ز مهر و لطف سرشاري پرستار

ستاره در شب تاري پرستار

تو مثل مادری در نیمه شب

كه بر هم چشم نگذاري پرستار

تو چشم زخم را مي بندي اما

خودت تا صبح بيداري پرستار

براي خلوت گلدان زخمي

تو تنها يار و غمخواري پرستار

به خود چون مار پيچد، گر نباشي

قرار قلب بيماري پرستار

همين كه مي كند گل زخمهامان

شبيه ابر مي باري پرستاري

صبوري، استواري مثل زينب

نيفتادي، سپيداري پرستار

مرا از غم به شادي كوچ دادي

پرستوي پري واري پرستار

ندارم هديه اي در خور برايت

دعا در پشت سر داري پرستار

چه گويم من كه در شان تو باشد؟

پرستاري پرستاري پرستار

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری