تاثير رنگ پوست در بروز بيماري
در لايه سطحي پوست 4 نوع سلول وجود دارد. اول سلولهاي زايا يا توليدكننده است كه سلولهاي لايه سطحي يا اپيدرم بهنام كراتينوسيت را توليد ميكنند. هرگونه آسيب به اين سلول منجر به اختلال در ساختمان پوست و گاهي حتي منجر به بروز تومورهاي بدخيم يا خوشخيم پوست ميشود. دوم سلولهاي دفاعي كه با ترشح ماده دفاعي بهنام پادتن پوست را در مقابل هجوم ميكروبها، باكتريها و حتي سلولهاي بدخيم خودي حفظ ميكند. سوم سلولهاي توليدكننده و تعيينكننده رنگ پوست به نام ملانوسيت كه علاوه بر رنگ پوست نقش مهمي به عنوان سلول ايمني در مقابل آسيبها و عوارض نور خورشيد دارد. به عنوان مثال بروز انواع بيماريهاي پوست مرتبط با نور و حتي سرطانهاي پوست در افراد سياهپوست بسيار كمتر از افراد سفيد پوست است و همچنين ميانگين سن بروز چين و چروك در سياهپوستان ديرتر از سفيدپوستان است؛ چراكه رنگ پوست سياه داراي فاكتور حفاظتي به اندازه يك ضد آفتاب با درجه 15 در مقابل نور خورشيد است كه هميشه از پوست آنان حفاظت ميكند. چهارم سلولهاي تعيينكننده حس لامسه، فشار و درد كه در پوست از طريق رشتههاي عصبي به مغز منتقل ميشود.
در لايه مياني مهمترين سلول فيبربلاست است كه با توليد كلاژن كه ماده اصلي در لايه مياني است محيط مناسبي را براي عرق، اعصاب، غدد عرق، سباسه و فوليكول مو مهيا ميكند.
بنابراين پركاري يا كمكاري سلولهاي پوست گاهي به بيماريهاي مختلف پوست بدون منشا خارجي يا بيروني منجر ميشود و به همين دليل است كه بسياري از بيماريهاي پوستي برخاسته از سيستم ايمني شخص بيمارخوانده ميشود كه ارتباطي با عوامل خارجي يا ميكروبي ندارد. براي مثال لك و پيس (وتيليگو)، صدف (پسوريازيس)، ريزش منطقهاي مو (آلوپشي آرهتا) و... نمونههايي از بيماريهاي پوستي هستند كه طبعا درمان آنها به مراتب مشكلتر از ساير بيماريها با منشا عوامل خارجي (ميكروبي، قارچي و...) است، زيرا سركوب سيستم ايمني داخلي و نابودي سلولهاي مقصر بسادگي مقدور نيست، و ميتواند منجر به بروز مشكلات ديگر شود. براي توجيه بيشتر ميتوانيد به نحوه برخورد با يك عضو آزاردهنده يا معلول ذهني و حتي گناهكار از يك خانواده توجه كنيد كه والدين و ساير اعضا نه قادر به حذف او و نه قادر به زندگي طبيعي در كنار او هستند.
و سرانجام سلولهاي چربي در لايه عمقي است كه با توليد بافت چربي موجب ميشود تا علاوه بر تفاوت حجم اعضا در يك فرد، چهره و اندام متفاوت از ديگران داشته باشيم، به عنوان مثال تراكم چربي در همه افراد بيشتر در نواحي شكم، ران و... است و اما همين توزيع متفاوت در افراد مختلف در صورت و اندام ميتواند چهره متنوع با عناوين صورت كشيده يا گونهدار يا چاق و لاغر را بيان كند.
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم