با كودك دروغگويم چكار كنم؟
گفتن دروغ يا به عبارتي حرف خلاف واقعيت در بين كودكان 4 تا 5 ساله، امري طبيعي است كه معمولا يا ريشه در خيالپردازي كودك دارد يا براي رسيدن به يك مقصود خاص، اما آنچه كه در اين ميان مهم است، رفتار والدين در واكنش به دروغ گفتن كودك است. در حقيقت والدين بايد بدانند كه در اين مرحله از رشد كودك، چگونه با او رفتار كنند تا دروغگويي در نهاد او تبديل به يك عادت نشود.
بگذاريد كه حساب خيالپردازيهاي كودكان را از دروغ گفتن آنها جدا كنيم. گاهي كودكان با ساختن يك داستان غيرواقعي براي عروسكهايشان يا جريانات تخيلي ديگر به ميل خودشان در ذهن ميتوانند نشانههاي خلاقيت ذهن را بروز دهند و اين لازمه ذهن خيالپرداز آنهاست. در چنين مواردي تاييد كودكان از سوي والدين، گزينه بهتري به شمار ميآيد. البته خيالپردازيهاي كودك از 5 سالگي بايد كمكم كاهش يابد.
از سوي ديگر گاهي كودك براي رسيدن به نتيجه بهتر يا هدفي، متوسل به دروغ ميشود كه در همان سنين خردسالي 4 تا 5 سال بايد به وي تفهيم كنيم كه كارش ناپسند است و ما از راستگويي او خوشحال ميشويم. اين در حالي است كه برخي والدين با شنيدن دروغ از فرزند خردسالشان به او ميخندند يا براي همه تعريف ميكنند و حتي او را ميبوسند كه ازاينرو كودك نيز ندانسته به انجام مجدد چنين كاري تشويق ميشود، زيرا متاسفانه دريافته است كه به اين طريق توجه اطرافيان را جلب ميكند. يكي ديگر از دلايل دروغ گفتن كودكان آن است كه كودك به دليل راستگويي تنبيه شود. در اغلب موارد اگر شما به كودكتان اطمينان دهيد كه او را تنبيه نخواهيد كرد، به شما راست خواهد گفت. ترس از مجازات سبب ميشود كودك براي ايمني در مقابل تنبيه و عصبانيت والدين به دروغ متوسل شود. در اين ميان تحت فشار گذاشتن و بازجوييهاي پيدرپي والدين هم باعث ميشود كه دروغهاي كودك تكرار و ادامهدار شود.
يادمان باشد كه كودكان، آيينه پدر و مادرشان هستند و دروغ گفتن والدين، خود آموزش دروغگويي به فرزندان تلقي ميشود.
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم