آمیودارون هیدروکلراید (Amiodarone HCL)
آمیودارون هیدروکلراید (Amiodarone HCL)
اشكال دارويي:
Injection : 150 mg/3 ml
Tablet : 200 mg
موارد مصرف:
آميودارون در درمان تاكيكاردي همراه سندرم ولف-پاركينسون ـ وايت (w-p-w) مصرف ميشود. اين دارو ممكن است فقط در درمان آريتميهاي قلبي، زماني كه ساير داروها موثر نبوده و يا منع مصرف داشته باشند، از جمله تاكيكاردي فوق بطني گهگير، تاكيكاردي بطني و گرهاي، فيبريلاسيون دهليزي، فلوتر دهليزي و فيبريلاسيون بطني بهكار رود.
مكانيسم اثر:
آميودارون با اثر مستقيم بر بافتها، بدون تاثير بارز بر پتانسيل غشاء، طول مدت پتانسيل عمل و دوره تحريكناپذيري را در تمام بافتهاي قلب طولاني ميكند. همچنين در بيماران مبتلا به سندرم w-p-w، تحريكپذيري بافت مسير فرعي را طولاني كرده و سرعت هدايت را در اين بافتها كند ميكند.
فارماكوكينتيك:
جذب آميودارون از راه خوراكي كند و متغير است. سرعت دستيابي به غلظت پلاسمايي يكنواخت و درماني دارو، كند و دفع دارو طولاني است. پيوند دارو با پروتئين بسيار زياد است. متابوليسم اين دارو كبدي است و نيمه عمر آن در مرحله ابتدايي، 10 ـ 2/5 روز و در مرحله انتهايي 107 ـ 26 روز است. اثر دارو 3 ـ 2 روز تا 3 ـ 2 ماه پس از مصرف شروع ميشود. طول مدت اثر متغير(هفتهها تا ماهها) است.
موارد منع مصرف:
اين دارو در براديكاردي سينوسي، انسداد سينوسي-دهليزي قلب، اختلالات شديد هدايتي يا بيماري گره سينوسي (مگر اينكه از ضربان ساز مصنوعي استفاده شده باشد)، اختلال در عملكرد تيروئيد، حساسيت به يد، عيب شديد دستگاه تنفسي، كلاپس گردش خون، نارسايي احتقاني قلب و افت شديد فشار خون شرياني نبايد مصرف شود.
هشدارها:
1- آزمون عملكرد كبد و تيروئيد در درمان طولاني مدت ضروري است. آميودارون ميتواند سبب بروز اختلال در عملكرد تيروئيد شود. بنابراين در طول مصرف آن، هر سه هورمون تيروكسين،تري يدوتيرونين و هورمون محرك تيروتروپين بايد اندازهگيري شوند.
2ـ در صورت بروز تنگي نفس يا پيشرفت آن و همچنين بروز سرفه در بيماراني كه آميودارون مصرف ميكنند، احتمال وجود پنوموني بايد در نظر گرفته شود.
3ـ در موارد زير بايد با احتياط مصرف شود:
نارسايي قلب، عيب كار كليه، بيماران سالخورده، برادي كاردي شديد و اختلالات هدايتي قلب (بهويژه با مصرف مقادير زياد) و پورفيري.
4ـ به علت كند بودن شروع اثر دارو، مشكل بودن تنظيم مقدار مصرف و احتمال بروز عوارض جانبي شديد، درمان با اين دارو بايد در بيمارستان شروع شود و بيمار حداقل طي دوره مصرف مقدار حملهاي دارو در بيمارستان بستري باشد. مقدار مصرف دارو براي هر بيمار بايد جداگانه و بر اساس نيازهاي بيمار، پاسخ باليني، وجود يا شدت مسموميت و در بعضي حالات بر اساس غلظت پلاسمايي آميودارون تنظيم شود.
عوارض جانبي:
اختلال در بينايي، نوروپاتي و ميوپاتي محيطي، براديكاردي و اختلالات هدايتي قلب، حساسيت به نور و بندرت تغييرات رنگ پوست، كم كاري تيروئيد، پركاري تيروئيد، فيبروز آلوئوليتريوي، هپاتيت، تهوع، استفراغ، احساس طعم فلزي در دهان، لرزش، كابوس، سرگيجه، سردرد، بيخوابي، افزايش فشار داخل جمجمه، التهاب اپي ديديم، بينظمي حركات عضلاني، بثورات جلدي، التهاب عروق، كاهش پلاكت خون، افزايش زمان پروترومبين، آنافيلاكسي (با تزريقسريع)، اسپاسم برونش و آپنه از عوارض جانبي دارو هستند.
تداخلهاي دارويي:
مصرف همزمان آميودارون با ساير داروهاي ضد آريتمي ممكن است خطر بروز آريتمي بطني را افزايش دهد. آميودارون غلظت پلاسمايي كينيدين و پروكائين آميد را افزايش ميدهد. ضعف عضله قلب با مصرف همزمان هر داروي ضد آريتمي با آميودارون مشاهده ميشود. اثر انعقادي وارفارين در صورت مصرف همزمان با آميودارون افزايش مييابد. خطر بروز آريتمي بطني در صورت مصرف همزمان داروهاي ضد افسردگي سه حلقهاي و فنوتيازينها با آميودارون افزايش مييابد. در صورت مصرف همزمان آميودارون با داروهاي مسدودكننده گيرنده بتا، ديلتيازم و وراپاميل، خطر بروز برادي كاردي، انسداد گره دهليزي بطني و ضعف عضله قلب افزايش مييابد. غلظت پلاسمايي ديگوكسين در صورت مصرف همزمان با آميودارون افزايش مييابد.
ملاحظات پرستاري:
پيگيرى آزمايشگاهي:
ـ نسبت I&O، الکتروليتهاى سديم، پتاسيم و کلر.
ـ مطالعات عملکردى کبد: ALT, AST، بيليروبين، آلکالين فسفاتاز.
ـ ECG ممتد براى تعيين اثردهى دارو، اندازهگيرى فواصل QT, QRS, PR بررسى از لحاظ PVCs و ساير آريتميها.
ـ از لحاظ دهيدراتاسيون و کاهش حجم.
ـ بررسى مداوم فشار خون براى هيپرتانسيون و هيپوتانسيون.
توصيهها:
ـ کاهش آرام دوز دارو با مانيتورکردن الکتروکارديوگرام.
ارزيابى باليني:
از جنبه هيپرتانسيون واکنشى بعد از ۲ـ۱ ساعت.
علائم CNS: سردرگمي، سايکوز، کرختي، افسردگي، حرکات غيرطبيعي، و از همه شايعتر ضعف عضلات پروکسيمال و ترمور. در صورت بروز حالات فوق دارو قطع شود.
هيپوتيروئيدي: بيحالي، گيجي، يبوست، بزرگى غده تيروئيد، ادم دست و پا، پوست سرد و رنگ پريده.
هيپرتيروئيدي: بيقراري، تاکيکاردي، پفآلودگى پلکها، کاهش وزن، تکرار ادرار، نامنظمى قاعدگي، تنگى نفس، پوست گرم و مرطوب.
مسموميت ريوي: تنگى نفس، خستگي، سرفه، تب، درد قفسه صدري، در صورت بروز علائم فوق دارو قطع شود.
مسموميت کبدي: در صورت افزايش آنزيمهاى کبدى به ۳ برابر نرمال دارو را قطع کنيد.
تعداد نبض و تنفس: تعداد، ريتم، صفات مشخصه، و درد قفسه صدري.
آموزش به بيمار و خانواده:
ـ از پوشش ضد آفتاب استفاده کرده يا در معرض نور آفتاب قرار نگيرد، تا از سوختگى جلوگيرى شود.
ـ تغيير رنگ پوست و قرنيه در مصرف بيش از ۲ ماه دارو ديده شده و قابل برگشت است، اما ممکن است رفع آن ۷ـ۱ ماه طول بکشد.
ـ از عينکهاى آفتابى براى موارد ترس از نور استفاده کند.
درمان مصرف بيش از حد دارو:
دادن اکسيژن، تنفس مصنوعي، الکتروکارديوگرام، تجويز دوپامين براى کاهش حجم در گردش، تجويز ديازپام يا تيوپنتال براى تشنج، تجويز ايزوپروترنول.
خوراكي
بزرگسالان: در آريتمي بطني، مقدار حملهاي g/day 1/6 ـ 0/8 به مدت 3 ـ 2 هفته تا دستيابي به پاسخ درماني اوليه يا بروز عوارض جانبي مصرف ميشود. نگهدارنده، تقريبŠ 400 mg/day است كه ميتوان آن را بر حسب نياز افزايش يا كاهش داد. در درمان تاكي كاردي فوقبطني، مقدار حملهاي 800 mg/day ـ 600 بهمدت يك هفته تا زمان دستيابي به پاسخ درماني اوليه يا بروز عوارض جانبي مصرف ميشود. مقدار نگهدارنده، تقريبŠ400 mg/day ـ 200 است.
كودكان: بهعنوان ضد آريتمي بطني و در درمان آريتمي فوق بطني، مقدار حملهايmg/kg/day 10 براي 10 روز تا زمان دستيابي به پاسخ درماني اوليه يا بروز عوارض جانبي مصرف شود. مقدار نگهدارنده mg/kg/day 2/5 است.
تزريقي از راه انفوزيون وريدي، مقدار 5mg/kg درطول 120 ـ 20 دقيقه همراه با پيگيري الكتروكارديوگرام مصرف ميشود. بيشينه مقدار مصرف 1/2g/day است.
توجه: فقط در موارد اضطراري شديد، از راه تزريق آهسته وريدي، مقدار 300 ـ 150ميليگرم در 20 ـ 10 ميلي ليتر محلول گلوكز5 درصد طي حداقل 3 دقيقه همراه با پيگيري الكتروكارديوگرام (معمولا در بخش مراقبتهاي ويژه) مصرف ميشود. مقدار مصرف بعدي نبايد زودتر از 15 دقيقه باشد.
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم