نجات فرد غرق شده
فرد غرق شده را بايد سريعا از آب خارج و احيا را شروع كرد. بيمار نياز به بيحركتسازي گردن حتي در صورت افت هوشياري ندارد، مگر اينكه شواهدي از آسيب گردني ديده شود . شرايطي كه مولد آسيب گردني است شامل شيرجه در آب كمعمق، سقوط از سرسره، مسموميت ناشي از داروها بويژه الكل يا نشانههايي از آسيب روي گردن ميشود.اولين گام جهت احياي بيمار، دادن هوا يا اكسيژن به بيمار است. تنفس دهان به دهان و دهان به بيني از روشهاي مرسوم است. شروع تنفس را بايد در خشكي يا آب كمعمق انجام داد.اگر راه هوايي مصدوم باز شده و اقدام به تنفس مصنوعي برايش شروع شد، با اين حال به هوش نيامد، نيازمند ماساژ قلبي بوده و سريعا بايد اقدامات احيا مانند ديگر افراد دچار توقف قلبي ـ تنفسي شروع شود. اگر بيمار نه ضربان قلب و نه تنفس دارد، بايد امدادگر ابتدا يك سيكل كامل از تنفس و ماساژ را به مصدوم بدهد، سپس به اطلاعرساني به اورژانس اقدام كند. در ديگر موارد احيا مانند سكتههاي قلبي، بايد ابتدا 115 را خبردار كرد، سپس به سراغ بيمار آمد و احيا را شروع كرد. تلاش براي خارج كردن آب لازم نيست. اغلب بيماران به دنبال تماس قطرهاي از آب به حنجره آنها دچار اسپاسم و بسته شدن ناگهاني در حنجره و تارهاي صوتي مي شوند كه همين مكانيسم دفاعي از ورود آب به راههاي هوايي جلوگيري ميكند. آن عدهاي هم كه آب وارد ريهشان ميشود، سريعا جذب گرديده و باعث انسداد مسيرهاي هوايي نميشود. خارج كردن آب از معده اقدام خطرناكي است و ميتواند با عوارض فراواني براي غريق همراه باشد. آب خروجي از معده ميتواند وارد راههاي هوايي شود و حال بيمار را بدتر كند؛ بنابراين فشردن معده براي خروج آب به دليل خطرات نبايد انجام شود.بسياري ازمصدومان به دستگاههاي شوك اتوماتيك نيازمند هستند كه اگر در دسترس باشد، بسيار مفيد است.
اگر بيمار در حين دريافت تنفس يا ماساژ دچار استفراغ شد، سريعا بايد وي را به يك طرف گرداند تا از ورود محتويات معده به درون راههاي هوايي جلوگيري شود. اگر چيزي در دهان بيمار ديده شد، بايد به كمك انگشت يا پارچهاي اقدام به خروج آن كرد.بهتر است تمامي مصدومان غرقشدگي را با احتمال بروز كمي اكسيژن، به اورژانس رساند. گاهي بسياري از عوارض در محل حادثه نمايان نبوده و كمكم بروز ميكنند. در بيمارستان، بيماران از نظر بروز عوارض بعدي مورد بررسي و معاينه مكرر قرار ميگيرند.
دكتر بهروز هاشمي
متخصص طب اورژانس
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم