پارگی مینیسک (قسمت اول)
منظور از گام طبيعي، حركات متناوب دورهاي راه رفتن است و هر دوره حركت از بلند شدن پاشنه يك پا شروع ميشود و قبل از بلند شدن همان پاشنه خاتمه مييابد و مجموع اين گام، راه رفتن طبيعي را تشكيل ميدهد. گام، خود نيز به مراحلي تقسيم ميشود.
براي پايداري يك مفصل سه عامل مهم هستند:
شكل استخوانها؛ مثلا در مفصل ران يك گلوله استخواني داخل يك حفره كروي قرار دارد كه زانو اين وضعيت را ندارد و تقريبا به شكل 2 سطح صاف است.
عضلات اطراف مفصل كه مثلا در شانه، عضلات زيادي اطراف مفصل را گرفتهاند كه علاوه بر دامنه حركات زياد، باعث پايداري آن هم ميشود ولي عضله مهمي در اطراف زانو وجود ندارد.
رباطها كه مفصلها را به هم وصل ميكند. در زانو رباطهاي مهم و قوياي وجود دارد كه براي حركات طبيعي كافي هستند، ولي حركات غيرطبيعي به آنها آسيب ميرساند.
وقتي به استخوان درشتني، درست از بالاي سطح مفصل نگاه كنيم، 2 طرف آن 2 عضو ژلاتيني نيمه سخت هلالي شكل سفيد رنگ ديده ميشود كه در حاشيه و فاصله استخوانهاي درشتني و ران در مفصل زانو قرار دارند. مينيسك خارجي در طرف خارج و مينيسك داخلي در قسمت داخلي زانو قرار دارند. مقطع مينيسك، مثلث شكل است و قاعده 2 تا 4 ميليمتري آن دور از مركز زانو محكم به بافتهاي نرم دور زانو چسبيده است. در قسمت جلو و عقب درشتني، به ترتيبACL و ( PCLرباطهاي ضربدري قدامي و خلفي) به درشتني چسبيدهاند.
امروزه تقريبا تمام اعمال جراحي زانو با آرتروسكوپ انجام ميگيرد و نيازي به شكاف دادن روي زانو وجود ندارد
سطوح بالا و پايين مينيسكها آزاد است و در تماس با سطوح غضروفي درشتني و ران (فمور) قرار دارد و به مايع لزج مفصلي آغشته است. به علت اين كه حاشيه داخلي مينيسك از حاشيه خارجي آن نازكتر است، وقتي روي درشتني قرار بگيرد، حالت كاسهاي پيدا ميكند و يك عامل ثبات مفصل به شمار ميآيد. لبه خارجي مينيسكها كه ضخيمتر است و حدود 4 ميليمتر ضخامت دارد، در تمام قسمت هاي خود به بافتهاي نرم اطراف زانو (در فاصله درشتني و ران) چسبندگي دارد و عروق خوني از اين حاشيه تا حدودي به صورت رشتههاي عروقي فراوان وارد محيط مينيسكها ميشوند. گوشههاي جلو و پشت مينيسكها چسبندگي دارند، ولي عمده اتصال گوشههاي جلو و عقب زانو به رباطهايACL وPCL ، مستقيم يا به وسيله رباطهاي ثانوي ظريف صورت ميگيرد.
ارتباط چسبندگي مينيسكها با فمور كم و تقريبا با درشتني است. نكته ديگري كه لازم به يادآوري است، اين است كه تركيب مينيسكها به صورت رشتههاي (كلاژني) مختلف درهم تنيده است كه در جهات مختلف قرار دارند و شكل اين رشتهها هم در حاشيه (قسمت محيطي) و لبه مركزي آن تفاوت دارد و در مجموع ساختاري به مينيسك ميدهد كه مانند گلوله لاستيكي كه به زمين بزنيم به هوا بلند ميشود. بر اثر ضربههاي عمودي، مقدار زيادي از ضربه را به خود جذب ميكند و بلافاصله به حالت قبلي خود برميگردد.
خلاصه اينكه مينيسك 3 كار اصلي انجام ميدهد:
1 - عميق كردن سطح مفصل براي كمك به پايداري زانو
2 - كمك به روغنكاري سطوح مفصلي
3 - جذب كردن ضربهها
عضله چهارسر ران: اينجا لازم توضيحي راجع به عضله چهارسر ران كه نقش مهمي براي هماهنگي حركات زانو دارد بدهيم. اين عضله همان توده گوشتي است كه در بالاي زانو و جلو ران قرار دارد. قسمت پاييني اين عضله كه سفيدرنگ است (تاندون) اتصالات گستردهاي به داخل و خارج زانو ميفرستد و استخوان كشكك را دربر ميگيرد و در نهايت به درشتني ميچسبد. ساختار اين عضله به گونهاي است كه براي هماهنگي حركات زانو اهميت زيادي دارد. نكته مهم در مورد عضله چهارسر ران اين است كه خيلي زود لاغر ميشود و امكان برگشت آن به حالت اول مشكل است. در ناراحتيهاي زانو، داشتن يك عضله چهارسر قوي به درمان ناراحتي كمك زيادي ميكند. عضله چهارسر قوي كارت بيمه اغلب ناراحتيهاي زانوست.
از اين نظر، انقباض دورهاي اين عضله هرچه سريعتر شروع شود و آن كار سادهاي است. ابتدا عضله را بگيريد يعني ماهيچه را سفت كنيد و در همان وضعيت سفت تا 10 بشماريد و سپس ول كنيد و تمرين دوم عضله چهارسر اين است كه پا را در حالتي كه زانو باز است (يعني در حالت خوابيده) به اندازه 30 سانتيمتر از زمين بلند كنيد و تا 10 بشماريد و اين كار را روزي 8 تا 10 مرتبه و در هر مرحله 20 تا 40 مرتبه انجام دهيد.
كمكهاي اوليه در صحنه حادثه
تاثير سرد كردن مفصل با يخ مورد شك است. زانوبندهايي وجود دارد كه در عين حال كه مثل آتل عمل ميكنند، داخلشان يخ هم وجود دارد و با تنك كردن عروق، تورم زانو را كاهش ميدهند.
اگر آسيب زانو، پارگي مينيسك باشد و متخصص در دسترس نباشد، پا را در آتل ميگذارند و از كيسه يخ و مسكن براي كاهش درد استفاده ميكنند.
راههاي تشخيص و درمان پارگي
تشخيص پارگي با گرفتن سابقه دقيق از شكل حادثه و معاينه مريض و كارهاي تكميلي بعدي انجام ميگيرد. در موارد حاد، معاينه و انجام آزمايشهاي اختصاصي براي تشخيص مشكل است و بيشتر به كارهاي پاراكلينيك تصويربرداري روي ميآورند، ولي در مواردي كه حالت حاد و التهابي زانو برطرف شده و به اصطلاح ضايعه كهنه شده است، باانجام آزمايشهايي ميشود حدس زد كه مينيسك پاره شده است. مثلا اگر همان وضعيتي در زانو ايجاد كنيم كه در آن مينيسك پاره شده است (يعني زانو را در درجهاي از خم بودن قرار دهيم و در همان زمان چرخشي به ساق بدهيم) وقتي استخوان ران از اين محل پاره حركت كند، به علت اختلاف سطح، حركت سقوط مانندي در ساق حس ميشود و ممكن است همراه آن صدايي هم شنيده شود و مريض احساس درد كند.
به نظر ميرسد دقيقترين روش تشخيصي پارگي مينيسك، آرتروگرافي است كه به بهترين شكل، پارگي را نشان ميدهد. تشخيص و درمان با آرتروسكوپ به درمان ليزري در جامعه معروف است.
آرتروسكوپ يك كابل نوري است كه منشورهاي متعددي داخل كابل با شكست 45 درجه وجود دارد و از داخل اين منشورها عبور ميكند تا به نوك آن برسد. اين كابل به علت وجود منشورهاي متعدد انعطافپذيري دارد اما آرتروسكوپ يك لوله سخت است و نياز به انعطاف نداردا. نوك آن يك ذرهبين دارد و تصوير با دوربين به يك مانيتور وصل ميشود؛ شفافيت بالايي دارد و با آن ميتوان داخل زانو را ديد.
عواض پارگي مينيسك درمان نشده
زانويي كه مينيسك آن پاره شده، اگر درمان نشود بتدريج آرام ميشود و التهاب آن از بين ميرود. مايع داخل زانو كم ميشود تا اين كه در مرحله ديگري ضربهاي مشابه به مينيسك وارد آيد. پارگي قبلي اغلب بيشتر ميشود و حمله ديگري به زانو وارد ميآيد. به علت تمركز فشار وزن در محل مينيسك پاره و جمع شدن نيرو در اين محل، بتدريج غضروف مفصل استخوان درشتني در اين محل خورده ميشود و سطح ناصافي پيدا ميكند و مفصل ساييدگي پيدا ميكند (آرتروز).
پارگي مينيسك مختص ورزشكاران نيست؛ تصادفات موتورسيكلت، زمين خوردن همراه چرخش و باز شدن يا خم شدن سريع هم باعث اين مشكل ميشود
برخورد اين سطح ناصاف با محل مقابل آن، روي استخوان ران كه در تماس با اين محل قرار دارد، خوردگي مشابهي ايجاد ميكند و ساييدگي زانو روي نقاط ديگر تاثير ميگذارد و آرتروز پيشرفته را به وجود ميآورد و عضله چهارسر ضعيف و لاغر ميشود و درد مينيسك و آرتروز همراه عضله چهارسر ضعيف، زانوي ناتوان را ناتوانتر ميكند.
2 اصطلاح شايع در اين زمينه وجود دارد كه يكي قفل كردن مينيسك و ديگري خالي كردن زانوست. خاليكردن زانو كه به معناي خم شدن ناگهاني آن هنگام راه رفتن است، علل مختلفي دارد. يكي به علت پارگي مينيسك است و هنگامي رخ ميدهد كه برجستگي استخوان ران از روي قسمت پاره مينيسك عبور كند و به داخل درشتني بيفتد. در اين حالت زانو ناگهان خم ميشود.
يكي از علل مهم خالي كردن زانو همراه پارگي مينيسك ضعف و لاغري عضله چهارسر است كه هنگام خم شدن توان نگهداري زانو را ندارد و ناگهان خم ميشود.
قفل كردن زانو به علت پارگي مينيسك، هنگامي اتفاق ميافتد كه برجستگي استخوان در قسمت پاره مينيسك گير بيفتد. مجموعه 2 استخوان و مينيسك در اين وضعيت قادر به باز و بسته شدن نيستند و زانو قفل ميكند.
درمان با روشهاي جراحي
واقعيت اين است كه با ابداع آرتروسكوپ و بخصوص انواع جديد آن، تحول بزرگي در جراحي زانو ايجاد شده است. امروزه تقريبا تمام اعمال جراحي زانو با آرتروسكوپ انجام ميگيرد و نيازي به شكاف دادن روي زانو وجود ندارد.
بيماري كه از نظر سن، فعاليت روزمره و ورزشهايي كه انجام ميدهد وضعيت عمومي بدن و تصويرنگاري زانو به دقت بررسي شده باشد و در ضمن عضله چهارسر او قوي باشد و التهابي در زانوي او وجود نداشته باشد، جراحي ميشود و قبل از عمل جراحي يك دوره فيزيوتراپي انجام ميشود.
در جراحي زانو با آرتروسكوپ آسيبهاي ديگر زانو از جمله پارگي رباطهاي زانو را هم بايد در نظر گرفت. يكي از موارد اعمال جراحي درمان مينيسك پاره است.
قبلا هم اشاره شد كه با توجه به محل گيرافتادن، محلهاي مختلفي از مينيسك پاره ميشود، اگر پارگي نوك جلويي يا خلفي آن باشد، قسمت آسيبديده را با آرتروسكوپ بر ميدارند.
اگر طول، پاره شده باشد، حاشيه نزديك به مركز را بر ميدارند و اگر از حاشيه لبه چسبيده بر زانو پاره شده باشد، قسمت پاره شده از حاشيه را ميدوزند، چون همانطور كه قبلا هم گفته شد، اين قسمت حاشيهاي عروق دارد و جوش ميخورد. قسمتهاي ديگر چون عروق خوني ندارد، جوش نميخورد و لازم است آن قسمت برداشته شود. علت اينكه اين قسمت آسيبديده را خارج كنند، اين است كه نيروي وارده به زانو در محل پاره متمركز ميشود (مثل يك ريگ كه داخل كفش كف پا را آزار ميدهد) و غضروف مفصل را از آن محل تخريب ميكند.
امروزه ديگر برداشتن كامل مينيسك، جاي زيادي در درمان ندارد و سعي ميكنند حداقل قسمت آسيبديده را بردارند و اگر پارگي حاشيهاي بود، ميدوزند. حتي تحقيقات جديد در حال انجام است كه با كاشت كلاژن مصنوعي، در محل مينيسك پاره شده و برداشته شده آن را پيوند بزنند. چند سال بعد از عمل جراحي مينيسك و برداشتن قسمتي از آن، لبه باريكي از بافت كلاژن در حاشيه مينيسك قديمي رشد ميكند و يك شبه مينيسك درست ميشود كه البته كارايي آن نسبت به مينيسك طبيعي قبلي ناچيز است. براي عمل جراحي زانو و درمان پارگيهاي مينيسك از آرتروسكوپ استفاده ميشود.
براي وارد شدن به داخل زانو در 2 طرف كشكك با 2 سوراخ 4ميليمتري وارد مفصل ميشوند و آسيبهاي آن را ارزيابي ميكنند و برحسب آسيبها (پارگيACL ، مينيسك، آسيبهاي غضروفي و...) درمان مناسب را انجام ميدهند.
چون در آسيبهاي زانو به علت ورزش ممكن است همراه پارگي مينيسك اشكالات ديگري مثل پارگي رباطها يا كندهشدن تكهاي از غضروف يا استخوان و... هم اتفاق بيفتد، بايد مريض از نظر آسيبهاي زانو بررسي شود و در يك مرحله ناراحتيها اصلاح شود؛ مثلا ACL ترميم شود و درمان لازم براي مينيسك انجام گيرد.
مهمترين مرحله درمان
توانبخشي بيماران آسيبهاي زانو 2 مرحله دارد، قبل از عمل و بعد از عمل. در مرحله توانبخشي قبل از عمل مهمترين عامل در كاهش توانبخشي بعد از عمل است، هدف اين است كه دامنه حركات زانو به حد طبيعي برسد. گامهاي راه رفتن طبيعي باشد و تورم زانو از بين برود. همچنين، تاخير در جراحي زانو، مريض را از نظر رواني براي ترميم آماده ميكند.در مجموع، خودداري از عمل جراحي فوري و شروع توانبخشي قبل از عمل در بهبود و كاهش مشكلات دامنه حركات بعد از عمل خيلي مفيد است.
اهميت وضعيت زانو نسبت به زمان آسيبديدن بيشتر است و از اين نظر ورزشكاران آسيبديده، نبايد نگران تاخير در عمل جراحي باشند، بلكه ابتدا بايد التهاب زانو برطرف شود، عضلات اطراف ران به اندازه كافي قوي شده باشند و دامنه حركات زانو طيبعي باشد تا عمل جراحي صورت گيرد.
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم