نگاهي علمي به غذاهاي چربيسوز
نگاهي علمي به غذاهاي چربيسوز
مصرف ميوهها و سبزيهاي خاص نميتواند بدن را به يك ماشين چربي سوز تبديل كند و مصرف بيش از حد يك ماده غذايي، نميتواند در كاهش وزن موثر باشد.

رژيم غذايي با كالري منفي(Negative Calorie Diets) يا به عبارت ديگر رژيم حاوي مواد غذايي چربيسوز همواره مورد توجه و صحبت در محافل عمومي، مجلات و سايتهاي مختلف است. هدف از اين مقاله بيان واقعيت علمي و چگونگي اثربخشي اين رژيمها و مواد غذايي معروف به چربيسوز در كاهش وزن است.
در حقيقت ادعاي رژيمهاي با كالري منفي و مواد غذايي چربي سوز بر اين اساس است كه اين دسته از مواد غذايي ضمن آن كه داراي كالري پاييني هستند، در بدن انرژي بيشتري نسبت به آن چه كه از مصرف آنها جذب ميشود، صرف هضم و جذب آنها گردد. در نتيجه خوردن آنها نه تنها كالري به بدن اضافه نميكند، بلكه مقداري انرژي نيز براي متابوليسم آنها از ذخاير انرژي بدن گرفته ميشود و برخي در ادامه نيز چنين نتيجه گيري كردهاند كه هر چه قدر بخواهيد ميتوانيد از اين مواد غذايي مصرف كنيد و همچنان وزن خود را كاهش دهيد.
چند مثال هيجان انگيز هم غالبا براي خوانندگان زده ميشود، كرفس و كلم بروكلي از نمونههاي رايج هستند. مثلا در مورد كرفس گفته ميشود كه 40 گرم كرفس 7 كيلوكالري انرژي دارد، در حالي كه بدن به 30 كيلوكالري براي هضم و جذب آن نياز دارد، اگر چنين مطلبي درست باشد شما 23 كيلوكالري منفي مصرف ميكنيد و اگر در روز 5 بار مصرف آن را تكرار كنيد، در پايان ماه حدود نيم كيلوگرم وزن كم ميكنيد.
همچنين در مورد كلم بروكلي ذكر شدهاست كه مصرف 100 گرم آن باعث صرف 55 كيلوكالري از بدن براي هضم و جذب آن ميشود و يا در مورد پرتقال گفته ميشود 25 كيلوكالري نهايتا از بدن گرفته ميشود تا اين ميوه مورد استفاده بدن قرار گيرد!!! و يا گريپ فروت را يك كاتاليست سوزاننده چربي معرفي كرده و بنابراين مصرف آن را قبل و يا همراه وعده غذايي توصيه ميكنند!!!!
سبزيجات داراي كالري منفي عبارتند از: گل كلم، كرفس، مارچوبه، كلم بروكلي، كلم برگ، بادمجان، هويج، كاسني، شاهي، خيار، رازيانه، كدو، تره فرنگي، كاهو، ترب، فلفل، تربچه، اسفناج، گوجه فرنگي، شلغم، سير، لوبيا سبز و ريواس
اين ايده و تئوري كه گستردگي بسياري در سايتهاي اينترنتي، كتابها و تبليغات الكترونيك به ويژه از سال 2005 ميلادي پيدا كردهاست، در وهله اول بسيار جالب و خوشايند به نظر ميآيد، اما آيا اين ايده با فيزيولوژي و عملكرد متابوليكي واقعي بدن هماهنگي دارد؟ آيا خوردن هر چه بيشتر اين مواد غذايي آن طور كه ادا ميشود باعث ميگردد تا بدن مانند يك ماشين چربيسوز عمل كند؟ با اين كه با يك جستجوي ساده "رژيم غذايي با كالري منفي " در اينترنت با انواع بسيار متنوعي از اين رژيمها مواجه ميشويد، اطلاعات بسيار كمي همراه با اين رژيمها به ما داده ميشود. در عوض با تبليغات بسيار گوناگون، ذهن شما را همزمان درگير ميكنند، مثل كاهش وزن از طريق هيپنوتيزم و....
در كتاب رژيم غذايي با كالري منفي حدود 100 ماده غذايي با خاصيت فوق براي شما نام برده ميشود كه با خوردن آنها بدون اين كه نيازي به ورزش و يا روزه داري و يا تحمل گرسنگي داشته باشيد، ميتوانيد در 7 روز 7 كيلوگرم وزن كم كنيد و 3 برابر سريع تر از ساير رژيم ها لاغر شويد، البته اين ليست و كتاب 80 صفحه اي الكترونيك بعد از پرداخت حدود 20 دلار در اختيار شما قرار داده ميشود و غالبا يك حراج چند دلاري نيز در گوشه صفحه شما را به پرداخت اين مبلغ تشويق ميكند!!!
حال بگذاريد با يك عينك علمي كه با فيزيولوژي و متابوليسم واقعي بدن منطبق است اين ادعا را بررسي كنيم، زيرا هر ايده و تئوري كه در ظاهر به نظر منطقي بيايد، الزاما در بدن ما به همان صورت اتفاق نخواهد افتاد.
اولا، بايد گفت كه تاكنون هيچ مطالعه علمي چنين تئوري را بررسي نكردهاست و به گفته دانشمنداني كه بر روي متابوليسم بدن مطالعه ميكنند، در حال حاضر ابزار متابوليكي براي سنجش انرژي مورد نياز براي هضم و جذب مواد غذايي خاص وجود ندارد. به عبارت ديگر هيچ مطالعه تجربي تا امروز انجام نشده كه نشان دهد اگر براي مثال مقدار مشخصي شاه توت مصرف كنيد، دقيقا چه مقدار انرژي صرف هضم و جذب آن ميشود. ضمن آن كه ميزان مصرف انرژي هضم و جذب مواد غذايي علاوه بر ويژگي هاي خود ماده غذايي به وضعيت متابوليسم فردي، تركيب غذاي مصرفي در وعده هاي غذايي قبل، شدت فعاليت فيزيكي و سن بستگي دارد، در نتيجه اين مقدار نميتواند در تمام افراد يكسان باشد.
آن چه مسلم است اين است كه تمام مواد غذايي، حتي آنهايي كه در فهرست مواد غذايي با كالري منفي ذكر مي شوند، داراي ميزان مشخصي كالري مي باشند و هيچ ماده غذايي را نمي توانيد پيدا كنيد كه به هيچ وجه داراي كالري نباشد، زيرا مواد غذايي از نسبتهاي متفاوت كربوهيدرات، پروتئين، چربي و فيبر تشكيل شدهاند كه يك گرم از آن ها به ترتيب داراي 4، 4، 9 و 2 كيلوكالري هستند.
بنابراين كم كردن وزن به دنبال مصرف مواد غذايي كه در فهرست مواد غذايي با انرژي منفي وجود دارند، به جهت آن نيست كه اين مواد چربي مي سوزانند، بلكه به علت جايگزين نمودن آن ها با مواد غذايي پُركالري است. نتايج يك مطالعه نشان داده است كه وقتي وعده غذايي با يك سالاد بزرگ 100 كيلوكالري(مركب از كاهو، گوجه فرنگي، هويج، خيار، كمي سُس بدون چربي و پنير موزارلا) شروع مي شود، ميزان كل انرژي دريافتي در وعده غذايي تا 12 درصد نسبت به زماني كه سالاد مصرف نمي شود كاهش مي يابد، ولي اگر وعده غذايي با سالاد كوچك و كم حجم تر ولي 200 كيلوكالري شروع شود، در پايان وعده 8 درصد كالري بيشتري دريافت مي گردد و اگر وعده غذايي با سالاد 400 كيلوكالري شروع شود، انرژي دريافتي در پايان 17 درصد بيشتر است. پس در حقيقت ما به دنبال احساس سيري است كه كالري كمتري دريافت ميكنيم و نه به علت اثرات متابوليك مواد غذايي در بدن.
نكته مهم ديگر آن است كه تنظيم رژيم غذايي فقط علم محاسبه كالري مواد غذايي نيست. اين اشتباه بزرگي است كه رژيم غذايي بيش از محاسبه كالري در موفقيت اجراي بلند مدت رژيم غذايي با كالري منفي، نياز به انجام تحقيقات بيشتري است، اما به هر حال مواد غذايي كه در فهرست ذكر شده قرار دارند علاوه بر اين كه داراي كالري پاييني هستند، منبع خوبي براي بسياري از ويتامين ها، مواد معدني و فيبر مي باشند. پس اين مواد غذايي، گزينه هاي مناسبي در رژيم كاهش وزن هستند و همين امر خود به عنوان اقدامي مثبت براي يك شروع ايده آل پيرامون كاهش وزن دايمي مي باشد. گرچه ادعاي اثر چربي سوزي كه در مورد آن ها القا شده است، پشتوانه علمي ندارد.
ميوه هاي داراي كالري منفي عبارت هستند از: سيب، زغال اخته، گريپ فروت، شاه توت، توت سياه، گلابي، ليمو، پرتقال، هلو، تمشك، توت فرنگي، نارنگي، هندوانه، طالبي، گرمك، انبه، آلو و آناناس
ذكر اين نكته نيز ضرورت دارد كه رژيم هاي با كالري منفي فاقد مقدار كافي منابع كلسيم هستند و مقدار پروتئين و چربي آن ها نيز پايين است، بنابراين مصرف چند هفته و يا چند ماه آن ها، بدن را با كمبود مواجه مي كند. از طرف ديگر گر چه كم كردن كالري دريافتي قطعا باعث كاهش وزن مي شود، اما بايد بدانيد كه كم كردن بيش از حد انرژي دريافتي، باعث افت متابوليسم بدن و در نتيجه افزايش وزن ميشود.
نكته ديگري كه مناسب است در اين جا به آن اشاره شود، اثر گرمازايي مواد غذايي(Thermic effect of food) يا همان انرژي مورد نياز براي متابوليسم چربي ها، كربوهيدارت ها و پروتئين ها است كه به طور كلي 10 درصد انرژي مصرفي بدن را تشكيل مي دهند. اين ميزان در چربي ها 3 تا 5 درصد، در كربوهيدرات ها 15 درصد و در پروتئين ها حدود 30 درصد است. براي مثال با مصرف سينه مرغ كه حدود 200 كيلوكالري باشد 30 درصد انرژي يا 60 كيلوكالري صرف متابوليسم مي شود و نهايتا 140 كيلوكالري در بدن باقي مي ماند، بنابراين با مصرف منابع پروتئيني كم چرب همراه با منابع موجود در فهرست مواد غذايي با كالري منفي كه ارزش ويتامين، مواد معدني و فيبر بالايي دارند، نه تنها ميتوانيد اشتهاي خود را كنترل كنيد، بلكه سوخت و ساز بدن خود را در محدوده مشخصي ميتوانيد افزايش دهيد.
پس نتيجه توضيحات ارائه شده آن است كه مصرف ميوهها و سبزيهاي خاص نميتواند بدن را به يك ماشين چربي سوز تبديل كند و مصرف بيش از حد يك ماده غذايي حتي اگر در فهرست مواد غذايي با كالري منفي باشد، زماني كه شما بيش از نياز انرژي دريافت ميكنيد، نميتواند در كاهش وزن موثر باشد. اگر واقعا ميخواهيد به طور موثر كالري بسوزانيد بايد ورزش را شروع كنيد، زيرا ماده غذايي با خاصيت چربي سوزي وجود ندارد، اما تشويق به مصرف اين مواد به جهت نقش آنها در تامين ويتامين، املاح و فيبر مورد نياز بدن در رژيم غذايي بسيار مناسب است.
* منبع: ماهنامه دنياي تغذيه
همچنين در مورد كلم بروكلي ذكر شدهاست كه مصرف 100 گرم آن باعث صرف 55 كيلوكالري از بدن براي هضم و جذب آن ميشود و يا در مورد پرتقال گفته ميشود 25 كيلوكالري نهايتا از بدن گرفته ميشود تا اين ميوه مورد استفاده بدن قرار گيرد!!! و يا گريپ فروت را يك كاتاليست سوزاننده چربي معرفي كرده و بنابراين مصرف آن را قبل و يا همراه وعده غذايي توصيه ميكنند!!!!
سبزيجات داراي كالري منفي عبارتند از: گل كلم، كرفس، مارچوبه، كلم بروكلي، كلم برگ، بادمجان، هويج، كاسني، شاهي، خيار، رازيانه، كدو، تره فرنگي، كاهو، ترب، فلفل، تربچه، اسفناج، گوجه فرنگي، شلغم، سير، لوبيا سبز و ريواس
اين ايده و تئوري كه گستردگي بسياري در سايتهاي اينترنتي، كتابها و تبليغات الكترونيك به ويژه از سال 2005 ميلادي پيدا كردهاست، در وهله اول بسيار جالب و خوشايند به نظر ميآيد، اما آيا اين ايده با فيزيولوژي و عملكرد متابوليكي واقعي بدن هماهنگي دارد؟ آيا خوردن هر چه بيشتر اين مواد غذايي آن طور كه ادا ميشود باعث ميگردد تا بدن مانند يك ماشين چربيسوز عمل كند؟ با اين كه با يك جستجوي ساده "رژيم غذايي با كالري منفي " در اينترنت با انواع بسيار متنوعي از اين رژيمها مواجه ميشويد، اطلاعات بسيار كمي همراه با اين رژيمها به ما داده ميشود. در عوض با تبليغات بسيار گوناگون، ذهن شما را همزمان درگير ميكنند، مثل كاهش وزن از طريق هيپنوتيزم و....
در كتاب رژيم غذايي با كالري منفي حدود 100 ماده غذايي با خاصيت فوق براي شما نام برده ميشود كه با خوردن آنها بدون اين كه نيازي به ورزش و يا روزه داري و يا تحمل گرسنگي داشته باشيد، ميتوانيد در 7 روز 7 كيلوگرم وزن كم كنيد و 3 برابر سريع تر از ساير رژيم ها لاغر شويد، البته اين ليست و كتاب 80 صفحه اي الكترونيك بعد از پرداخت حدود 20 دلار در اختيار شما قرار داده ميشود و غالبا يك حراج چند دلاري نيز در گوشه صفحه شما را به پرداخت اين مبلغ تشويق ميكند!!!
حال بگذاريد با يك عينك علمي كه با فيزيولوژي و متابوليسم واقعي بدن منطبق است اين ادعا را بررسي كنيم، زيرا هر ايده و تئوري كه در ظاهر به نظر منطقي بيايد، الزاما در بدن ما به همان صورت اتفاق نخواهد افتاد.
اولا، بايد گفت كه تاكنون هيچ مطالعه علمي چنين تئوري را بررسي نكردهاست و به گفته دانشمنداني كه بر روي متابوليسم بدن مطالعه ميكنند، در حال حاضر ابزار متابوليكي براي سنجش انرژي مورد نياز براي هضم و جذب مواد غذايي خاص وجود ندارد. به عبارت ديگر هيچ مطالعه تجربي تا امروز انجام نشده كه نشان دهد اگر براي مثال مقدار مشخصي شاه توت مصرف كنيد، دقيقا چه مقدار انرژي صرف هضم و جذب آن ميشود. ضمن آن كه ميزان مصرف انرژي هضم و جذب مواد غذايي علاوه بر ويژگي هاي خود ماده غذايي به وضعيت متابوليسم فردي، تركيب غذاي مصرفي در وعده هاي غذايي قبل، شدت فعاليت فيزيكي و سن بستگي دارد، در نتيجه اين مقدار نميتواند در تمام افراد يكسان باشد.
آن چه مسلم است اين است كه تمام مواد غذايي، حتي آنهايي كه در فهرست مواد غذايي با كالري منفي ذكر مي شوند، داراي ميزان مشخصي كالري مي باشند و هيچ ماده غذايي را نمي توانيد پيدا كنيد كه به هيچ وجه داراي كالري نباشد، زيرا مواد غذايي از نسبتهاي متفاوت كربوهيدرات، پروتئين، چربي و فيبر تشكيل شدهاند كه يك گرم از آن ها به ترتيب داراي 4، 4، 9 و 2 كيلوكالري هستند.
بنابراين كم كردن وزن به دنبال مصرف مواد غذايي كه در فهرست مواد غذايي با انرژي منفي وجود دارند، به جهت آن نيست كه اين مواد چربي مي سوزانند، بلكه به علت جايگزين نمودن آن ها با مواد غذايي پُركالري است. نتايج يك مطالعه نشان داده است كه وقتي وعده غذايي با يك سالاد بزرگ 100 كيلوكالري(مركب از كاهو، گوجه فرنگي، هويج، خيار، كمي سُس بدون چربي و پنير موزارلا) شروع مي شود، ميزان كل انرژي دريافتي در وعده غذايي تا 12 درصد نسبت به زماني كه سالاد مصرف نمي شود كاهش مي يابد، ولي اگر وعده غذايي با سالاد كوچك و كم حجم تر ولي 200 كيلوكالري شروع شود، در پايان وعده 8 درصد كالري بيشتري دريافت مي گردد و اگر وعده غذايي با سالاد 400 كيلوكالري شروع شود، انرژي دريافتي در پايان 17 درصد بيشتر است. پس در حقيقت ما به دنبال احساس سيري است كه كالري كمتري دريافت ميكنيم و نه به علت اثرات متابوليك مواد غذايي در بدن.
نكته مهم ديگر آن است كه تنظيم رژيم غذايي فقط علم محاسبه كالري مواد غذايي نيست. اين اشتباه بزرگي است كه رژيم غذايي بيش از محاسبه كالري در موفقيت اجراي بلند مدت رژيم غذايي با كالري منفي، نياز به انجام تحقيقات بيشتري است، اما به هر حال مواد غذايي كه در فهرست ذكر شده قرار دارند علاوه بر اين كه داراي كالري پاييني هستند، منبع خوبي براي بسياري از ويتامين ها، مواد معدني و فيبر مي باشند. پس اين مواد غذايي، گزينه هاي مناسبي در رژيم كاهش وزن هستند و همين امر خود به عنوان اقدامي مثبت براي يك شروع ايده آل پيرامون كاهش وزن دايمي مي باشد. گرچه ادعاي اثر چربي سوزي كه در مورد آن ها القا شده است، پشتوانه علمي ندارد.
ميوه هاي داراي كالري منفي عبارت هستند از: سيب، زغال اخته، گريپ فروت، شاه توت، توت سياه، گلابي، ليمو، پرتقال، هلو، تمشك، توت فرنگي، نارنگي، هندوانه، طالبي، گرمك، انبه، آلو و آناناس
ذكر اين نكته نيز ضرورت دارد كه رژيم هاي با كالري منفي فاقد مقدار كافي منابع كلسيم هستند و مقدار پروتئين و چربي آن ها نيز پايين است، بنابراين مصرف چند هفته و يا چند ماه آن ها، بدن را با كمبود مواجه مي كند. از طرف ديگر گر چه كم كردن كالري دريافتي قطعا باعث كاهش وزن مي شود، اما بايد بدانيد كه كم كردن بيش از حد انرژي دريافتي، باعث افت متابوليسم بدن و در نتيجه افزايش وزن ميشود.
نكته ديگري كه مناسب است در اين جا به آن اشاره شود، اثر گرمازايي مواد غذايي(Thermic effect of food) يا همان انرژي مورد نياز براي متابوليسم چربي ها، كربوهيدارت ها و پروتئين ها است كه به طور كلي 10 درصد انرژي مصرفي بدن را تشكيل مي دهند. اين ميزان در چربي ها 3 تا 5 درصد، در كربوهيدرات ها 15 درصد و در پروتئين ها حدود 30 درصد است. براي مثال با مصرف سينه مرغ كه حدود 200 كيلوكالري باشد 30 درصد انرژي يا 60 كيلوكالري صرف متابوليسم مي شود و نهايتا 140 كيلوكالري در بدن باقي مي ماند، بنابراين با مصرف منابع پروتئيني كم چرب همراه با منابع موجود در فهرست مواد غذايي با كالري منفي كه ارزش ويتامين، مواد معدني و فيبر بالايي دارند، نه تنها ميتوانيد اشتهاي خود را كنترل كنيد، بلكه سوخت و ساز بدن خود را در محدوده مشخصي ميتوانيد افزايش دهيد.
پس نتيجه توضيحات ارائه شده آن است كه مصرف ميوهها و سبزيهاي خاص نميتواند بدن را به يك ماشين چربي سوز تبديل كند و مصرف بيش از حد يك ماده غذايي حتي اگر در فهرست مواد غذايي با كالري منفي باشد، زماني كه شما بيش از نياز انرژي دريافت ميكنيد، نميتواند در كاهش وزن موثر باشد. اگر واقعا ميخواهيد به طور موثر كالري بسوزانيد بايد ورزش را شروع كنيد، زيرا ماده غذايي با خاصيت چربي سوزي وجود ندارد، اما تشويق به مصرف اين مواد به جهت نقش آنها در تامين ويتامين، املاح و فيبر مورد نياز بدن در رژيم غذايي بسيار مناسب است.
* منبع: ماهنامه دنياي تغذيه
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۲۶ ساعت 15:10 توسط نویسنده: امید نادمی
|
اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم