايط خاص كاربرد دارد. انسولين رگولار به سرعت اثر ميگذارد ولي نيمه عمر كمي دارد در حالي كه انسولين ان.پي.اچ اثر تاخيري داشته و داراي نيمه عمر طولانيتري بوده كه باعث ميشود اثرات آن را كمتر بتوان پيشبيني كرد. اگر انسولين رگولار با دوز بالا به شكل زيرجلدي استفاده شود ممكن است اثرات آن مانند نوع ان.پي.اچ قابل پيشبيني نباشد. انسولين رگولار در مدت30 تا 60 دقيقه اثرش شروع شده و طي 2 تا 4 ساعت به حداكثر اثرش ميرسد. اثر اين شكل از انسولين تا 7 ساعت در بدن باقي ميماند. انسولين ان.پي.اچ داراي شروع اثري يك تا 2 ساعت از زمان مصرف بوده كه طي 6 تا 14 ساعت از زمان مصرف به حداكثر اثرش ميرسد. اثرات دارو تا بيش از 24 ساعت در بدن قابل پيگيري است.
عوارض جانبي
ممكن است تجويز مكرر انسولين در نقطهاي از بدن منجر به تغييراتي در بافت چربي موضعي شود. براي جلوگيري از اين عارضه عموما محل تجويز را تغيير ميدهند. عدهاي از بيماران به تركيبات همزمان موجود با انسولين واكنش حساسيتي شديدي بروز ميدهند كه منجر به بروز تنگينفس، تپش قلب، افت فشارخون و ضايعات پوستي ميشود.
مصرف همزمان با ديگر داروها ممكن است اثر انسولين را افزايش يا كاهش دهد. مصرف الكل يا ميزان بالايي از آسپيرين ميتواند قند بيمار را پايين انداخته و از طرفي مصرف داروهاي كورتوني همچون پردنيزولون و دگزامتازون ميتواند اثرات معكوس داشته باشد يعني اثربخشي انسولين را كاهش داده و قند خون را بالا ببرد.
عوارض جانبي: عوارض رايج شامل نفخ شكم، اسهال، تهوع، استفراغ، احساس طعم فلزي در دهان است. اين دارو برخلاف گلي بنكلاميد مولد افت در قند خون نيست.
مسموميت: در بيماراني كه به دليل تداخل دارويي يا مصرف زياد دارو دچار مسموميت ميشوند ناخوشي، درد عضلاني، بيخوابي، مشكلات تنفسي و ناراحتيهاي گوارشي ديده ميشود. برخلاف ديگر داروهاي مصرفي در بيماران ديابتي، متفورمين عمومأ باعث افت در قندخون نميشود.
دستورات و نكات مهم در بيماران ديابتي
ـ به منظور كاهش عوارض گوارشي ناشي از دارو بهتر است دارو با غذا مصرف شود.
ـ دارو جايگزين رژيم و ورزش نشده و بايد اقدامات كمكي همچون رژيم و فعاليت بدني را ادامه داد.
ـ بيماران بايد مرتب قند خون روزانه خود را بسنجند.
ـ براي اطمينان از كنترل قند در يك دوره طولاني(چند ماهه) ميتوان از آزمايش HbA1c استفاده كرد.
ـ از مصرف زياد الكل كه ميتواند عوارض مرگباري داشته باشد بايد حذر كرد.
ـ احساس مزه فلزي در دهان با شروع مصرف بروز كرده و با گذشت زمان از بين ميرود؛ در صورتي كه پايدار بماند با پزشك خود مشورت نماييد.
ـ علائم گوارشي در ابتداي درمان طبيعي است اما همين علائم اگر يكباره بروز نمايد ميتواند از بروز عوارض باشد.
علائم خطرناك
با بروز علائم زير پس از مصرف متفورمين به پزشك مراجعه كنيد:
احساس خستگي، ضعف، دردهاي عضلاني غير قابل توجيه، تنفس تند يا تنگي نفسي كه علتي براي آن نميتوان يافت، ناراحتي معده غيرمعمول، احساس سرما، احساس سبكي سر، ضربان قلب آهسته يا نامنظم.
زنان به محض اطلاع از بارداري يا در دوران شيردهي بايد با متخصص زنان يا غدد به منظور استفاده از روش درماني مناسب مشورت كنند. از مصرف خودسرانه داروهاي ديگر يا داروهاي گياهي بايد خودداري كرد.
عوارض
عوارض شايع شامل حساسيت پذيري به نور و افت قندخون است. اما عارضهاي كه تهديد كننده حيات است از دست رفتن عملكرد مغز استخوان و كاهش توليد سلولهاي خوني(گلبولهاي سفيد، قرمز و پلاكتها) است.
شايعترين و مهمترين عارضهاي كه افراد مصرف كننده بايد به آن دقت داشته باشند افت قند خون است كه در صورت عدم توجه ممكن است عوارضي جبرانناپذير بجا بگذارد.
مسموميت
هر بيمار ديابتي كه در وضعيت رواني، هوشياري و يا عصبي دچار اختلال شود يا در افرادي كه اقدام به مصرف خودسرانه دارو ميكنند بايد به مسموميت شك كرده و فرد را به اورژانس رساند. علائم زير دال بر مسموميت بوده و لازم است كه سريعا تشخيص داده شده و اقدامات درماني براي آن شروع گردد:
سوزن سوزني شدن زبان و لبها، گرسنگي، تهوع، خميازه كشيدن، گيجي، بيقراري، عصبي شدن، ضربان بالاي قلب، تعريق، لرزش، ازكار افتادگي يك سمت بدن، تشنج و كما.
نكته مهم اين است كه در افراد با قند خون پايين با تجويز قند علائم سريعا برطرف ميشود.
اگر احتمال افت قندخون وجود دارد و بيمار توانايي و تحمل خوردن دارد، درمان با مواد قندي(شربت، آب قند) شروع ميشود.
اگر هوشياري بيمار پايين است و نميتوان برايش قند خوراكي شروع كرد بايد قند تزريقي سريعا آغاز شود. در بيماران با هوشياري پايين نبايد جبران افت قند را با مواد خوراكي كرد چرا كه ممكن است وارد راههاي هوايي شده و بيمار در معرض خفگي قرار گيرد. در اين شرايط پرسنل اورژانس 115 با تجويز قند تزريقي، سريعا قند بيمار را به حد قابل تحمل مي رسانند. در اين موارد ممكن است پس از گذشت 2 ـ 1 ساعت بيمار مجددا دچار افت قندخون شود؛ بنابراين تمامي اين بيماران بايد به اورژانس منتقل شوند.
نكات مهم در بيماران
ـ دارو را بايد زماني مصرف كرد كه بتوان غذا خورد وگرنه افت قند خون بروز ميكند.
ـ بيماران بايد در صورت بروز علائمي همچون خستگي، گرسنگي بيش از حد، تعريق شديد و بيحسي در اندامها سريعا قند خون را چك كرده و در صورتي كه قند خون كمتر از 60 (ميليگرم در دسي ليتر) باشد مواد قندي مصرف كرده و به اورژانس 115 اطلاع بدهند. اغلب بيماران با علائم آشنا بوده و در مراحل اوليه افت قند خون سريعا اقدام به مصرف قند ميكنند.
ـ بيماران نبايد سر خود اقدام به مصرف دارويي ديگر بكنند. تداخل دارويي ممكن است باعث افت يا افزايش قند خون شود كه هر دو آسيبرسان است.
در صورت امكان، تمامي شواهد دال بر تعداد و نوع داروي مصرفي را يادداشت كرده و در اختيار پرسنل اورژانس قرار دهيد. اگر دارو ناشناخته است يا سم در ظرفي بدون برچسب قرار دارد، بايد ظرف محتوي دارو يا سم به پرسنل 115 براي انتقال به بيمارستان تحويل داده شود. بسياري از سموم، خطر آلودگي براي ديگران دارند.
بنابراين در برخورد با بيمار و ترشحات وي (استفراغ) دقت كنيد، مبادا شما نيز آلوده شويد. در صورتي كه خطر انتقال وجود دارد، نياز است كه لباسهاي آغشته به سم را خارج كرده و ترجيحا بدن بيمار را شست؛ اين اقدامات عموما در بيمارستان انجام ميشوند.
طي يك تا دو ساعت ابتدايي از مصرف سم يا دارو به دليل باقيماندن در معده امكان خارج كردن به كمك استفراغ وجود دارد. شربتي بنام ايپكاك ميتواند در ظرف 20 دقيقه موجب شود بيمار محتويات معده خود را بالا بياورد. ميزان مصرف دارو 15 تا 30 سيسي است. اغلب تا رسيدن اورژانس يكبار استفاده كفايت ميكند. البته به اين نكته توجه داشته باشيد كه استفراغ در همه بيماران توصيه نميشود. بالا آوردن ميتواند باعث ورود سم به مجاري هوايي شود كه بدتر از خوردن آن است.
بنابراين در افراد با كاهش هوشياري، زنان باردار يا شيرده، مصرف مواد سوزاننده مثل اسيدها يا بازها، مسموميت با استركنين يا بلع مواد نفتي نبايد بيمار را وادار به استفراغ كرد. اگر فردي دچار كاهش هوشياري باشد و خود به خود استفراغ كند، بايد سريعا به پهلو خوابانده شود تا از ورود مواد استفراغي به مجاري هوايي جلوگيري شود.
در صورت مصرف مواد سوزاننده مايع ، مصرف شير در دقايق اوليه به عنوان رقيقكننده توصيه ميشود. شير هم رقيقكننده و هم باعث كاهش حرارت توليدي ناشي از مواد سوزاننده ميشود. شير را نبايد براي مواد سوزاننده جامد (پودرهاي شوينده) استفاده كرد. اگر شير در دسترس نبود ميتوان از آب استفاده كرد. براي رقيق كردن بايد از حجم زيادي از شير يا آب بهره برد.
پس از انتقال بيمار به اورژانس و بهبود، ممكن است كه براي وي مشاوره روانپزشك درخواست شود. بسياري از همراهان به اين مشاوره واكنش نشان ميدهند. عدهاي آن را نوعي توهين به بيمار خود ميدانند، اما واقعيت اين است كه تمام افرادي كه اقدام به خودكشي ميكنند امكان تكرار دارند و چه بهتر كه قبل از هرگونه تكرار، اقدام به پيشگيري كرد و مراجعه به روانپزشك اقدامي پيشگيرانه است.