اصيلترين روشهاي تربيتي

اگر ميخواهيد زودتر به هدفهاي تربيتيتان برسيد، آهسته و تدريجي حركت كنيد.
معمولا پدران و مادران براثر حمايت و محبت، نميتوانند كودك را بقدر كافي به خود واگذارند. در محبت كردن، ميانهرو باشيد، زيرا بناي تربيت متعالي براساس محبت متعادل پايهريزي ميشود.
ما نبايد كودك را «دانشاندوز» بار آوريم، بلكه بايد او را در برابر صحنهها و تجربههايي قرار دهيم كه خود بينديشد و دريابد وگاه با احتياط و به اندازه، او را راهنمايي كنيم تا به جاي «انديشهآموزي»، «انديشهورزي» را پيشه كند.ژرفترين و پايدارترين آثار تربيتي، در غيرمستقيمترين روشهاي تربيتي است.در تربيت اصيل، الگوهاي عملي، مؤثرتر از آموزشهاي گفتاري هستند.اصيلترين روشهاي تربيتي، طبيعيترين، سادهترين و صميميترين آنهاست.
تربيت واقعي كودك، بايد خود انگيخته به جاي دگرانگيخته، طبيعي به جاي تصنعي، اكتشافي به جاي اكتسابي، تدريجي به جاي دفعي، دروني به جاي بروني و تجربي به جاي ذهني باشد.
كودك بايد بهگونهاي تربيت شود كه كار خوب به آساني از او سر بزند، نه اينكه با اكراه به آن تن دهد.
هر فردي به همان اندازه موفق است كه ميخواهد. خواستن و نياز به موفقيت را در كودك زيادكنيد، زيرا احساس نياز به پيشرفت، مهمتر از دستيابي به پيشرفت است.
كيفيت ارائه مفاهيم تربيتي، مهمتر از كميت آن است. پيامهاي تربيتي اثرگذار حتي اندك، بهتر از پيامهاي طولاني و پي درپي است.
هدف تربيت، پرورش و تقويت حس كنجكاوي كودك است. اين حس در فطرت كودك به وديعه نهاده شده است. مربي با تحريك آن، زمينه پيدايش و تقويت آن را فراهم ميآورد.
يكي از هنرهاي اصلي در تربيت كودك، انتقال مهارت خويشتنداري به اوست تا بتواند در ميانه بحرانها، بيثباتيها و سختيهاي زندگي، يك پارچگي، پايداري و تعادل خويش را حفظ كند.كودك بايد در دوران كودكي بقدر كافي كودكي كند. هرگونه شتابزدگي براي خروج زودرس از اين مرحله، به تاخير در رشديافتگي و بزرگمنشي او ميانجامد.
تربيت كودك يكي از كهنترين هنرها و جديدترين دانشهاست. تركيب اين هنر سنتي با دانش مدرن، مهارتي ظريف را ميطلبد.تربيت كودك بايد براساس دو محور متفاوت و در عين حال وحدت يافته شكل گيرد.
يكي، سهلگيري و واگذاري و ديگري، سختگيري و كنترل با رعايت حد اعتدال. رمز بزرگ و هنر ظريف در برقراري ارتباط ميان اين دو شيوه متضاد، پرورش متعادل كودك در دستيابي به شخصيت رو به كمال است.
زندگي در گذر است. كودكان اين گلهاي باغ زندگي زاده ميشوند و لحظه لحظه رشد ميكنند و تو اي مادر! اي پدر! اي باغبانان عشق! اگر نسيم مهرتان برآنان نوزد؛ اگر دست محبتتان اين گلها را ننوازد؛ اگر پر و بالتان برايشان گشوده نشود و اگر از سرچشمه زلال عشقتان سيراب نشوند، خواهند پژمرد و آن روز اشك جانسوز باغبان خواهد بود كه با دستهاي خود، گلهاي زندگياش را پرپر ميكند. شما را به خدا به اين گلها برسيد. فردا ديراست
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم