|
پایگاه تخصصی دانشجویان پرستاری و پرستاران دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) تهران
|
|
|
|
||||
|
داروهای بیهوشی عبارتند از: PANCURONIUM BROMIDE(۱ SUCCINYLCHOLINE CHLORIDE(۲ ATRACURIUM BESYLATE(۳ به اختصار تو ضیح داده می شود .
PANCURONIUM BROMIDE موارد مصرف: اين دارو به عنوان دارويكمك بيهوشي براي شل كردن عضلات و تسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعي مكانيكي مصرف ميشود. همچنين براي لولهگذاري داخل ناي و جراحيهايي كه نسبت طولاني مدت هستند و شل شدنع ضلات در آنها ضرورت دارد و كاهش شدت انقباضات عضلاني ناشي از حملات تشنجي مصرف شده است. مكانيسم اثر: اين دارو با استيل كولين در اتصال به گيرندههاي كلينرژيك صفحه محركه انتهايي رقابت و با مهار انتقال عصبي، پاسخ صفحه محركه انتهايي به استيل كولين را كاهش ميدهد و باعث فلج عضلات اسكلتي ميشود. فارماكوكينتيك: متابوليسم دارو كبدي(مقادير جزيي) است. نيمه عمر دفع دارو114-116 دقيقه است. زمان رسيدن بهحداكثر غلظت 3-4/5 دقيقه و بسته به مقدار مصرف است. دفع دارو كليوي (80درصد) و صفراوي (10 درصد) است. بعداز تزريق دارو 90 درصد پاسخ پرشي عضلات در كمتر از 60 دقيقه به حالت عادي باز ميگردد. هشدارها: ۱ـ بهدليل اثر واگوليتيك، خطر برادي كاردي يا كاهش فشار خون ناشي از داروهاي مخدر كاهش مييابد اما در بعضي بيماران خطر بروز تاكيكاردي يا افزايش فشار خون، بيشتر ميشود. تاكيكاردي با اين دارو شايعتر از ساير داروهاي مسدد عصبي ـ عضلاني است. ۲ـ در عيب كار كبد و كليه ممكنست اثر دارو طولانيتر شود. 3ـ مصرف مقادير بيش از حد آن ممكنست منجر به ضعف مداوم تنفسي يا آپنه و كلاپسي قلبي شود. براي به حداقل رساندن خطر مصرف بيش از حد، توصيه ميشود از يك تحريككننده اعصاب محيطي، براي پيگيري پاسخ بيمار به دارو استفاده شود. عوارض جانبي: افزايش فشار خون، تاكيكاردي، خارش پوست، افزايش ترشح بزاق و راش پوستي از عوارض جانبي مهم و نسبت شايع دارو ميباشند. تداخلهاي دارويي: دارو با آمينوگليكوزيدها، بيحس كنندههاي موضعي تزريقي، كاپرئومايسين، خونسيتراته، كليندامايسين، لينكومايسين، پليميكسينها، گليكوزيدهاي ديژيتالي، پروكائين آميد و كينيدين تداخل دارد. نكات قابل توصيه: ۱- در هيپرترمي طول و شدت اثر دارو افزايش و در هيپوترمي كاهش مييابد. 2ـ دارو اثر شناخته شدهاي روي هوشياري يا آستانه درد ندارد لذا بهعنوان داروي كمكي در جراحي، بايد مقدار كافي از داروي بيهوشي بهكار رود. 3ـ دارو به ميزان كمتري از ساير داروهاي مسدد عصبي ـ عضلاني باعث آزاد شدن هيستامين ميشود. 4ـ مقدار مصرف دارو در صورت مصرف همزمان با بيهوشكنندههاي عمومي مثل اتر، انفلوران و ايزوفلوران بايد به 33-50 درصد كاهش يابد يا مقدار مصرف آن توسط يكت حريككننده اعصاب محيطي تعيين شود. ميزان اين كاهش با هالوتان كمتر است. مقدار مصرف: بزرگسالان: ابتدا 0/04-0/1 mg/kgبهصورت وريدي تجويز ميشود. سپسمقدار mg/kg 0/01 هر 20-60 دقيقه به مقدار مصرف اوليه اضافه ميشود. درصورت نياز بايد مقدار مصرف تنظيم شود. بعد از بيهوشي با ايزوفلوران يا انفلوران يا بيماراني كه به منظورلولهگذاري داخل ناي، سوكسينيل كولين دريافت كردهاند، mg/kg 0/04 ابتدا بهصورت وريدي تجويز ميشود و سپس براساس پاسخ بيمار تنظيم ميشود. به منظور لولهگذاري داخل ناي، مقدارmg/kg 0/6-0/1، تزريق وريدي ميشود.ب عد از مصرف دارو براي لولهگذاري داخل ناي، شرايط مناسب براي لولهگذاري طي2-3 دقيقه بهدست ميآيد. كودكان: مقدار مصرف را ميتوانبراساس پاسخ بيمار به مقدار مصرف تست به ميزان mg/kg 0/02 تعيين نمود. دركودكان با سن يكماه و بيشتر مقدار مصرف مثل بزرگسالان است. اشكال دارويي: Injection: 4 mg/2 ml ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ موارد مصرف: سوكسينيل كولين بهعنوانكمك بيهوشي براي شل كردن عضلات و تسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعي از طريق مكانيكي مصرف ميشود. همراه با مسدود كنندههاي عصبي غير دپولاريزان با اثر نسبت كوتاه براي لولهگذاري داخل ناي مصرف ميشود. انفوزيون مداوم آن در جراحيهاي كوتاه مدت كه شل شدن عضلات ضرورت دارد، استفاده ميشود. در كاهش شدت انقباضات عضلاني ناشي از حملات تشنجي (الكتريكي يا فارماكولوژيكي يا واكنشهاي سمي بهديگر داروها) نيز بهكار ميرود. مكانيسم اثر: سوكسينيل كولين داروي مسدودكننده عصبي عضلاني دپولاريزان است كه با استيل كولين در اتصال بهگيرندههاي كلينرژيك صفحه محركه انتهايي رقابت و با اتصال به گيرندهها باعث دپولاريزاسيون ميشود. اثر دپولاريزان به دليل تمايل شديد آن بهگيرنده كلينرژيك و مقاومت به اثرات كوليناستراز، طولانيتر از استيل كولين است. اين اثر ابتدا باعث انقباض گذراي عضلات ميشود كه معمولا فاسيكوله شدن عضلات بروز ميكند و بعد از آن، انتقالعصبي عضلاني مهار ميشود. فارماكوكينتيك: متابوليسم دارو پلاسمايياست. شروع اثر با تزريق وريدي 0/5-1دقيقه و با تزريق عضلاني طي 3 دقيقهميباشد. زمان رسيدن به حداكثر اثر 1-2دقيقه بعد از تزريق وريدي ميباشد. دفعدارو كليوي است. هشدارها: 1ـ با محلولهاي قليايي (مثلتيوپنتال سديم) مخلوط نشود چون رسوب مينمايد. 2 ـ تكرار مصرف دارو ممكن است باعث بروز مقاومت شود. 3ـ مصرف دارو ممكن است باعث افزايش غلظت سرمي پتاسيم شود كه منجر به ايست قلبي يا آريتمي در بيماران دچار سوختگي يا ضربه شديد و اختلالات نورولژيك ميشود كه تا هفتهها و ماهها بعد از ضربه اين اثر باقي ميماند. براديكاردي و آريتمي قلبي با اين دارو از ساير مسددهاي عصبي ـ عضلاني شايعتر است. 4ـ در سوختگي شديد، سميت با ديژيتال يا مصرف اخير آن، عيب كار قلب، بيماري دژنراتيو يا ديستروفي عصبي ـ عضلاني، فلج نيمه تحتاني بدن، هيپركالمي، صدمات نخاعي، ضربه شديد، كمخوني شديد، دهيدراتاسيون، مصرف حشرهكشهاي سمي براي عصب يا ديگر مهاركنندههاي كولين استراز، بيماري شديد كبد يا سيروز، سوءتغذيه، صفات نهفته ارثي، ضايعات چشمي، گلوكوم، جراحي چشم، شكستگي يا اسپاسم عضله و هيپرترمي بدخيم با احتياط مصرف شود. 5 ـ ميزان و شدت بروز برادي كاردي و كاهش فشار خون ناشي از دارو همراه باضد دردهاي مخدر بالا ميرود. آزاد شدن هيستامين نيز كه با بسياري از ضد دردهاي مخدر ايجاد ميشود، افزايش مييابد. 6 ـ مصرف مكرر يا طولاني مدت دارو ممكن است انسداد عصبي ـ عضلاني شبيه به انسداد حاصل از داروهاي مسدودكننده عصبي ـ عضلاني غير دپولاريزان ايجادكند كه اين حالت منجر به بروز ضعف مداوم تنفسي يا آپنه خواهد شد. براي بهحداقل رساندن خطر مصرف بيش از حد توصيه ميشود از يك تحريككننده اعصاب محيطي، براي پيگيري پاسخ بيمار به دارو استفاده شود. عوارض جانبي: برادي كاردي، آريتمي قلبي، گلوكوم، تاكيكاردي، سفتي و درد عضلات بعد از جراحي، هيپرترمي بدخيم و افزايش ترشح بزاق از عوارض نسبت شايع و مهم دارو ميباشند. تداخلهاي دارويي: مصرف همزمان داروبا آمينوگليكوزيدها، بيحس كنندههاي موضعي تزريقي، كاپرئومايسين، خونسيترانه، كليندامايسين، لينكومايسين، پليميكسينها، مهاركنندههاي كولين استراز، حشرهكشهايي كه سميت عصبي دارند، گليكوزيدهاي ديژيتالي، پروكائين آميد، كينيدين و فيزوستيگمين باعث تشديد و يا طولاني شدن اثرات و عوارض سوكسينلكولين ميشود. نكات قابل توصيه: ۱ـ كودكان بهخصوصبه اثرات ميوگلوبينمي، ميوگلوبينوري و قلبي دارو حساسترند. مصرف مقادير كم توبوكورارين قبل از سوكسينيل كولين، شيوع ميوگلوبينمي را كاهش ميدهد. همچنين با تكرار مصرف در صورت بروز، عوارض قلبي ذكر شده ناشي از تحريك واگ با تيوپنتال سديم و آتروپين مهار ميشود. بعد از اين اثرات تاكي كاردي و افزايش فشار خون ممكن است ديده شود. 2ـ تقويت اثر بيهوش كنندههاي استنشاقي هيدروكربنه توسط سوكسينيل كولين كمتر از مسدودكنندههاي عصبي ـعضلاني غير دپولاريزان است. 3ـ طول و شدت اثر دارو در هيپرترمي و هيپوترمي افزايش مييابد. 4 ـ مقدار تست 10 ميليگرم براي تعيينحساسيت بيمار و زمان بازيابي به كارميرود. در بيماراني كه ميزان فعاليت آنزيم پسودوكولين استراز در آنها كم است، بهدليل حساسيت غيرمعمول به اثرات سوكسينيل كولين ممكن است به كاهش مقدار مصرف دارو نياز باشد در اين مورد مقدار تست 5-10 ميليگرم ميباشد. 5- براي كاهش فاسيكوله شدن عضلات، مقدار كمي از داروي غير دپولاريزان ممكنست قبل از مصرف سوكسينيلكولين، بهكار رود. 6ـ دارو اثر شناخته شدهاي روي هوشياري يا آستانه درد ندارد لذا در جراحي بايد مقداركافي از داروي بيهوشي بهكار رود. مقدار مصرف: بزرگسالان: در جراحي كوتاه مدت، ابتدا مقدار mg/kg 0/6-1/1 بهصورت وريدي تزريق ميشود. در صورت نياز به تكرار مصرف دارو، مقدار آن بايد با توجه به پاسخ بيمار به مقدار مصرف اوليه تعيين شود. به صورت عضلاني mg/kg 3-4تزريق ميشود و ميزان تام مقدار مصرف از 150 ميليگرم بيشتر شود. در جراحي طولاني مدت، ابتدا مقدار mg/kg 0/6-1/1بهصورت وريدي تزريق ميشود. مقدار مصرف بعدي براي هر فرد جداگانه و باتوجه به نياز به ميزان تداوم شل شدن عضلات تعيين ميشود. تجويز مقادير مصرف بهصورت منقسم، بهدليل امكان بروز مقاومت و آپنه مداوم توصيه نميشود. در اعمال جراحي طولاني به كار بردن انفوزيون مداوم بهتر است. انفوزيون وريدي بهصورت محلول0/1-0/2 درصد در دكستروز 5 درصد ياسديم كلرايد تزريقي و ساير رقيقكنندههاي مناسب و به ميزان 0/5-10 mg/min براساس پاسخ بيمار و شل شدن عضله، به مدت يك ساعت تجويز ميشود. در مصرف دارو به صورت انفوزيون، پيگيري دقيق كار عصبي-عضلاني، با استفاده از تحريككننده اعصاب محيطي، براي جلوگيري از مصرف مقادير زياد و تعيين ميزان انسداد داروي غير دپولاريزان، توصيه ميشود. در درمان با الكتروشوك مقدار 10-30ميليگرم تقريب يك دقيقه قبل از شوك، تزريق وريدي يا حداكثر 2/5 mg/kg (مقدارمصرف تام از 150 ميليگرم نبايد بيشترشود) تزريق عضلاني ميشود. كودكان: براي لولهگذاري داخل ناي حداكثر تا mg/kg 2/5 (مقدار مصرف تام از150 ميليگرم نبايد بيشتر شود) تزريقعضلاني و يا mg/kg 1-2 تزريق وريديميشود. در صورت نياز به تكرار مصرفدارو، مقدار مصرف بايد باتوجه به پاسخبيمار به مقدار مصرف اوليه، تعيين شود.بهنظر ميرسد كه انفوزيون مداوم وريديدارو در كودكان و نوزادان باعثهيپرترمي بدخيم شود. اشكال دارويي: For Injection: 100 mg, 500 mg, 1000 mg ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ موارد مصرف: آتراكوريوم بهعنوان داروي كمك بيهوشي براي شل كردن عضلات و تسهيل كنترل بيمار طي تنفس مصنوعي مكانيكي مصرف ميشود. همچنين براي لولهگذاري داخل ناي و جراحيهايي كهنسبت طولاني مدت هستند و شلشدن عضلات در آنها ضرورت دارد، بهكار ميرود. همچنين در درمان كاهش شدت انقباضات عضلاني ناشي از حملات تشنجي مصرف شده است. مكانيسم اثر: آتراكوريوم با استيلكولين دراتصال بهگيرندههاي كولينرژيك صفحه محركه انتهايي رقابت و با مهار انتقالعصبي، پاسخ صفحه محركه انتهايي به استيلكولين را كاهش ميدهد و باعث فلجعضلات اسكلتي ميشود. فارماكوكينتيك: نيمه عمر دفع دارو 20 دقيقهاست. زمان رسيدن بهحداكثر اثر دارو10ـ1/7 دقيقه است. دفع دارو كليوي و صفراوي است. بعد از تزريق دارو در بيهوشي متعادل، 25 درصد پاسخ پرشي عضلات در 45ـ35 دقيقه و 95 درصد پاسخدر 70 ـ 60 دقيقه به حالت عادي باز ميگردد. در بيهوشي متعادل 30 دقيقه و در بيهوشي استنشاقي 40 دقيقه بعد از شروع هوشيابي 95 درصد پاسخ عضلاني به حالت عادي باز ميگردد. هشدارها: ۱ـ با محلولهاي قليايي (مثل باربيتورات تزريقي) مخلوط نشود چون غيرفعال شده و رسوب مينمايد. همچنين با محلول رينگر لاكتات رقيق نشود چون تخريب دارو سريعتر صورت ميگيرد. 2 ـ در بيماراني كه آزاد شدن هيستامين ممكن است خطرناك باشد، بيماري عصبي-عضلاني، اختلالات شديد الكتروليت يا كارسينوما، مقدار مصرف دارو، به دليل افزايش انسداد عصبي-عضلاني و مشكل در هوشيابي، بايد كاهش يابد. مصرف زياد دارو ممكن است باعث آزاد شدن ناگهاني هيستامين شود. 3 ـ تزريق سريع داخل وريدي و يا مقادير زياد دارو ممكن است باعث كاهش فشارخون شود. 4 ـ مصرف مقادير بيش از حد دارو ممكن است منجر به ضعف مداوم تنفسي يا آپنه و كلاپس قلبي عروقي شود. براي به حداقلرساندن خطر مصرف بيش از حد، توصيه ميشود از يك تحريككننده اعصاب محيطي، براي پيگيري پاسخ بيمار به دارو استفاده شود. عوارض جانبي: كاهش فشارخون، قرمزشدن پوست، گلودرد و لارنگواسپاسم از عوارض جانبي مهم و نسبت شايع دارو ميباشند. تداخلهاي دارويي: دارو با آمينوگليكوزيدها، بيحسكنندههاي موضعي تزريقي، كاپرئومايسين، خون سيتراته، كليندامايسين، لينكومايسين، پليميكسينها، پروكائين آميد، كينيدين واپيوئيدها تداخل دارد. نكات قابل توصيه: ۱ـ دارو از راه وريدي تزريق شود چون از راه عضلاني ممكن است باعث تحريك بافت شود. 2 ـ دارو اثر شناخته شدهاي روي هوشياري يا آستانه درد ندارد بنابراين به عنوان داروي كمكي در جراحي، بايد مقدار كافي از داروي بيهوشي در دسترس باشد. 3 ـ در هيپوترمي طول و شدت اثر دارو افزايش مييابد. 4 ـ دارو نميتواند مانع براديكاردي ناشي از بيهوشكنندهها يا ضددردهاي مخدر شود، لذا با مصرف توام آتراكوريوم براديكاري ممكن است بروز كند. مصرف دارو در بيماران قلبي مبتلا به تاكيكاردي، كمخطر است. 5 ـ مقدار مصرف دارو در صورت مصرف همزمان با بيهوشكنندههاي عمومي مثل اتر، انفلوران و ايزوفلوران بايد به 50 ـ33درصد كاهش يابد يا مقدار مصرف آن بايد توسط يك تحريككننده اعصاب محيطي تعيين شود. ميزان اين كاهش با هالوتان كمتر است. مقدار مصرف: بزرگسالان: ابتدا به صورت وريدي0/5mg/kg ـ 0/4 يا در بيماراني كه آزادشدن هيستامين در آنهاخطرناك است 0/4mg/kg ـ 0/3 تزريق آهسته و يا در نوبتهاي منقسم در يك دقيقه مصرف ميشود. در بيماراني كه با انفلوران يا ايزوفلوران بيهوش شدهاند0/35mg/kg ـ 0/25 تزريق ميشود. ميزان اين كاهش با هالوتان كمتر است. در مورد بيماراني كه بهمنظور لولهگذاري داخل نايتحت بيهوشي متعادل، سوكسينيل كولين دريافت كردهاند، مقدار 0/4 mg/kg ـ 0/3تزريق ميشود. در صورت استفاده از بيهوشكننده قويتر مقدار كمتري دارو مورد نياز است. اثرات سوكسينيل كولين كه با استفاده از يك تحريككننده اعصاب محيطي اندازهگيري ميشود، قبل از مصرف آتراكوريوم بايد از بين رفته باشد. بهعنوان مقدار مصرف مكمل به صورت وريدي mg/kg 0/1 ـ 0/08، 45 ـ 12 دقيقه بعد از مصرف اوليه بكار ميرود. سپس هر25 ـ 15 دقيقه برحسب نياز و يا انفوزيون وريدي بهميزان 0/5 mg ـ 0/3 (پس از برطرف شدن اثر مصرف وريدي اوليه دارو) بكار ميرود. در بيهوشي متعادلmg/kg/min 0/1 ـ 0/009 بهكار ميرود تازماني كه ميزان بلوك عصبي ـ عضلاني بهدست آيد، سپس سرعت انفوزيون براساس نياز و پاسخ بيمار تنظيم ميشود. عموم بيماران به مقادير0/009mg/kg/min ـ 0/005 پاسخ ميدهند. در حاليكه بعضي بيماران به0/002mg/kg/min و يا mg/kg/min 0/015نياز دارند. در بيماراني كه با انفلوران يا ايزوفلوران بيهوش شدهاند ميزانانفوزيون به 33% كاهش مييابد و در مواردي كه از هالوتان استفاده شود اين كاهش كمتر است. در باي پس قلبي بهدليل هيپوترمي سرعت انفوزيون تا 50 درصد كاهش مييابد. كودكان: در كودكان يك ماهه تا دو ساله كهب ا هالوتان بيهوش شده باشند ابتدا0/4mg/kg ـ 0/3 و در كودكان دو ساله و بالاتر مقدار مصرف مثل بزرگسالان است. دفعات مصرف مقدار نگهدارنده ممكن است بيشتر از بزرگسالان باشد. اشكال دارويي: Injection: 10 mg/ml |
|||||
|
|||||