بررسی ارتـباط بـین افزایـش دق و دلی با طراحی امتـحاناتِ دشـوارِ

در اساتیــدِ دانشگـاه های ایــران

دکتـر سیـر ز جــان1 و همکـاران

پیـش زمیـنه و هدف:

«دق و دلی» از دو واژه ی «دق» و «دلی» تشکیـل شده است و یکی از امراض شایع در جامعـه ی مدرسینِ کشور می باشد که دارای فیـزیولوژی پـیچیده ای است که به روشنی شناخـته شده نیست. این عارضه که به تدریـج منجر به اخـتلال در کیـفیت زندگی دانشجویان (و حتی در موارد شدیـد زندگیِ استاد) می شود، نه تـنها تاکنون در معـرض ریشه کنی قرار نگرفـته است، بلکه چه بسا از جانب مقامات بلندپـایه ی دانشگاهی مورد حمایـت واقع شده است! در ایـن مطالعه سعی شده ارتـباط بین میزان دق و دلی بالا و طراحی سخت ترین سؤالات امتـحانی در جامعـه ی دلسوز مدرسیـن دانشگاه بررسی شود.

مــواد و روش کـار:

ایـن مطالعه ی بالیـنی مداخله گر، طی یک مدت روی چنـد تن از اساتـیدِ بـنام یک دانشکده انجام شد. گروهی از این اساتیـد که ارتـباط دوستانه ای با شاگردان خـود داشتند، از همان ابـتدای کار از مطالعه حذف شدنـد. گروهِ دیـگری مشتـمل از اساتید غیرعادی که در میـان دانشجویان اغلب به الـقاب گوناگونی چــون «دراکـولا»، «هند جگرخوار»، «شمر ذی الجوشن»، «حرمـله» و... شهرت داشتـند، برای مطالعــه انـتخاب گردیدند.

یافـته ها:

نـتایج نشان داد که دانشجویانِ دارای رفـتار های پرخطر (!)، اعـم از دانشجویانی که به روش تدریس استـادِ خود خرده گرفتـند، دانشجویـانی که سابـقه ی پرت نـمودن «تـیکه» به استاد را در پرونده ی خود داشتـند، دانشجویانی که از خریداریِ کتـب ترجـمه یا تـألیف استادِ خود خودداری کرده بـودند و خـلاصه تمام آن دانشجو هایی که به طریـقی مبادرت به انگولـکِ اساتید خویش ورزیـده بـودند؛ در امتـحان پایان تـرم با سـؤالاتی غیر منـتظره و مفهومی مواجـه شدنـد. و بعضـاً عده ای هم از درس استاد مذکـور تالاپی افـتادند! در اکثـریت قریـب به اتـفاق موارد، استـاد مورد نظر حاضر به تـقدیم جان به حضرت عزرائیـل بــود اما عمـراً راضی نمی شد دانشجوی بـینوا و آسیـب پذیر را با اعـطای نمره ی پاسی از مرداب مردودی بـیرون بکشد!

بحـث و نـتیجه گیـری:

بر اساس نتـایج پژوهش ساختار دفـاعی ویژه ای در برخی از اساتیـد وجود دارد که به محض مواجه شدن با هرگونه ناهنجـاری از سوی دانشجو، با استـفاده از روش «انـداختن دانشجو» وارد مبـارزه می شوند که حـقا خوب هم جواب می دهد! علی أی حـال از این مقالـه هیچ نـتیجه ای نمی گیـریم. راهکار موقـتی در مقـابل این معضل این شد که فرض کرد تـمام اساتیـد دانشگاه عقده ای هستند مگر آن که خلافش ثابـت شود!

کلیـد واژه: دق – دلـی – عقـده – نـمره ی پاسی – افـتادن و انـداختن.

منـابع و مـأخذ:

1) «چگونه می شود یک دعوا راه انداخت؟»، الف. رحیـم مشایی، و پیروان، جــلد 44، صفحات 159 – 200.

2) مجله ملی مهندسی گل آقا، شماره 43

به نقل از وبلاگ دوستم میثاق